گیفت کارت
گیفت کارت

نغمه ای از یخ و آتش| نقد و بررسی Game of Thrones Iron from Ice

۲۲ آذر ۱۳۹۳ - ۱۱:۴۷

نغمه‌ایی از یخ و آتش(A Song of Ice & Fire)، مجموعه رمانی حماسی با درون مایه‌های فانتزی است که توسط رمان‌نویس و نمایشنامه‌نویس آمریکایی “جرج آر.آر مارتین” به رشته تحریر درآمده است. او نوشتن این مجموعه را در سال ۱۹۹۱ آغاز کرد و اولین جلد آن “بازی تاج و تخت” در سال ۱۹۹۶ به چاپ رسید. این مجموعه رمان بی نظیر در ابتدا مخاطب خاصی نداشت اما هم اکنون هر جلد آن در آمریکا در حدود 22 ملیون نسخه فروخته شده است و کتاب به 20 زبان زنده دنیا ترجمه گشته است. تا هم اکنون از 7 جلد این مجموعه بی نظیر، 5 جلد اول آن منتشر شده است. داستان این رمان حماسی فانتزی در زمانی بسیار قدیم و در دو قاره خیالی به نام‌های “وستروس”(Westeros) و “اسوس”(Essos) با تاریخی چند هزارساله به وقوع می‌پیوندد.

George R. R. Martin

روایت داستان بصورت سوم شخص و از نگاه شخصیت‌های اصلی مطرح می‌شود که تا جلد پنجم تعداد آنها به ۳۱ نفر می‌رسد. سه خط اصلی داستانی در این مجموعه در هم آمیخته شده است. رویدادهای نبرد میان خاندانهای متعدد بر سر تصاحب تاج و تختِ وستروس. تهدید درحال گسترش موجودات تاریک دنیای زمستان که به نام”آدر ها” یا “white walkers” شناخته می شوند که در سرزمین ورای دیوار عظیم یخی در مرز‌های شمالی قاره وستروس زندگی می‌کنند. و در پایان جاه‌طلبی‌های “دنریس تارگرین” دختر تبعیدی پادشاه‌ سابق وستروس (که در خلال شورشی داخلی کمی قبل از تولد دخترش به قتل رسید) برای بازپس‌گیری تاج و تخت از دست رفته پدرش توسط اژدهایانی که در اختیار دارد. حال آن که این نوشته ها چه ارتباطی به عنوان Game of Thrones ساخته “تل تیل” دارد…

همانگونه که تا بدین لحظه به خوبی فهمیده اید یا می دانستید، این مجموعه رمان از جذاب ترین و فاخرترین مجموعه های داستانی در دنیا به شمار می رود و این جذابیت بیش از اندازه آن باعث شد که در سال 2011 شبکه بزرگ HBO از روی آن و به کمک شخص “مارتین” سریالی را با نام “Game of Thrones” بسازد. این سریال از همان ابتدا با طرفداران بسیاری مواجه شد و هم اکنون که تا پایان فصل 4 آن پخش شده است یکی از پر مخاطب ترین و بزرگترین سریال های موجود در دنیا به شمار می رود. 90 درصد منتقدان بر بی نظیر بودن آن تاکید دارند و در جدول رتبه بندی IMDB نیز در رتبه دوم برترین سریال های تاریخ جاخوش کرده است.

تمام این ها در کنار یکدیگر باعث شد که شرکتی داستان پرداز و بزرگ به نام TellTale این عنوان را با کمک نویسنده اش و شبکه HBO به دنیای بزرگ بازی های رایانه ای وارد کند، آن هم به شکلی آن قدر هنرمندانه که حقیقتا لایق ستایش است. حال با یکدیگر به بررسی کامل اپیزود اول این عنوان 6 قسمتی “تل تیل” می پردازیم و در میابیم که آیا این عنوان صرفا یک بازی ساده است یا یک شاهکار داستانی؟!!

نام: Game of Thrones : Iron From Ice

پلتفرم ها: Microsoft Windows,OS X, PlayStation 4,Xbox 360, Xbox One,iOS, PlayStation 3,Android

سازنده و ناشر: TellTale Games

سبک: Graphic adventure

تاریخ انتشار: 10 دسامبر سال 2014 میلادی

و هیچ روحی برای شنیدن وجود ندارد…

* در این بخش از قسمت اول بازی Game of Thrones و 3 کتاب اول مجموعه نغمه ای از آتش و یخ( و همینطور 3 فصل اول سریال) اسپویل های شدیدی برای توضیح کامل بخش داستانی وجود دارد!*

[jwplayer mediaid=”196113″]

And who are you, the proud lord said
لرد مغرور گفت، تو کیستی
that I must bow so low
که من باید در مقابلت سر خم کنم(تعظیم کنم)؟
Only a cat of a different coat
فقط گربه ای در لباسی دیگر،
that’s all the truth I know
این تمام چیزیست که من میدانم.
In a coat of gold or a coat of red
چه در لباس طلایی و چه در لباس سرخ،
a lion still has claws
یک شیر باز هم پنجه دارد،
And mine are long and sharp, my lord
و پنجه های من بلند و تیزند، سرور من
as long and sharp as yours
به همان بلندی و تیزی پنجه های تو.
And so he spoke, and so he spoke
و اینگونه گفت و اینگونه گفت،
that lord of Castamere
آن لرد کستمیر
But now the rains weep o’er his hall
اما حالا بارانی از اشک سرسرایش رو فرا گرفته (کنایه به مرگ کستمیر و نابودی یارانش)
with no one there to hear
و هیچ کسی آنجا نیست که صدایش رو بشنود.
Yes now the rains weep o’er his hall
بله، اکنون بارانی از اشک تمام سرسرایش را فراگرفته،
and not a soul to hear
و هیچ روحی برای شنیدن وجود ندارد.

در صورتی که این موسیقی بی نظیر را هم اکنون گوش کرده باشید بدون شک به یاد ابتدای بازی می افتید که این موسیقی به گوش می رسید. این موسیقی، همواره توسط خاندان لنیستر خوانده می شود، خاندانی که دشمن حقیقی استارک ها و خاندان های شمال هستند. در هر مکانی از این داستان که این صدا به گوش می رسد بدون شک اتفاقی بد رخ خواهد داد. این موسیقی روایتی است حقیقی و تلخ از زمانی قدیم در دنیای نغمه ای از آتش و یخ و کشته شدن خاندان رین…

این بازی خوشبختانه یا متاسفانه به شکلی ساخته شده که بدون شک خوانندگان این کتاب یا کسانی که این سریال را دنبال می کنند آن را صد برابر بهتر درک می کنند و در دنیای آن غرق می شوند. اما برای این که شما دوست عزیزی که اولین بار است اسم این مجموعه به گوشت خورده هم بفهمی که این بازی از کجا آغاز شد و چه شد و چه نشد، مختصر توضیحی از داستان را لازم است روایت کنم و توضیحاتی مختصر نیز بدهم!

به نماد خاندان Forrester توجه کنید...

به نماد خاندان Forrester توجه کنید…

این درختی که در درون آن یک شمشیر می بینید چیزی نیست جز نماد خاندان فارستر، در حقیقت در تمام دنیای نغمه ای از آتش و یخ هر خاندانی چه بزرگ و چه کوچک نمادی را برای خود دارد. در کنار آن هر خاندان شعاری مخصوص به خود را دارد، مثلا در خاندان استارک(خاندانی که فارستر ها به آن ها پایبند هستند)، شعار چیزی نیست جز:” Winter Is Coming” و در خاندان فارستر نیز این داستان صدق می کند و شعار آن ها عبارت است از ” Iron From Ice”. در حقیقت هر خاندانی با نماد خود و شعارش خودش و توانایی هایش را مشخص می کند و با آن هاست که شناخته می شود.

و اما داستان بازی دقیقا در کدام قسمت از این دنیا آغاز شد؟. پس از سلسله اتفاقاتی طولانی که در این مکان زمانی برای بیانش وجود ندارد، لرد ادارد استارک دست پادشاه وستروس یعنی “رابرت براتیون” گشت.(دست حکم همان وزیر اول را دارد). وی به حقایقی دهشتناک در رابطه با حکومت و شاهزادگان پی برد و به همین دلیل توسط خاندان زن پادشاه یعنی شیر های طلایی یا به عبارت بهتر همان لنیسترها اعدام شد. وی دوست صمیمی پادشاه رابرت نیز بود، اما رابرت قبل از این اتفاق در یک صحنه سازی به قتل رسیده بود و “جافری لنیستر” فرزند وی به جای او بر تخت نشسته بود.( فکر می کنم متوجه شدید که وی حرامزاده بود و از رابطه نا مشروع ملکه با برادرش به دنیا آمده بود و حقیقتی که لرد ادارد را به کشتن داد نیز همین بود.) پس از این ماجراها پسر لرد ادارد یعنی “راب استارک” با تمام پرچمدارانش که یکی از آن ها خاندان فارستر بود از شمال به سمت پایتخت لشگر کشی کرد و در برابر لنیستر ها قدعلم کرد. بعد از جنگ های بسیار و پیروزی های بزرگ، وی هر لحظه برای لنیستر ها خطرناک تر می شد تا این که در یک شب در برج دو قلویی که محل اقامت و حکومت خاندان فری بود در عروسی دایی اش و در طی یک قتل عام و حشتناک به خاطر خیانت روس بولتون(یکی از پرچمدارانش) و لرد “فری” سلاخی شد. در لحظه سلاخی وی موسیقی “لرد کستمیر” در سالن با صدای بلند نواخته می شد و دقیقا بازی در همین لحظه و از نگاه یکی از افراد خوب خاندان فارستر، آغاز می شود….

یکی از 3 شخصیت اصلی و قابل بازی اپیزود اول

بازی از سه شخصیت قابل کنترل بهره می برد و داستان را از جانب این 3 نقر به طور موازی و با سوییچ کردن ما بین آن ها پیش می برد. این موضوع باعث می شود که دنبال کنندگان کتاب و سریال به خوبی به این شباهت نحوه داستان پردازی بازی با کتاب وسریال پی ببرند. تل تیل حقیقتا در بخش داستان این عنوان کم نگذاشته است.

Gared Tuttle و Mira Forrester و Ethan Forrester، سه شخصیت قابل بازی اپیزود اول این بازی هستند. Eithan که هم اکنون با پیشوند لرد شناخته می شود، پس از مرگ پدرش، ریاست خاندان فارستر را به عهده گرفته است و خواهر وی “Mira” در جایی دیگر یعنی در مقر پادشاهی نزد  “مارجری تایرل” نامزد فعلی پادشاه سعی در کمک به خاندان خویش دارد. Gared نیز شخصیت است که در یک خانواده ساده و بی آلایش کشاورز بزرگ شد و پدر و خواهرش توسط افراد رمزی اسنو به قتل رسیدند، وی همواره نزد خاندان فارستر بزرگ شد و توانست اعتماد همگان را جلب کند، علت ورود وی به این خاندان و دریافت این درجات، وجود دایی او در سمت مشاور حکمران خاندان بود.

همانطور که مشاهده کردید، وی سرباز رمزی اسنو که در حقیقت از طرف لرد وایت هیل فرستاده شده بود را برای انتقام مرگ پدر و خواهرش کشت و به همین علت آن ها قصد قصاص وی را کردند. اما به دستور دایی بزرگش، سریعا به سمت دیوار رفت، چرا که در آن جا همه چیز و همه کس امنیت دارند. اما به راستی این دیوار کجاست و این رمزی اسنو کیست؟

دیوار افسانه ای وستروس...

دیوار افسانه ای وستروس…

رمسی اسنو پسر حرامزاده‌ی لرد روس بولتون است که به نام حرامزاده بولتون یا حرامزاده دردفورت معروف است.رمسی برخلاف تولدش خود را اصیل زاده می‌داند و نسبت به وضعیت اصلی تولدش بسیار بی‌میل بوده، خود را با افتخار فرزند اصیل‌زاده‌ی دردفورت می‌نامد و آن‌هایی که او را به شکل دیگری می‌خوانند با خشونت بسیار می کشد. بولتون ها یکی از پرچمداران خاندان استارک بودند که در واقعه “عروسی خونین” به آن ها خیانت کردند و در صدد کسب قدرت شما به جای استارک ها هستند.

دیوار، دیواری عظیم با 700 فوت ارتفاع و ساخته شده از یخ است و به طول 300 مایل در سرتاسر مرز ها شمالی هفت پادشاهی (Seven Kingdoms) کشیده شده است و آن را از سرزمین های وحشی آنطرف جدا می کند و به عنوان یکی از نه عجایب ساخته شده به دست انسانها شناخته می شود. دیوار به وسیله برادران قسم خورده نگهبانان شب (Night’s Watch) دفاع و نگهداری می شود، کسانی که وظیفه گشت زنی و حفاظت از قلعه ها را از محدوده رشته کوه های فراست فنگز (Frostfangs) تا خلیج فک ها (Bay of Seals) را به عهده دارند. کسانی به نگهبانان شب می پیوندند، از خاندان های بزرگ هستند تا جلاد ها و متجاوزان پست فطرت. هر کسی که نگهبانان شب بیاید و قسم بخورد، دیگر نه خانواده ای دارد و نه خاندانی و زین پس برادرانی جدید برای خود برگزیده است. آن ها نه ازدواج می کنند و نه فرزندی صاحب می شوند، تا آخر عمر با جان و دل خدمت می کنند و در صورت فرار از این مکان اعدام می شوند. هر کسی که وارد نگهبانان شب شود همه جرائم گذشته اش فراموش و زندگی تازه ای را آغاز می کند.

The-Nights-Watch

قصد اسپویل مستقیم داستان بازی را ندارم. اما بدون شک هر کسی که آن را تجربه کند، با میزان کمی از اطلاعات در رابطه با این دنیا نیز، در اپیزود یک داستان را می فهمد و در آن آرام آرام غوطه ور می شود و این همان چیزی است که تل تیل در تمام این مدت برایش برنامه ریزی کرده بود. تل تیل در اپیزود اول انصافا داستانی ارزشمند و طولانی تر از عادتش را به نمایش گذاشت و توانست هر بازیبازی را در خودش غوطه ور کند. حال باید صبر کرد و دید که آیا اپیزود دوم هم با همین قدرت داستانی گیمر را در خود فرو می برد یا خیر. اما در اپیزود اول عنوان Game of Thrones یعنی Iron From ICe، تل تیل در بخش داستانی نمره ی کامل را دریافت می کند.

جذابتر از گذشته

یکی از پیشرفت های جدی که در عنوان Game of Thrones مشاهده می شود، گیم پلی جذاب آن است. بازی دیگر فقط در برخی صحنه ها حرکت در محیط ندارد، بلکه در تک تک صحنه ها بازیباز لازم است، محیط را بچرخد، به آن نگاهی بیاندازد، بررسی اش کند، با هر کس که می خواهد صحبت کند، در بخش های مختلف انتخاب کند و … در حقیقت این 3 شخصیت اصلی داشتن بازی باعث می شود که محیط هایی که گیم پلی در آن ها جریان دارد بیشتر و متفاوت تر از گذشته گردد و بازیباز در محیط هایی مختلف و با شخصیت هایی از جنس های مختلف رو به رو شود.

جدا از این سخنان انتخاب ها نیز بسیار پر رنگتر و پر تاثیر تر گشته اند، به نظر می رسد تل تیل قدم به قدم با هر بازی خود در حال پیشرفتی شگرف است که باعث می شود همواره بازی هایش پیشرفت کنند. بازی از بخش های آرام تا اکشن خود را انقدر با کلیک زنی های به جا و درست مخلوط کرده که از همان ابتدای بازی بازیکن می تواند رسما یک شخصیت را بکشد یا نجات دهد. در تمام طول بازی انتخاب ها نقشی پر رنگ دارند، انتخاب مشاور، انتخاب نحوه برخورد و… و این ها زمانی تکمیل می شود که تل تیل جسارت خود را بسیار بیشترا از گذشته کرده است، یعنی دیگر از هیچ اتفاق ممکنی در بازی نباید با پسوند غیر ممکن نام برد، چرا که هر اتفاقی و هر بلایی ممکن است بر اثر یک انتخاب غلط یا درست پیش بیاید.

لرد EThan

لرد EThan

یکی از نکات دیگری که بر جذابیت این بخش می افزاید، بدون شک اتفاقات از پیش تعیین شده هستند. معنی این سخن بنده در آن است که تل تیل به مانند همیشه، هر انتخابی هم که بکنی کاری که بخواهد را می کند و اتفاق از پیش تعیین شده رخ می دهد. در بازی های قبلی تل تیل این موضوع بعضا تبدیل به چیزی مضحک و آزار دهنده می شد اما در این جا حقیقتا این انتخاب های شماست که بر نحوه و شکل اتفاق افتادن آن موضوع تاثیر می گذارد، به طوری که بازیباز حقیقتا تفاوت میان انتخاب های کرده را حس می کند، حال با آن که می بیند همه نتیجه ای مشابه در پی داشته اند.

تل تیل از همان ابتدا با بازی هایی ساده و ابتدایی کار خود را با این سبک گیم پلی آغاز کرد و هر لحظه و هر ثانیه ای که می گذرد بر کیفیت این گیم پلی می افزاید و این چیزی است که به خوبی در دنیای ” Game of Thrones ” به چشم می خورد. در حقیقت اپیزود 1 این عنوان نشان داد که باید در این سبک بازی، انتظار یک گیم پلی عالی را برای این بازی داشته باشیم.

صدا و تصویر خون ریزی های بی پایان

یکی از نکات مهم دیگر در هر بازی، صداگذاری آن است. صداگذاری عنوان Game of Thrones بر خلاف گیم پلی و داستان آن به هیچ عنوان تکمیل  و راضی کننده نیست. این عنوان در بخش صداگذاری شخصیت ها موفق و درست عمل کرده است و بازیباز را جذب خود می کند اما متاسفانه اصلا برای بخش موسیقی بازی زمان خاصی گذارده نشده است. تل تیل به قرار دادن چند موسیقی متن سریال بر روی بازی بسنده کرده و در هیچ نقطه ای از آن موسیقی تازه و خاص و جذابی را به بازیباز هدیه نکرده است. باید امیدوار بود که در اپیزود های بعدی تل تیل دقتی بیشتر به بخش موسیقی بازی خود بکتد، چرا که صدا گذاری شخصیت ها کاملا همگام با سریال است و به آن ها می خورد در نتیجه بازی در این بخش راضی کننده عمل کرده است.

تیریون لنیستر

تیریون لنیستر

و اما می رسیم به بزرگترین مشکل بازی یعنی گرافیک آن. اشتباه نکنید، بازی به مانند گذشته تل تیل و حتی بهتر از آن از یک طراحی بی نظیر بهره می برد، از شخصیت ها گرفته تا تک تک محیط های درون عنوان کاملا راضی کننده و حتی فراتر از آن طراحی شده اند و بازیباز باز هم به مانند گذشته با یک طراحی هنری بی نظیر مواجه است. اما مشکل گرافیک در بخشی است که تا به حال درون بازی های تل تیل حداقل به این شدت به چشم نمی خورد. این مشکل چیزی نیست جز افت فریم شدید بازی در بسیاری از صحنه های آن. بازی در بعضی بخش ها تقریبا محیط را به شکل چند پیکسل نشان می دهد! و متاسفانه این موضوع مختص یک یا دو جا نیست بلکه در 50 درصد بازی بازیباز را آزار می دهد. نکته بدتر این است که تل تیل هیچ آپدیتی برای حل این مشکل بزرگ ارائه نکرده است. این موضوع باعث می شود که گرافیک این عنوان که همیشه در سبک خود بی نظیر بود این بار در گرفتن نمره کامل نا امیدمان کند.

کلام آخر

Game of Thrones عنوانی تازه از تل تیل است که به عقیده شخص نویسنده، در قسمت اول موفق تر از تمام عناوین گذشته این شرکت عمل کرده است. در گیم پلی و داستان فوق العاده بوده و می توان به حل مشکلات صوتی و تصویری آن در اپیزود های بعد امیدوار بود. برای هر شخصی که داستان را جزئی بزرگ از یک بازی به شمار آورد بدون شک Game of Thrones Iron From Ice یک تجربه خیره کننده و جذاب است.

 

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید