چند روز مانده به: گرگ سپید! | قسمت دوم

۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴ - ۲۰:۴۶

سلام!

خب، دیشب تمام آنچه گفتم را خواندید؟ متوجه شدید که ویچر کیست و کارش چیست؟ اطلاعات پایه ای که برای ورود به دنیای ویچر و “قاره” لازم بود را به خوبی فرا گرفتید؟

حال دوباره با من همراه باشید تا سوالات مخاطب فرضیمان را درباره‌ی مناطق بازی و نژادهایش پاسخ دهیم!

دوستان گیمفایی عزیزم، دیشب برخی از شما عزیزان از نوع نگارش پست رضایت صد در صدی نداشتید، به همین خاطر در این قسمت لباسی جدید بر کلماتمان نشانده‌ایم و حد واصلی بین صمیمیت و رسمیت را انتخاب کردیم! حتما نظراتتان را با ما در میان بگذارید، چرا که “چند روز مانده به: گرگ سپید!” به نوعی فاز آزمایشی سری پست‌های “چند روز مانده به” نیز محسوب می‌شوند و هدف ما هم چیزی جز کسب رضایت صددرصدی شما نیست، پس کمکمان کنید که به هدفمان نزدیک شویم!

در ضمن، فراموش نکنید که پس فردا یک روز خیلی خاص برای ما، طرفداران دو آتیشه‌ی گرگ سپید، می‌باشد! پس به هیچ وجه فردا و پس فردا را در گیمفا از دست ندهید!

دیشب پرسیده شد:

  • سلام! چه خبر؟
  • اوه، آره! روی هر چی فورزا هرایزن و درایو کلاب بود رو کم‌کرده! خب… ویچر ۳! چجور بازی هست؟ چیزی هست که باید بدونم؟
  • خب، من نه کتاباشو خوندم و نه فیلمشو‌دیدم! تکلیف من چیه؟
  • سعی میکنم کتاباشو بخونم و‌فیلمشم ببینم، اما خب حالا درباره ی بازیهاش بیشتر بگو؟
  • صبر کن! کوتوله ها و الف ها هستن؟
  • اوه! بحث سنگین شد! یعنی از اینجور بازیاس؟ (یعنی سبک Bioshock Infinite و Final Fantasy)
  • گفتی که گرالت، یک ویچر (Witcher) هستش، درسته؟ یعنی کار مفیدش فقط کشتن ویچ‌ها (ساحره ها – جادوگران بد!) هستش؟
  • فهمیدم… خب، پس ویچر ها فقط برای کشتن هیولاها اینهمه سختی رو می کشن؟
  • خب… حالا چرا این همه آدم، با اینکه میدونن تقریبا همشون در امتحان کشته می شن، برای کشتن هیولاها به این مدرسه ها میان؟
  • خب… حالا فهمیدم! بزار‌ببینم،‌ گفتی از خرج خدمات بر بیان؟ مگه ویچر ها برای کارهاشون پول‌ هم‌ میگیرن؟

و اما امشب:

خب به نظرم دیگه هرچی لازم بود رو درباره ی ویچر ها فهمیدم، بهتره درباره ی قاره و حکومت ها و مناطق این دنیا صحبت کنیم؟

آره، به نظر من هم بهتر هستش که کم‌کم بریم به سراغ محیط بازی و ویژگی‌های “قاره”!

قاره از چندین امپراتوری و حکومت تشکیل شده و مثل همین دنیایی که توش زندگی می‌کنیم، در قاره هم بین این حکومت‌ها، دعوا و آشتی وجود داره! جنگ و صلح وجود داره و در نهایت رقابت‌های نه چندان سالم وجود داره! نسخه‌ی سوم بازی هم مثل هر دو نسخه‌ی قبلی، در گوشه و کنار امپراتوری‌های شمالی قاره در جریان هست و اگر بخوایم آب و هوا و وضعیت کلی این منطقه رو به یک منطقه‌ی حقیقی در دنیای خودمون تشبیه کنیم، شاید اروپای شمالی مثال خوبی باشه! ( یا شاید دامنه‌های زاگرس ایران هم مثال بدی نباشه!)

بیا به نقشه‌ی زیر یه نگاهی بندازیم، این نقشه توسط Kirk Hamilton از روی نقشه و مناطق بازی ویچر ۲ طراحی شده و میشه توش مهمترین مناطق بازی سوم رو مشاهده کرد:

خب، حالا بیا مثل درس جغرافیای سال دوم دبیرستانمون با چند تا از این مناطق و حکومت‌های اون ها آشنا بشیم:

  • ردانیا (Redania): یکی از امپراتوری‌های مناطق شمالی قاره که توسط پادشاه Radovid پنجم اداره میشه و عمده مناطق شمال شرقی قاره رو میشه متعلق به این امپراتوری بدونیم!
  • نیلفگارد (‌Nilfgaard): یکی از قدرتمندترین امپراتوری‌های بازی که در جنوب امپراتوری‌های شمالی قاره، توسط پادشاه Emhyr var Emreis اداره میشه.
  • جزایر مختلف(!) (The Skellige Islands): مجموعه ای از چند جزیره‌ی کوچیک و بزرگ هست که علی رغم وجود پادشاهی بنام Bran برای حکومت بر این منطقه، هر کدوم از این جزایر ،که شباهت بسیار زیادی هم به وایکینگ‌ها دارن، توسط حاکم خودش اداره میشه! یعنی یجورایی پادشاه فقط تشریفاتی هست و شاید باز هم بشه شباهتی بین این دنیا و دنیای گیم آو ترونز قائل شد!

البته باید بگم که یک امپراتوری دیگه بنام Tameria هم قبلا در نزدیکی رودخانه‌ی Pontar وجود داشته که توسط پادشاهی بنام Foltest در جنوب امپراتوری Redania اداره می‌شده; اینجاست که معلوم میشه شما از طرفدارای قدیمی ویچر هستین یا اینکه نه! اگر از قدیمیا باشین مطمئنا به یاد دارین که پادشاه فالتست در همون اول نسخه‌ی دوم ویچر کشته شد و به همین دلیل هم حکومتش از هم پاشید! اگر هم از قدیمیا نیستین، اینا رو یاد بگیرین تا بعدا بتونید بگید منم از طرفدارای قدیمی این بازی هستم!

 

چه خبره! بابا من از همون اول هم توی جغرافیا و تاریخ مشکل داشتم! نمیشه یکم ساده تر توضیح بدی؟

کجای کاری!‌ هنوز ۲ امپراتوری دیگه هم به‌نام های Aedirn و Kaedwen داخل بازی وجود دارن! البته اصلا اهمیت زیادی ندارن و بهتره حتی اسمشونم دوباره نخونی! این دو تا حکومت توسط یک سری رشته کوه از بقیه‌ی امپراتوری‌های شمالی جدا شدن و کلا همیشه با شعار “بزار تو حال خودم باشم” از معرکه به دور بودن! البته، این دو حکومت در نسخه‌ی دوم بازی نقش بسیار مهم‌تری داشتن که در قسمت چهارم بهش می‌پردازیم، اما فعلا بزار تو حال خودشون باشن!

فهمیدم! البته گفتم که، اهل جغرافی و تاریخ نیستم‌; اما به هر حال یه چیزایی فهمیدم! میشه درباره‌ی روابط سیاسی بین این حکومت‌ها هم صحبت کنیم؟

خب، حالا از این به بعد بحث جالب میشه! در آغاز نسخه‌ی سوم بازی شاهد هستیم که امپراتوری نیلفگاردین قصد گسترش مرز‌هاش و فتح سرزمین‌های جدید کرده و به طرز شدید و قدرتمندی در حال اشغال بخش شمالی منطقه هست و هیچ چیز توانایی مقابله با اون‌ها رو نداره! سربازان نیلفگاردین از زره مشکی رنگی استفاده میکنن و به همین خاطر مردم از اونا با اسم “سیاه ها!” (The Black Ones) یاد می‌کنن!

البته بزار بهت بگم که این اولین باري نیست که نیلفگاردها از سر طمع قصد حمله و فتح قسمت‌های شمالی قاره رو می‌کنن! بار‌ها و بارها مردم قاره شاهد این رفتار نیلفگاردها بودن و همیشه با اون‌ها مقابله می‌کردن; اما چیزی که هیچوقت حواسشون نبوده زیرکی و نقشه‌های کثیف پادشاه نیلفگاردها، Emhyr var Emreis، بوده.

نیلفگاردها هیچوقت در سالیان گذشته با تمام قدرت و توانشون اقدام به کشورگشایی نکرده بودن و صرفا قصد متزلزل کردن منطقه رو داشتن و در نسخه‌ی سوم بازی می‌بینیم که اون‌ها کاملا در نقشه‌شون موفق بودن و جز Redania -که حوادث بازی هم در اونجا شکل می‌گیره- هیچ کجا توانایی مقابله با نیلفگاردها رو نداره! تازه، همین ردانیایی ها هم نزدیک به صفر درصد احتمال پیروزی دارن و بخاطر تعداد بسیار زیاد نیلفگاردها، تقریبا شکست ردانیایی ها یک چیز مسلم به نظر می‌رسه!

witcher 3 gif map

همونطور که گفتم، بیشتر بازی در جنوب ردانیا در جریان هست و ما بیشتر با شهر‌های بزرگ Novigrad و Oxenfurt، اطراف رودخانه‌ی Pontar و منطقه‌ی بی آب و علف Velen که قبلا بخشی از Temeria شمالی بوده سروکار داریم!

خب، بنظرم دیگه جغرافیا و تاریخ بسه! اصلا همه اینا به گرالت چه ربطی داره؟

یه قلعه‌ای در بازی وجود داره به اسم Kaer Morhen، گرالت در همین قلعه دوران کودکی و جوونیشو گذرونده و همین جا بوده که تبدیل به یک ویچر شده! خب در اوایل نسخه سوم شاهد این هستیم که گرالت در حال زنده کردن ایام قدیم و جاهلی(!) در این قلعه هست و در همین موقع هست که نامه‌ای از سمت یکی از دوستان صمیمی و قدیمیش دریافت می‌کنه که از گرالت میخواد تا به جنوب بیاد و مگر میشه گرالت به سینه دوست قدیمیش دست رد بزنه؟ پس راه میفته به سمت جنوب و در طی همین سفرش هست که در شهری به اسم Vizima (عجب اسمایی!)  امپراتور نیلفگارد ها رو میبینه و از همینجاست که کم کم داستان نسخه ی سوم شروع میشه!

پادشاه نیلفگاردین از گرالت ما میخواد که با استفاده از قدرت های ردیابیش شخصی بنام Ciri رو که اواخر در نزدیکی مرزهای شمالی امپراتوریش دیده شده، پیدا کنه!

البته باید بگم که Ciri داستان ما خیلی خیلی شخصیت مهمی هست که در ادامه کامل بهش خواهیم پرداخت؛ اما فعلا همینقدر کافیه!

خب، چیز دیگه ای هم لازم هست در مورد حکومت ها و‌مناطق دنیای بازی بدونم؟

نه واقعا! حقیقت اینه که گرچه مسائل سیاسی و روابط بین حکومت ها تاثیر خودش رو بر روند بازی و اتفاقاتش میزاره، اما این تاثیر همیشه در حاشیه قرار داره و اهمیت چندانی نداره! گرالت از اون دسته ویچرهایی هست که خودش رو زیاد درگیر مسائل سیاسی‌نمی کنه (چه پسر خوبی!) و سرش تو لاک خودشه و به مسائل دیگه ای توجه داره؛ مسائلی مثل جلوگیری از اتمام دنیا یا حمله ی زامبی ها! اینکه چه امپراتوری چه سرزمینی رو فتح میکنه و چجوری حکومتش میکنه اصلا برای گرالت مهم نیست و اون معتقده اگر امپراتور هم پول خوبی برای یک‌ کار پرداخت کنه، خب مثل یک مشتری ویژه باهاش رفتار میکنه!

حالا اگر اجازه بدی بپردازیم به گروه ها و مسائل مهمی چون جادوگران، Wild Hunt و مشکلات بین انسان ها و غیر انسان ها!

آماده ای؟

آره! واقعا بازی جالب به نظر میرسه و خیلی دلم‌ میخواد بیشتر در‌موردش بدونم! بزن بریم!

دوست داری اول با کدوم گروه شروع کنیم؟

اول میشه بگی چه فرقی بین Mage ،Magician ،Wizard ،Witch و Sorcerer وجود داره؟ همش مگه‌ نمیشن جادوگر؟

سوال خیلی خوبی پرسیدی!

اول بزار‌ بگم که از‌ این به بعد به Sorcerer میگیم‌ سورسرر، به Mage میگیم میج، به Wizard و Magician هم به ترتيب میگیم‌ ویزارد و میج! آره! همین اول تکلیف ۲ کلمه مشخص میشه؛ Magician در دنیاهای فانتزی همون میج هست و ویچ رو هم که قبلا گفتم چیه!

اما در مورد اون ۳ تا باید بگم که میج به کسی‌ میگیم که هیچ قدرت جادویی ذاتی نداشته و تمام قدرت هاش رو از طریق درس و تمرین و مراکز تربیت جادوگر(!) کسب کرده! سورسرر هم کسی هست که قدرتش کاملا ذاتیه و بیشتر بر روی قدرت درونی خودش و انرژی های اطراف تکیه داره تا مطالعه و یادگیری جادو!

حالا ویزارد یه چیزی بین این دو تا هستش! مثلا گندالف رو در نظر بگیر! شخصی که مقداری بصورت ذاتی استعداد داره، ولی نه به اندازه سورسرر، و مقداری از علم و‌قدرتش رو‌هم از طریق مطالعه و مراکز جادوگران کسب میکنه (بازم نه مثل میج ها!). ویزارد ها علاوه بر همه ی این ها،‌ کارشون اغلب جادوگری نیست و بیشتر‌فیلسوف و دانشمندن، به مطالعه علاقه دارن و‌ در کنارش به جادو‌هم دست پیدا کردن و‌با توجه به استعداد ذاتیشون موفق هم هستن!

یه چیز‌دیگه رو‌هم بد نیست بدونی؛ Warlock هم به ویچی میگیم‌ که مرد باشه! هم‌ ویچ و هم وارلوک قدرتشون رو از عناصر شر مثل شیاطین و اینجور چیزا میگیرن اما اونایی که بالا توضیح دادم (سورسرر، میج و ویزارد) هم میتونن خوب باشن و‌هم بد! بستگی به جبهه ای داره که توش‌ هستن و فعالیت میکنن!

آهان! دمت گرم! حالا فهمیدم! خب، میشه با سورسرر ها شروع کنیم؟

 

اگر یک چیز بین تمام داستان‌های فانتزی مشترک باشه، اون حضور خیلی پر رنگ جادوگرها هستش! خب دنیای ویچر هم از این قاعده مستثنی نیست و مهم ترین اتفاقات بازی گاه به دست همین جادوگرها صورت میگیره و به نظر من اگر باهاشون از در دوستی وارد بشید، مطمئنا به نفعتون خواهد بود!

همونطور که بالا گفتم، سورسررها هم یک گروه از جادوگران هستن و اگر کسی ندونه، پس از تجربه‌ی بازی ویچر فکر می‌کنه که فقط خانوم ها میتونن سرسرر باشن; اما حقیقت اینه که سرسرر بودن هیچ ربطی به جنسیت شخص نداره و حالا بنا به دلایل معلومی(!) که در ادامه اشاره می‌کنم، ما بیشتر شاهد سرسررهای خانومی هستیم که از قضا خیلی هم در فن جادو حرفه ای هستن و معمولا یه چنتا سورپرایز برای شما آماده دارن!

خب پس سرسررها فقط یک سری جادوگر هستن دیگه…؟ فقط همین؟

آره و نه! آره از این لحاظ که در دنیای ویچر به کودکانی که از همون لحظه تولد دارای قدرت‌های ماورالطبیعه و عجیب غریب هستن میگن Source و این بچه ها از همون کودکی مثل ویچرها به مدارسی انتقال داده میشن که در اونجا قدرت‌هاشون رو پرورش بدن و در آخر بتونن به حکومت خدمت کنن! عقیده‌ی مردم اینه که اگه نتونن این سورسرر کوچولوها رو از همون اول کنترل کنن، اینا پس از مدتی کنترلشون رو از دست می‌دن و بیشتر شبیه به یک ویچ میشن تا سورسرر و چیزی جز خرابی برای مردم به بار نخواهند آورد!

پس آره، چون در دنیای ویچر سورسررها فقط یک سری جادوگر خیلی قوی هستن که چیزای عادی مثل کنترل باد، آب، ذهن مردم و مثلا ساخت یک پوشش دفاعی رو انجام میدن; دقیقا مثل دراگن ایج!

اما نه چون…

چون خیلی جذابن؟

آره! اینم یکی از نکات مخصوص‌ ویچر هستش! البته این جذابیتشون یک چیز اتفاقی و خدادادی نیست!

یکی از واحدهای اختصاصی که سورسررها در مدارس مخصوصشون بر میدارن، “جادوی زیبا شدن” هست! اونا در طی تربیتشون کاملا یاد میگیرن که چجوری بتونن خودشونو زیباتر و جذابتر از هر انسان عادی بکنن و این هم یک دلیل داره؛ مدارس و گروه های مربوط به سورسررها علاقه زیادی به سیاست دارن و این اساسی ترین فرقشون با ویچرها هست!

مگه شباهتی هم دارن؟

خب آره! مثلا بد نیست بدونی که سورسررها هم مثل ویچرها خیلی عمر میکنن و باز هم مثل ویچرها، این همه قدرت رو در برابر از دست دادن توانایی زاد و ولدشون به دست میارن!

اما گفتم که، تفاوت عمده ی سورسررها با ویچرها در علاقه و دخالت در سیاست هست! معمولا این سورسررها هستن که بعنوان دست های پشت پرده حتی امپراتورها رو کنترل می کنن! خب وقتی که مشاور ارشد امپراتور باشی و علاوه بر زیبایی غیر عادیت بتونی ذهن امپراتورم کنترل کنی، خب شاید لقب امپراتور فقط تشریفاتی باشه! همونطور که در نسخه ی دوم هم شاهد بودیم، این سرسرر ها بودن که با بارون آتش در یک جنگ بزرگ یا مریض کردن سربازان دشمن، نتیجه ی یک نبرد بزرگ رو عوض میکردن!

 

گرفتم! خب حالا میشه کمی درباره ی Wild Hunt توضیح‌ بدی؟ فکر کنم خیلی مهم باشن؛ بالاخره بیخود که اسمشونو توی نام بازی‌ نمیبینیم!

خیلی مهمن! خیلی! اما بزار همین اول بگم که Wild Hunt در عین اهمیت، خیلی هم عجیبن و تقریبا هیچ اطلاعات دقیقی دربارشون وجود نداره!

بدلیل ماهیت گنگ و عجیب Wild Hunt انتظار نداشته باش که بدون تجربه ی بازی و دقت فراوون، بتونی سر از کارشون در بیاری! آخه حتی خود ساکنین قاره هم در وجود اونا شک دارن!!! گاهی اونارو در حال تاخت و تاز در آسمان دیدن و گاهی هم این سوارکاران وحشتناک و قدرتمند بر روی زمین در حال کشت و کشتار دیده شدن!

Wild Hunt معمولا از غیب ظاهر میشن و وقتی هم که ظاهر میشن، کل زمین اطرافشون رو یخ و تاریکی فرا میگیره! اون ها تقریبا غیرقابل شکست و جلوگیری هستن و معمولا کسی از دستشون زنده نمونده تا رفتارشون رو تعریف کنه! میشه گفت که Wild Hunt بچه شرهای مدرسه ی شرها هستن؛ خب مطمئنا موجودی که حتي باعث لرزش در اندام هیولاهای گنده ی بازی میشه، چیزی جز اینم نیست!

حالا از قضا، گرالت ما متخصص این موجودات هستش و یه چنتا چیز در موردشون میدونه! مثلا میدونه که رهبر این شوالیه های تاریکی (البته شوالیه برای جنگجوهای با شرف به کار میره) الفی (همون موجودات گوش دراز! Elf)  بنام Eredin هست.

اردین که به “پادشاه Wild Hunt” معروفه، از نژاد خاصی از الف ها بنام Aen Elle هست که قوی تر و بلند قامت تر از الف های ساکن قاره هستند. (از یک جهان موازی دیگه هستش این نژاد)

البته معلومات گرالت بخاطر گذشته ای هست که با Wild Hunt داشته! خیلی سال پیش، بنا به دلایل نامعلومی گرالت مدتی رو با Wild Hunt گذرونده و باز هم هیچ‌ مشخص نیست که در اون مدت چه اتفاقاتی افتاده! در کل درباره ی این گروه اطلاعات زیادی در دست نیست و همونطور که گفتم، عده ای اون هارو‌ نماد و آورنده ی مرگ و جنگ میدونن و عده ای ظاهر شدن اون ها در زمستان رو چیزی جز ترکیب قدرت جادوی چند جادوگر نمیدونن! مطمئنا با تجربه ی نسخه ی سوم بازی، اطلاعات بیشتری درباره ی اون ها بدست میاریم.

عجب… خب فکر کنم دیگه بهتره در مورد نژادهای مختلف بازی صحبت کنیم؟

تا حالا چند بار عناصر بازیو به دنیای خودمون تشبیه کردم؟ اینم همونطوریه!

خب همونطور که تو دنیای خودمون سفید، سیاه، زرد و سرخ پوست وجود داره؛ چشم ریز و‌ درشت وجود داره و کلی آدم با کلی ویژگی ظاهری مختلف دیده میشه؛ در دنياي ویچر هم شاهد وجود نژادهایی مثل الف (Elf)، کوتوله ها (Dwarves) و دیگر “غیر انسان ها” هستیم.

این نژادها در بین انسان ها زندگی میکنن، اما در بدترین مناطق و میون فاضلاب ها و آشغال های انسانی! معمولا توسط دزدها و‌خلافکارا کشته میشن و بدترین اتفاقات براشون میفته! خب، این نژادها ساکت ننشستن و گروهی بنام The Scoia’tael رو ساختن! گروهی شورشی که معمولا همانند اسمشون (گروه سنجاب ها) در بین درختا زندگی‌میکنن و از هر فرصتی برای ضربه زدن و مبارزه با انسان ها استفاده میکنن!

سکوتائل؟ اسمشون اینه؟

میدونم، خیلی اسم جالبی ندارن، ولي تلفظ درستش اینه: “Skoy-Ya-Tell” یا “اس کوی-یا-تل” و همونطور که گفتم متشکل از یک سری کوتوله، الف و Gnome (جن!) هستش که بصورت تاکتیکی حمله میکنن به انسان ها و در راه مبارزه با نابرابری حقوق انسان و غیر انسان، جونشونم میدن!

البته هرچند انسان ها این گروه رو بیشتر به عنوان تروریست قبول دارن تا مبارز حقوق بشر، به تازگی جادوگرها هم در حال عضویت در این گروه هستن و علت اون هم قانون جدید Redania مبنی بر ممنوع شدن جادو هست! پس جادوگرها هم بجای مخفی یا کشته شدن، مبارزه با این قوانین رو انتخاب کردن!

 به هر‌حال با تجربه ی بازی خودت امکان انتخاب بین نژاد قدیمی و مورد ظلم‌ واقع شده ی الف ها و کوتوله‌ها و یا انسان های تازه به‌دوران رسیده ی سلطه طلب رو خواهی داشت!

یه لحظه صبر کن! اصلا همه ی اینا به ویچرها چه ربطی داره؟ مگه اونا شکارچیه هیولا نبودن؟

گرالت علاوه بر اینکه به شکار هیولاها میپردازه، طرفدار حق هم هست! اما معمولا خودش رو از دعوای بین نژادها دور نگه داشته و اگر انتخابی هم‌بوده، انتخاب بازیکن در نسخه های قبلی بازی بوده که شخصیت گرالت رو شکل داده!

خیلی خب، به نظرم صحبت در اینباره کافیه و بهتره تا قسمت بعدی و معرفی بیشتر شخصیت های مرتبط با گرالت و ورود به زندگی خصوص‌گرالت، سوالاتت رو آماده کنی!

تا فردا شب، با نظراتتون همراهمون باشید!

 

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید