گیفت کارت
گیفت کارت

روزی روزگاری: قهرمان افسانه‌ای | نقد و بررسی بازی Metal Gear Solid 4

!
۲۶ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۰

۲۸ سال قبل قهرمانی نو ظهور قدم به دنیای بازی های ویدیویی گذاشت. سربازی تنها که آمده بود تا در نبرد با دشمن، غیر ممکن ها را ممکن سازد، نام او سالید اسنیک (Solid Snake) بود. در گذر زمان قهرمان ما به شخصیتی افسانه ای در دنیای بازی های ویدیویی تبدیل گشت و عنوان متال گیر به بازی های اکشن مخفی کاری (Stealth Action) جان و معنا بخشید. حال پس از گذشت سال ها از خدمت این سرباز کهنه کار او آمده تا باری دیگر ماموریت خود را به شکلی افسانه ای به پایان برساند.

Box Art

سازنده: Kojima Production

ناشر: Konami

سبک: مخفی کاری – اکشن

تاریخ انتشار: ۲۸ ژوئن ۲۰۰۸

پلتفرم: PS3


خب دیگر تمامی شما دوستان با سری متال گیر آشنایی دارید  یا حداقل اسمش را شنیده اید و همانطور که می دانید زمان زیادی تا عرضه بازی Metal Gear Solid 5: The Phantom Pain باقی نمانده، پس چه فرصتی بهتر از این تا با هم نگاهی داشته باشیم به قسمت چهارم این سری یا به عبارتی قسمت هفتم(با احتساب عناوین عرضه شده بر روی PSP).

مثل همیشه هیدئو کوجیما که همانند شخصیت اصلی بازی، لقب افسانه ای را یدک می کشد به همراه شویو موراتا  و یوجی شینکاوا کارگردانی بازی را بر عهده داشته بودند.ساخت بازی با شعار جایی برای پنهان شدن نیست شروع و طبق معمول عنوان شد که این آخرین قسمت از سری بازی های متال گیر است که کوجیما کاگردانی آنرا بر عهده دارد اما بازم طبق معمول چنین نبود!

بازی در تاریخ ۱۲ ژوئن ۲۰۰۸ (ده سال بعد از انتشار اولین قسمت از MGS و بیست سال بعد از انتشار نسخه UC بازی MG) منتشر شد. MGS4 در بخش های تکنیکی، هنری، اکشن، مخفی کاری و موارد بسیاری مرز ها را شکست و به راستی اعتبار و شاهکار کوجیما، استودیوی او و شرکت کونامی است. از همان لحظه ی دیدن منوی اصلی بازی که اینبار با فرمی خاص و متفاوت از قسمت های قبلی صحنه ورود اسنیک به گورستان و حضور او بر سر یک مزار را نشان میدهد، حسی غریب به بازیباز منتقل می شود و موسیقی غم انگیز و معنی دار این قسمت تحت عنوان Old Snake نیز این حس را کاملا تشدید میکند.

آیا باید برای همیشه با سالید اسنیک خداحافظی کنیم؟ | داستان

(حدس میزنم تعدادی از شما دوستان در درک داستان پر محتوای سری بازی های متال گیر به مشکل برخوردید و یا حتی هیچیک از قسمت های این سری را تجربه نکرده اید هیچ اشکالی ندارد بنده سعی کرده ام تا زیاد وارد جزئیات داستانی نشوم و یا حداقل اسپویلی در کار نباشد و فقط خلاصه ای از داستان این قسمت را براتون بازگو خواهم کرد تا زیاد سردرگم نشوید).

Liquid Ocelot

در سال ۲۰۱۴ جنگ تغییر کرده و چهر ه ی دیگری به خود گرفته، به شکلی که سرزمین های بکر و دست نخورده هم درگیر آن شده اند.جنگ به نوعی صنعت تبدیل و جایگزین اقتصاد در سراسر دنیا شده است. در این بین نیرو های PMC به بهانه ی کمک به کشور ها برای سرکوب دشمنان داخلی و خارجی وارد نوعی تجارت شده اند، به این صورت که آنها تحت اختیار گروه یا کسانی قرار میگیرند که خدمات شان را به قیمت بالاتری بخرد. نیرو های PMC مدام در سعی و تلاشند تا برای کسب سود و منفعت بیشتر کارایی خود را به رخ همگان نشان دهند و اینکار هم مستلزم ایجاد اغتشاش و خرابکاری در شهر ها و کشور ها است. نانو تکنولوژی به نوعی قابلیت برتر تبدیل شده که کارایی و توان نیرو های PMC را تحت اختیار و کنترل خود دارد. هر گروه از واحد های PMC از شخصی به نام لیکوئید اسلات (Liquid Ocelot) دستور می گیرند.

نقش منفی و دشمن اصلی شما در بازی کسی نیست جز اسلات. او آمده است تا با ایجاد اختلال در سیستم مکانیکی سربازان و به دست گرفتن کنترل آن ها دست به شورش بزند. به این ترتیب خطر و بحرانی جدی سراسر دنیا را تهدید می کند، هرج و مرج همه جا را فرا گرفته به طوری که نیرو های غیر انتظامی هم از خطر جنگی که همچنان ادامه دارد، در امان نیستند. در این میان قهرمان افسانه ای ما یعنی سالید اسنیک که به دلیل اختلال در نانو ماشین های بدنش به شکلی ناگهانی و سریع پیر شده و حالا خود را یک سرباز باز نشسته می داند وارد میدان می شود. اسنیک توسط فرمانده سابق خود کلنل کمپل دعوت می شود تا آخرین ماموریت خود را برای نجات دنیا از خطری که آنرا تهدید می کند انجام دهد و اسلات را از بین ببرد. اسنیک ماموریتش را از منطقه ای جنگ زده واقع در خاورمیانه یعنی جایی که اسلات آخرین بار دیده شده، آغاز می کند. اسنیک برای از بین بردن اسلات ابتدا باید اطرافیانش را یک به یک از سر راه بردارد.شخصیت هایی نظیر ومپ (Vamp) از MGS 2 و گروه مرگبار Beauty And The Beast، اعضای این گروه که به شکارچیان اسنیک هم شهرت دارند عبارتند از: Crying Wolf ،Screaming Mantis ،Raging و Laughing Octopus، زنانی خطرناک که بدن آن ها با ماشین های مکانیکی پیوند خورده و برای نابودی اسنیک آماده شده اند( و البته یکی از Boss Fight های شما نیز محسوب می شود.)

Laughing Octopus

 

شخصیت های عنوان های قبلی این مجموعه هم در این قسمت حضور  دارد که خاطرات زیادی را در ذهن شما زنده می کنند، از جمله اتاکن (Otacon) دستیار و همراه همیشگی اسنیک که در ماموریت ها به او کمک فراوانی میکرد.البته داستان MGS4 بسیار پیچیده تر از آن چیزی است که فکرش را می کنید و با لحظات ناب و پیچش های داستانی بجا شما را شگفت زده می کند.

مخفی کاری اصیل | گیم پلی

تمامی علاقمندان به سری متال گیر در جریان هستند که هر کدام از عناوین این مجموعه گیم پلی و مکانسیم تقریبا جدیدی را معرفی کرده اند که نسبت به نسخه ی قبلی خود دارای مزیت های بسیاری بوده است.یکی از موارد تحسین بر انگیز MGS4 نکات و خصوصیات جدیدی است که استادانه در کالبد این بازی گنجانده شده اند.مخلوطی از عناصر خوب و تکمیل شده ی قبلی نیز در گیم پلی قرار داده شده اند تا طرفداران این مجموعه که به گیم پلی بازی های قبلی عادت داشتند با آن احساس غریبی نکنند. سازندگان بازی آزادی عمل بیشتری را در اختیار بازیبازها قرار داده اند تا آنها چگونگی طی کردن مسیر و رسیدن به هدف را به دلخواه خود انتخاب کنند. در واقع نتایج کار های شما، کاملا به اندیشه و تفکرتان درباره ی آنچه که در پیش رو دارید بستگی دارد.از اولین صحنه ی اکشن بازی در خاورمیانه گرفته تا اوج مبارزه نهایی مات و مبهوت ظرافتی می شوید که درپیکره ی گیم پلی به کار رفته است.

یکی از بزرگ ترین تغییراتی که تا حدودی تجربه گیم پلی بازی رانسبت به بازی های قبلی تغییر می دهد حضور شخصیتی به نام دربین (Drebin) و نحوه ی به دست آوردن اسلحه های مختلف در طول بازی است.در بازی های قبلی، اسنیک می توانست تنها مقدار معینی از تجهیزات را با خود همراه داشته باشد و می بایست سلاح های خود را در گوشه و کنار مناطقی که به آنها نفوذ کرده بود، پیدا کند. این مسئله باعث میشد تا او به صورت مخفیانه وارد یک منطقه شده از اسلحه ی دشمنان علیه خود آنها استفاده کرده و بدون اینکه رد پایی از خود به جای بگذارد به همان شکل از آنجا خارج شود. فکر و ایده ی قبلی در دنیای جدید متال گیر کارایی ندارد چون نانو ماشین هر سرباز استفاده از سلاح او را به ID منحصر به فرد وی محدود میکند. به این صورت شخص دیگری جز صاحب اسلحه نمی تواند از سلاح آنها در برابر خودشان استفاده کند. قرار دادن چنین سیستمی در بازی واقعا جای تحسین و تمجید دارد.بدین ترتیب اسنیک چاره ای ندارد جز اینکه به خدمات دوست مرموز تازه واردش دربین تکیه کند. شخصیتی که بنظر می رسد در همه جا و هر زمان حضور دارد. دربین و میمون بامزه و بی موی او نیاز شما به انواع سلاح های گرم و مهمات را برطرف می کند. قیمت خدمات دربین بر اساس نوع خرید شما تغییر می کند در عوض او به ازای مبلغ و میزان خریدتان تخفیفی ویژه برایتان قایل می شود. ضمن اینکه او می تواند در ازای دریافت پول، ID سلاح های مختلف را برای شما غیر فعال کند تا بتوانید از آنها استفاده کنید. استفاده از این سیستم مدیریت سلاح ها و مهمات باعث می شود تا بازیباز ها دیگر مثل گذشته بدون فکر وارد درگیری ها نشوند و به دلیل اینکه میدان جنگ در MGS4 وسیع تر است بازیبازها باید اسلحه و مهمات خود را مدیریت کنند و با فکر وارد درگیری شوند. دسترسی به انباری از سلاح های مختلف و مهمات جنگی، روش های مختلفی برای پیشبرد بازی پیش روی شما قرار داده است. اسنیک می تواند در هر مرحله جنگ افزار و سلاح جدیدی برای خود خریداری کرده و بلافاصله از آن در نبرد هایش استفاده کند.

دربین و میمون دوست داشتنی او

برخی سلاح ها قابلیت مجهز شدن به تجهیزات مختلف مانند صدا خفه کن و نارنجک انداز را دارند و بسته به تاکتیکی که قصد دارید در مبارزه با دشمن به کار ببندید می توانید از آن ها کمک بگیرید. تمام خرید های شما بر مبنای (Drebin Point (DP محاسبه می شود و در واقع DP واحد پول بازی است. اسنیک می تواند از روش های مختلفی برای کسب DP استفاده کند. اولین و اصلی ترین راه تامین DP از طریق فروش اسلحه های اضافه ای است که به آن ها احتیاج ندارید. جمع آوری اسلحه از سربازان کشته شده،زخمی و ناتوان هم باعث افزایش DP می شود. قرار دادن سیستم خرید و فروش در بازی بسیار وسیع است و امتحان کردن روش های مختلف به لطف وجود این سیستم تاثیرات و نتایج باور نکردنی برای شما به همراه دارد. به عقیده ی برخی وجود سیستم DP باعث آسانی بازی و فراموشی روش مخفی کاری سنتی سری MGS شده است، اما اینگونه نیست و اگر خود بازیباز ها بخواهند حتی در صحنه های شلوغ و درگیری های شدید هم می توانند به آرامی و با تکیه بر مخفی کاری مراحل را پشت سر بگذارند و در روش سختگیرانه تر حتی از خرید و فروش صرف نظر کنند که این کار منجر به یافتن روش های جدیدی در سیستم مخفی کاری می شود.

اسنیک برای به پایان رساندن ماموریتش باز هم به دو جین لباس استتار احتیاج دارد اما اینبار به لطف ذهن خلاق کوجیما سیستمی جدید و کامل تر جایگزین روش استتار در MGS3 شده است. لباس جدید اسنیک که در حالت عادی آبی تیره است Octocamo نام دارد. اگر به مدت چند ثانیه روی زمین دراز بکشید یا به جایی بچسبید، لباس تان با رعایت جزئیات به رنگ و شکل سطح مورد نظر در خواهد آمد و سپس با تکان دادن کنترلر و چرخاندن آن به سمت راست یا چپ به حالت و رنگ عادی خود باز می گردد. در واقع شما میتوانید همانند یک آفتاب پرست خود را با محیط اطراف همرنگ کرده و از دید دشمنان پنهان شوید.در هنگام استتار یا در حالت عادی حلقه و نوار سفید رنگی دور شما شکل می گیرد که نوار استرس نام دارد، نوار استرس در هنگام خطر یا نزدیک شدن دشمن با تغییر رنگ به شما هشدار می دهد که موقعیت تان در خطر است. به طور مثال هنگامی که سرباز دشمن روی شما زوم می کند، نوار و حلقه استرس به رنگ قرمز در می آید .

در کنار موارد جدیدی که برای مخفی کاری در بازی وجود دارد بخش اکشن بازی نیز خوب کار شده و دشمنان شما همچنان سرسخت هستند اما برخی اوقات در حین درگیری ها و صحنه های شلوغ به اندازه ی کافی خوب عمل نمی کنند. در حالت غیر آماده باش آن ها با یکدیگر صحبت می کنند و همدیگر را صدا می زنند و چنان چه پاسخی از طرف مقابل دریافت نکردند مشکوک شده و به سراغ همرزم شان می روند. در این حالت پس از بررسی اوضاع مرکز فرماندهی را برای فرستادن نیرو های کمکی و پشتیبانی در جریان می گذارند.در حالت آماده باش و اعلام خطر حالت و نحوه ی عملکرد آنها تغییر می کند و فعالانه  با تمام قوا به دنبال مزاحم و دشمن می گردند. آنها به هر جایی که امکان مخفی شدن دشمن در آن وجود داشته سرک کشیده و هوشمندانه از چندین جناح شروع به مانور و جستجو برای پیدا کردن هدفشان می کنند.

در MGS4 شاهد اکشن بیشتری خواهید بود

در کل هوش مصنوعی بازی به نسبت ظاهر بازی تغییر چندانی نسبت به نسخه ی PS2 نداشته است. تکنیک های جدیدی به مبارزات اضافه شده ، مثلا می توانید روی زمین دراز بکشید و تظاهر به مردن کنید و بعد از عبور دشمن از کنارتان  به آرامی از پشت سر به او نزدیک شده و او را بگیرید.برای نفسگیر کردن مبارزه ها در برخی قسمت های بازی خمپاره انداز یا تیر بار هایی وجود دارد که با قرار گرفتن پشت آنها می توانید عرصه را بر دشمنان تنگ کنید. خط استقامت در MGS3 جای خود را به نواری جدید تحت عنوان Psyche داده است. این خط در زیر نوار سلامتی اسنیک قرار دارد و بر توانایی های فیزیکی و دقت عمل او در استفاده از سلاح ها تاثیر  بسزایی دارد. زمانی که میزان این خط کاهش پیدا کند کار اسنیک در نبرد ها مشکل تر می شود.عواملی نظیر بالا رفتن استرس، شرایط آب و هوایی و پرداختن بیش از حد به نبرد های تن به تن روی این خط تاثیر گذار هستند. بی حرکت ماندن یا دراز کشیدن روی زمین باعث پر شدن آن می شود. خوردن نوشابه ی انرژی زا Regain و رشته فرنگی! هم میزان خط Psyche را افزایش می دهد. رابطه ی تنگاتنگ بین میزان استرس و کم و زیاد شدن مقدار Psyche، نوعی تعادل و توازن بین اکشن و مخفی کاری در بازی ایجاد کرده و کمک می کند تا MGS4 به درخواست علاقمندان هر دو سبک به خوبی پاسخ دهد و شما را مجذوب خود کند.

در این قسمت وسیله ی جدیدی تحت عنوان Solid Eye توسط اتاکن در اختیار اسنیک قرار می گیرد که جایگزین دوربین در قسمت های قبلی شده است. این وسیله که روی چشم چپ اسنیک بسته شده و در سه حالت مختلف تنظیم می شود که هر کدام از آنها به اسنیک در عبور از مراحل و پیدا کردن آیتم و اسلحه ها در گوشه و کنار کمک شایانی می کند.حالت اول آن دید در شب(Night Vision) و یکی از موثرترین قابلیت های Solid Eye است که استفاده از آن در اکثر مراحل نعمتی بزرگ است. حالت دوم یک دوربین جنگی عادی است که قابلیت زوم دارد. حالت سوم به نام  Binos وضعیت و هویت افراد و اینکه متعلق به کدام گروه هستند را مشخص می کند. یکی دیگر از وسایلی که توسط اتاکن به اسنیک تقدیم می شود رباتی کوچک و بامزه و سخنگو به اسم Mark II MG است که او را در ماموریت ها همراهی می کند.  MII به شما این امکان را می دهد تا علاوه بر اتاکن با سایر شخصیت های بازی ارتباط برقرار کرده و با آنها گفتگو کنید. اسنیک می تواند این ربات را به وسیله کنترلر PS3 به اطراف هدایت کرده و آنرا تا فاصله ی محدودی در محیط بچرخاند و همانند یک پیشاهنگ برای شناسایی و بررسی محیط از آن استفاده کند. اندازه کوچک و قابلیت نامریی شدن از محاسن این ربات است و بازیباز ها می توانند از آن برای تشخیص موقعیت دشمنان و بدست آوردن اطلاعات کمک بگیرند. جدای از این موارد MII می تواند در حالت نامریی به دشمنان نزدیک شده و به کمک یک شوک الکتریکی قوی آن ها را از پای در آورد و یا با ایجاد سر و صدا توجه آن ها را به جهت خاصی جلب کند . این ربات سخنگو یادآور رباتی با همین نام و شکل شمایل در یکی دیگر از ساخته های کوجیما در سال ۱۹۸۸ بر روی MSX2 و  PC88  به نام Snatcher است.

ربات MII

یکی از بخش های جالب بازی مبارزه با Boss Fight ها است که هیجان انگیز و تقریبا طولانی کار شده اند. این مبارزه ها متنوع و جذاب هستند، نبرد با آن ها جدای از به کارگیری سلاح ها و تجهیزات مختلف به کمی تفکر و شناسایی نقطه ضعف های آن ها هم بستگی دارد که کار چندان آسانی نیست و این بخش از بازی را به نفسگیر ترین بخش اکشن بازی تبدیل می کند. علاوه بر اینها میدان های نبرد دیگر مثل گذشته نیستند و در برخی از مراحل بازی شاهد نبرد نیروهای بومی با گروه PMC هستیم.در این شرایط بازیباز ها می توانند همانند یک گرگ تنها به هیچ کس رحم نکرده و با هر دو گروه وارد نبرد شوند و به مسیر خود ادامه دهند اما در این شرایط با آتش هر دو گروه مواجه می شوند که زیاد خوشایند نیست! البته این امکان نیز وجود دارد که در طول نبرد به نیروهای بومی کمک کرده و اعتماد آن ها را جلب کنید اما اگر به طور تصادفی یکی از نیرو های نظامی بومی را مورد هدف قرار بدهید باعث سلب اعتماد آن ها از خودتان می شوید.

متاسفانه مانند سری های قبلی گیم پلی بازی تجربه ی کوتاهی برای بازیباز ها دارد و حتی از سری های قبلی هم کوتاه تر است اما از بالانس خوبی برخوردار بوده (از صحنه های اکشن موتور سواری تا مبارزه تن به تن اسنیک و اسلات که به جرات می توان گفت بهترین مبارزه تن به تن تاریخ در یک بازی اکشن است و حتی بهترین سکانس بازی هم هست) و با وجود کوتاهی تنوع قابل قبولی دارد که این حسرت را در بازیباز ایجاد می کند که ای کاش کمی بیشتر گیم پلی وجود داشت ولی در کل گیم پلی MGS4 را می توان بهترین گیم پلی در این سری بازی دانست.نکته ی برجسته ی دیگر طراحی مرحله های عالی بازی است که جز چند مورد کوچک همه ی مرحله ها طراحی خوبی دارند که به گیم پلی بازی و جذاب تر شدن آن کمک بیشتری می کنند.مراحل و صحنه های جالبی نیز در بازی کار شده اند که بازیباز را کاملا از گیم پلی جدا کرده و وارد حسی قریب و نوستالژی می کند به گونه ای که به یاد گذشته و اولین روز های آشنایی با MGS می افتد.در اکثر صحنه های سینمایی (Cut Scene)، فلش بک های جالبی گنجانده شده اند به این صورت که با ظاهر شدن کلید ضربدر یا دایره در گوشه ی سمت راست بالای تصویر و فشردن دکمه ی مربوطه تصاویری از حوادث و اتفاقات قسمت های قبلی روی صفحه نقش می بندد که بازگو کننده ارتباط شخصیت ها و ماجراهای MGS4 با آن ها است.اما در کنار گیم پلی جالب بازی داستان جذاب بازی قرار دارد و بازیباز ها با به پایان رساندن MGS4 پاسخ تمامی سوالات باقی مانده از قسمت های قبلی را می گیرند.

Cut Scene های بازی بسیار دقیق و زیبا کار شده اند.

دنیای زنده| گرافیک

به جرات می توان گفت MGS4 در زمینه ی گرافیک تا به امروز از بهترین بازی های ساخته شده است مدل عالی شخصیت ها، انیمیشن های نرم و روان، نورپردازی های پویا، طراحی محیط و فضای بازی با جزییات فراوان و… هر بیننده ای را در همان نگاه اول مجذوب خود می کند.

صحنه های اکشن بازی و تغییر حالت زیبا بین صحنه های سینمایی و گیم پلی، واقعا خیره کننده و طبیعی از کار در آمده اند و در برخی لحظات گیراتر از یک فیلم هالیوودی به نظر می رسند و زاوایای خیره کننده و تحسین برانگیز دوربین بازی این گیرایی را بیشتر می کند.

رعایت کوچک ترین نکات مانند خاک گرفتن لنز دوربین در هنگام انفجار ها و پاشیدن قطرات آب روی لنز مثل همیشه یادآور نگاه ریز بینانه کوجیما است.

صداگذاری قوی و موسیقی مسخ کننده دیگر چه می خواهید؟! | صداگذاری و موسیقی

موسیقی بازی نیز مثل همیشه جزو نکات مثال زدنی این عنوان است .قطعات خوش ساخت بازی متناسب با شرایطی که با آن روبرو هستید شما را همراهی می کند مانند Love Theme که در صحنه ورود اسنیک به خاور میانه نواخته میشود. موسیقی بازی گیرا و مسخ کننده و خوش نوا است و به خوبی حس غم انگیز ناشی از رنج و عذاب را به بازیباز منتقل میکند.

وجود iPod در بازی که یکی از جالب ترین نکات مربوط به این بخش است این اجازه را به شما می دهد تا با جمع آوری قطعات موسیقی که در گوشه و کنار مراحل پخش شده اند کلکسیونی از آهنگ های عناوین قبلی این مجموعه را همراه داشته و به دلخواه در حین بازی آن ها را برای خود پخش کنید. تنها ایراد این قسمت عدم توانایی استفاده از سایر آیتم ها در حین گوش دادن به موسیقی های موجود درiPod است.

صداگذاری بازی هم طبق معمول همیشه یکی از بی عیب و نقص ترین قسمت های بازی است و حضور صداپیشگان قدیمی و محبوب این سری، این بخش را به یکی از بهترین ها تبدیل کرده، همچنین دیالوگ ها سنگین و پر معنا هستند و واقعا بر قلب و ذهن شما تاثیر می گذارند بعضی از آن ها شما را از ته دل می خندانند ، برخی حیرت آور و تعدادی نیز غمبار و اندوهناک هستند. در آخر دو قطعه موسیقی فوق العاده ی Old Snake و Love Theme را برای شما قرار داده ایم امیدواریم که لذت ببرید.

 

 

یکی از بخش های مهمی که به MGS4 اضافه شده بود بخش MGS Online بود که بازیباز ها با ورود به این قسمت می توانستند به صورت چند نفره یا تک نفره با هم به رقابت بپردازند.این قسمت با دارا بودن تعدادی نقشه آماده پذیرایی از ۱۶ بازیباز به صورت همزمان بود. (به این دلیل از فعل “بود” استفاده کردم چون دیگر چنین بخشی در MGS4 وجود نداشته و تمامی سرور های آن بسته می باشند).

اگر شما تمام تریلر ها و تصاویر بازی را دیده و اکثر مقالات و نقد های متعبر مربوط به این بازی را خوانده باشید باز هم حس انجام این بازی را تجربه نخواهید کرد.

سخن پایانی

بازی MGS4 برای رسیدن به بالاترین درجات، افق های جدیدی پیش روی علاقمندانش باز کرد و توانست با ترکیب فوق العاده گیم پلی و داستان پا را فراتر از آنچه تصور می شد، گذاشت و باید کوجیما ی افسانه ای و گروهش را ستود.قهرمان ما از همان دوران جوانی تا زمانی که Old Snake خوانده شد. سعی کرد همیشه متفاوت از بقیه باشد. ما تلاش ها، کشمکش ها، پیروزی ها، شکست ها، پیر شدن و بلاخره جان گرفتن و تبدیل شدن اسنیک به یک شخصیت واقعا سه بعدی را دیدیم.افسانه ها با از دست دان قهرمانان شان زنده می مانند. سالید اسنیک به گفته ی خودش نه قهرمان بود، نه قهرمان شد و نه قهرمان خواهد بود اما برای همیشه در ذهن و خاطره علاقمندانش همانند یک افسانه ماندگار شد.

 

 

 

1
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید