گیفت کارت
گیفت کارت

به نام عدالت | نقد و بررسی شبگرد: طلوع تاریکی

۱۱ شهریور ۱۳۹۳ - ۱۴:۲۰

به اطرافم نگاهی می اندازم.این جا را به یاد نمی آورم.اینجا کجاست؟ مرد چاقی به سویم می آید و می گوید: من دکتر داریوش مهرگان هستم.با صحبت های خود ذهن درگیرم را آزار می دهد.من کیستم؟ تنها می دانم در زندگی بدترین لحظاتی وجود دارد که می فهمم ” مرگ ” بدترین کابوس نیست.شاید سرنوشت من این است! شاید از اول قرار بود سفرم اینجا تمام شود.من از مرگ هراسی ندارم و هر وقت فهمیدم کی هستم با آغوش باز به استقبالش می روم؛ اما تا آن روز ” می جنگم ”

صنعت بازی سازی ایران با گذشت زمان روند صعودی را به خود دیده و با عرضه یک سری عناوین قابل قبول، آماده ساخت بازی های نسل امروزی است. یکی از مورد انتظارترین بازی های ایرانی، بی شک شبگرد: طلوع تاریکی است.عنوانی که با ارائه داستانی جذاب و گیم پلی مهیج جزو محدود بازی های اکشن سوم شخص داخلی محسوب می شود.از زمان عرضه این بازی مدت زمان زیادی نگذشته ولی با این وجود با استقبال کم نظیر مخاطبین ایرانی روبرو شده است.

کاور رسمی بازی شبگرد: طلوع تاریکی

نام بازی: شبگرد: طلوع تاریکی

کمپانی: پردیس رایانه مهر

سازنده: PardisGame Studios

سبک: اکشن سوم شخص – شوتر

تاریخ انتشار: 21 مرداد 1393

شهر ویناس را ظلم و ناعدالتی در بر گرفته است.گویی دیگر آفتاب از پشت ابر بیرون نمی آید.مردم شهر از ترس وجود باندهای منفعت طلب، از خانه های خود خارج نمی شوند.باند اختاپوس، بزرگترین باند تجارت مواد مخدر، رنگ و بوی حیات را از کوچه پس از کوچه های شهر سلب کرده است.نیروی پلیس قادر به مبارزه با آنان نبوده و سکوت کرده است.چه باید کرد؟ تا چه زمانی باید در مقابل ناعدالتی سکوت کرد؟ ” آریافر” 45 سال سن دارد و سرهنگ و کاردار انهدام باندهای مواد و مافیایی بر روی کار می آید تا خود شخصا تیر خلاصی به این ظلمت بزند؛ به راستی او قهرمان مردمی بی دفاع است؟من که این گونه فکر نمی کنم…!شهر نیاز به یک فرشته نجات دارد؛ فرشته ای که با نور خود پرده از ستم ظالمان بر دارد.شبگرد بهترین گزینه است! او حتی نمی داند که ” کی ” است و چه می خواهد؟ اصلا برای چه به اینجا آمده؟ تنها می داند که راز زندگی خود نهفته در قلب باند اختاپوس است…

داستان بازی شبگرد: طلوع تاریکی چالش های زیادی در خود دارد و به مرور زمان بازیباز را از اتفاقات گذشته باخبر می سازد.در ابتدا فقط به دنبال جواب سوال: ” من کیستم؟” می گردید اما به تدریج با موضوعات و افراد جدیدی اشنا می شوید که هر کدام تاثیر خاص خودش را در روند خط داستانی می گذارد.

 

نگاهی بر شخصیت های موجود در بازی ( برگرفته شده از توضیحات سازنده )

پژمان رادمنش

پژمان رادمنش 35 ساله افسر نیروی پلیس، و مدرس جرم شناسی در یکی از دانشگاههای کشور پس از استخدام در نیروی پلیس توانست در قسمت دایره تجسس و بررسی صحنه جرم به شکل جدی فعالیت نماید و تجربیات ارزنده او در زمینه شناسایی صحنه جرم زبانزد است. اما ورود پروندهای متفاوت و عجیب همه چیز را دگرگون کرد تا اینکه…

 

 

 

فرهاد آریافر

 

فرهاد آریافر 45 ساله، تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشکده پلیس به اتمام رساند و در سن 27 سالگی وارد پلیس بزرگ شد. آریا فر به سرعت توانست جایگاه خود را ارتقاء ببخشد و به عنوان سرهنگ و کاردار انهدام باندهای مواد و مافیایی قاچاق منصوب شد. شخصیت جدی و در عین حال مصمم و پیگیر او در شناسایی و انهدام باندهای قاچاق مواد و تشکیل گروههای شناسایی باعث شهرت او در بین مردم شد. اما این جدیت و اراده برای نابودی باندهای مافیایی آریافر را مورد تهدیدات فراوانی از سوی باند‌های مواد مخدر قرار میداد. بارها توسط خلافکاران مورد حمله قرار گرفت که در آخرین سو قصد جان سالم بدر برد تا اینکه…

 

سهراب جم

سهراب جم 45 ساله فارغ التحصیل از هنرهای نمایشی، فعالیت خود را با آموزش تخصصی ویولن آغاز کرد و پس از مدتی با توجه به علاقه شخصی وارد صحنه تئاتر شد و توانست در چندین اجرای متفاوت مهارت‎های خود را در بازیگری نشان دهد. آخرین اجرای او با نام نوشته‎ای بر روی تابوتم مورد استقبال بینندگان قرار گرفت تا جایی که برای چندین ماه متوالی کار او بر روی صحنه‎ی نمایش رفت. جم پس از چندین اجرا به سرعت به چهره‎ای شناخته شده تبدیل گشت و این مورد باعث شد رفته رفته دشمنانی پیدا کند. درگیری میان او و برخی از افراد ناشناس در تئاتر اصلی شهر باعث شد تا صورت او در جریان این حمله و آتش گرفتن بخشی از صحنه نمایش آسیب ببیند ولی …

 

فرامرز شفیق

 

فرامرز شفیق 58 ساله لیسانس حقوق. در سن 32 سالگی توانست با استفاده از نفوذ خود در باندهای مافیایی و ارتباط با فروشندگان مواد، فعالیت‌های حقوقی و دور زدن موانع قانونی این گروه‌ها را به خوبی انجام دهد و با توجه به شخصیت کاملا متفاوتش در برخورد و نوع رفتار عجیبش در مواجه با مردم، هر روز بیشتر از دیروز مورد توجه افراد خلافکار قرار گرفت. پرونده‎های متعدد او مبنی بر پولشویی، رشوه و قاچاق باعث شده تا به سوژه‎ای شناخته شده برای نیروهای پلیس تبدیل شود…

 

داریوش مهرگان

 دکتر داریوش مهرگان 68 ساله فارغ التحصیل رشته‎ی روان‌ پزشکی و همچنین دارنده‎ی دکترای رشته‎ی فلسفه. تجارب ارزنده او در زمینه پزشکی و فلسفه توانست شیوه‌ای جدید از درمان را در بیماران آغاز نماید که در آن تکیه بر مضامین فلسفی و نگرش عمیق او نسبت به دنیای اطراف و درون انسان‌ها باعث نوع خاصی از اندیشه و پارادایم فلسفی به دنیا می‌شد. اما مواجه مهرگان با فردی عجیب و متفاوت از آن چیزی که تا به حال دیده بود، تجربه و علم چندین ساله او را به چالش کشید…

 

طراحی شخصیت های موجود در بازی، حرفه ای بوده و جزئیات صورت از بافت خوبی بهره مند هستند

بی تردید بازیبازهای امروزی بیشتر از هر چیز به دنبال گرافیکی خیره کننده هستند و می خواهند شاهد یک بازی سینماتیک باشند.شبگرد: طلوع تاریکی در بخش گرافیک به خوبی ظاهر شده و توانسته محیطی جذاب و پر جزئیات را فراهم سازد.طراحی Menu اصلی سبک و سیاق خودش را دارد و استودیو سازنده توانسته است در کنار موسیقی متن دلنشینی که پخش می شود، اتاقی رمز آلود که ذهن بازیباز را از همان اول به چالش می کشد، طراحی کند.بر روی هر یک از گزینه ها که کلیک کنید، زاویه دوربین به نقطه دیگری از اتاق عوض می شود که در هر کدام شاهد یک سری اجسام هستیم.طراحی شخصیت اصلی بازی، پر جزئیات بوده و از بافت های خوبی برخودار است.پالتو شنل مانند بلندی که برای شبگرد در نظر گرفته شده در تاریکی شب و یا روشنایی روز به خوبی درخشیده و باعث رویت شخصیت می شود.برای هر مرحله یک سری دشمنان خاص طراحی شده که با پوشش منحصر به فرد خود با شما درگیر می شوند.میان دشمنان تنوع  زیادی وجود نداشته و می توان گفت 3 الی 4 دشمن در هر مرحله وجود دارد که به سمت شما یورش می آوردند.این موضوع در اوایل بازی زیاد به چشم نمی آید اما به مرور زمان شاهد دشمنانی تکراری خواهیم بود.اجسام موجود مانند جعبه ها، دیوارها، کارتن ها، ماشین ها و … از بافت قابل قبولی بهره مند هستند؛ اما سازندگان می توانستند بهتر از این نیز عمل کنند.

 

صحنه رویارویی با روح مترو

یکی از مواردی که بسیار در ذوق می زند، کیفیت پایین گیاهان و درختان است.اگر به گوشه و کنار کمی دقت کنید شاهد یک سری گیاه خواهید بود که در مقایسه با جعبه کنار آن، اصلا زیبا نیست.نورپردازی به بهترین شکل ممکن صورت گرفته و متناسب با زاویه تابش نور خورشید و یا نور چراغ، سایه ایجاد می شود که در کمتر بازی ایرانی شاهد آن هستیم.تیم سازنده به خوبی توانسته جسم کدر و سایه ای که توسط آن به وجود می آید را هماهنگ سازد که این خود نکته اوجی در صنعت بازی سازی داخلی محسوب می شود.برای انفجار ماشین ها نیز افکت هایی در نظر گرفته شده که با توجه به سطح گرافیک بازی، قابل تحسین است.موردی که کمتر به چشم می آید، تخریب پذیری است.متاسفانه این عنوان از نبود تخریب پذیری رنج برده و به شکستن شیشه و یا خورد شدن کوزه ای سفالی ختم می شود.

همان طور که اساتید محترم صنعت بازی سازی اعلام کردند، صنعت بازی سازی ایران حدود 6 سال از استودیوهای غربی عقب تر است؛ پس نباید از شبگرد: طلوع تاریکی انتظار گرافیکی در حد عناوین نسل هفتمی و هشتمی داشت.گرافیک این عنوان را می توان با بازی های کنسول PS2 مثل Max Payne 2 مقایسه نمود.بی شک اگر عنوان ذکر شده در زمان حیات PS2 منتشر می گردید، می توانست برای عناوین مشابه شاخ و شانه ای بکشد.

 

شبگرد را می توان موشکی به سوی آینده و اولین پله ترقی صنعت بازیسازی ایران دانست؛ چرا که با ساخت گیم پلی کم نظیر، توانست آن اکشن سوم شخص ناب و دلخواه بازیبازان ایرانی را فراهم سازد.بازی دارای سه درجه دشواری، آسان، متوسط و سخت بوده که بازیباز با انتخاب هر سطح، با میزان دشواری خاصی روبرو می شود.البته ناگفته نماند که سطح آسان دست کمی از سطح سخت نداشته و پیشنهاد می شود کسانی که برای اولین بار این عنوان را تجربه می کنند، نقش سوپرمن را ایفا نکنند که سرنوشت خوبی برای شما رقم نخواهد خورد!

هنگامی که مرد سر تا پا زره پوش با آن اسلحه سنگین خود شروع به شلیک می کرد، نمی خواستم از پشت کمین گاه حتی باری لحظه ای بیرون بیایم!

در ابتدای بازی کنترل شخصیت فرهاد آریافر را در اختیار دارید اما در فصل های بعدی کنترل شبگرد را بر عهده می گیرید. نحوه گام برداشتن شخصیت اصلی، حس نفرت، کینه، عدالت و انتقام را به بازیباز منتقل می کند.وی در حالی که سلاحی به دست دارد به طرفین حرکت کرده و یاغیان را گلوله باران می کند.متاسفانه زمانی که دوربین را به جلوی شخصیت اصلی آورده و می خواهید به عقب بچرخید، شاهد یک چرخش کاملا مصنوعی هستید که در کنار طراحی حرکتی کم عیب و نقص، در ذوق می زند.در بازی سلاح های گرم سبک و سنگین زیادی در اختیار شما قرار می گیرد که در این بین می توان به Berreta، MP5، Uzi، AK47، Riffle، Pistol و … اشاره نمود.در ابتدا فقط یک هفت تیر ساده در اختیار دارید که دارای قدرت شلیک سهمگین و آسیب دهی بالا است اما به مرور زمان سلاح های رگباری و سنگین نیز در اختیار شما قرار می گیرد که هر کدام ویژگی خاص و انحصاری خود را دارند.قرار ندادن تمامی سلاح ها در یک مرحله امری مثبت تلقی می شود چرا که اگر به یک باره تمامی سلاح های موجود در بازی را قابل انتخاب می گذاشتند، از جذابیت مبارزات کاسته می شد.اگر بخواهیم برای گیم پلی بازی شبگرد: طلوع تاریکی مانندی بیاوریم، Max Payne در تیراندازی و Gears Of War در کاورگیری بهترین گزینه محسوب می شوند.برای پیشبرد مراحل، استفاده از استراتژیک بکش و برو جلو به هیچ عنوان پیشنهاد نمی شود چرا که سرنوشتی جز مرگ در انتظار شما نیست.زمانی که با دشمنان درگیر می شوید استفاده از سیستم کاورگیری نقش عمده ای در موفقیت شما ایفا می کند.شما می توانید مانند بازی Gears Of War، پشت اجسامی همچون، جعبه های چوبی، ماشین ها، ستون های سنگی و … مخفی شده و در همان حالت به دشمنان شلیک کنید و یا اینکه منتظر اتمام خشاب اسلحه دشمنان شده و در فرصت مناسب با فشردن کلیک راست، از پشت کمین گاه بیرون آمده و با نشانه گیری دقیق به زندگی سیاه و ننگین او خاتمه دهید.چنین سیستم کاورگیری قوی در بازی های ایرانی تا کنون مشاهده نکردم و می بایست به سازندگان احسنت بگویم.اینکه بازیباز می تواند با فشردن دکمه Space مانند سایر عناوین مطرح، از کمین گاهی به کمین گاه دیگر برود، خود جای تحسین دارد.البته ایراداتی نیز بر این بخش وارد است.کمین گاه های زیادی تدارک دیده شده اما در بعضی از قسمت ها چینش نامناسب آنها و یا نبود امکان کاورگیری در پشت جسمی باعث به دردسر انداختن بازیباز می شود و شاید هم  این موضوع یک چالش برای بازیباز می باشد که سطح خود را بسنجد.

خیابانی جهنمی که هیچکس جز شبگرد دل عبور از آن را ندارد

در اوایل بازی پیغام هایی حاوی راهنمایی های کیبورد بر روی صفحه مانیتور ظاهر می شود و اطلاعات لازم را به شما منتقل می کنند.طراحی گیم پلی شبگرد به گونه ای بوده که چالشی برای پاسخ به سوال آیا هوش مصنوعی در بازی وجود دارد و یا خیر؟ تدارک دیده نشده است و درگیری با دشمنان بعد از ورود شما به محیط مشخص شده آغاز و با مرگ شما یا آن ها پایان میابد.می توان گفت برای هر فصل باس فایت هایی در نظر گرفته شده که دارای مهارت خاصی هستند. فصل سوم در تئاتر مرکزی شهر روایت می شود.شبگرد می بایست با چهار برادر یتیم که ماسک هایی بر روی صورت دارند مبارزه کند.در ابتدا با دو برادر که مهارت شگرفی در اسلحه اسنایپ و سلاح سرد دارند، مقابله کند.آن دو به جان شبگرد افتاده و بی تردید تا اساس کار دستتان بیاید چند باری کشته خواهید شد.باید ذکر کنم که متاسفانه زمان بارگزاری بازی ( Loading ) طولانی بوده و زمان نسبتا بلندی را می بایست صبر کنید.دیر بارگزاری شدن این عنوان و سختی باس فایت ها، بازیباز را به مرز جنون می کشد.این امر مهم زمانی به اوج خودش می رسد که دو برادر شیطانی را کشتید ولی بازی ذخیره سازی نشده است.هدفون را از گوشم بیرون آوردم و به اطراف اتاقم نگاهی انداختم! سطل کاغذهای باطله یک طرف، مجسمه های به ظاهر چیده شده بر روی میز همه واژگون شده بودند! در کل سازندگان می بایست در سرعت بارگزاری و انتخاب مکان های مناسب برای ذخیره سازی، دقت بیشتری می کردند تا حداقل به اتاق من صدمه کمتری وارد می شد!یکی دیگر از قابلیت های مثبت در شبگرد:طلوع تاریکی وجود زمان آهسته است.در گوشه تصویر، آدمک شبگرد را مشاهده می کنید.هر چه قدر دشمنان بیشتری را به هلاکت برسانید، نوار موجود در آدمک پرتر شده و می توانید در زمان رویارویی با سپاهی از دشمنان با فشردن دکمه Q زمان را آهسته کرده و به ترتیب آن ها را علامت گذاری کنید تا به صورت رگباری، به آن ها شلیک کند.بیشتر درگیری ها با سلاح گرم و از فاصله دور بوده و امکان نزدیک شدن به دشمن به صورت زنده را ندارید! ولی با این وجود استودیو سازنده، درگیری فیزیکی را نیز در بازی گنجانده و با زدن دکمه F، می توانید دشمنان را ضربه فنی کنید؛ گرچه کاربرد زیادی ندارد.امان از دست باگ ها! متاسفانه بازی شبگرد خالی از باگ نبوده و در برخی از صحنه ها شاهد حرکاتی مافوق بشری هستیم.از رقص روباتیک شخصیت های کشته شده گرفته تا بالارفتن ناگهانی شما بر روی جعبه ها…در کل گیم پلی بازی شبگرد: طلوع تاریکی باوجود باگ های نه چندان آزاردهنده و پیوسته خوب از آب در آمده و توانسته در حد خود، عالی ظاهر شود.

 

یکی دیگر از ارکان مهم در بازی های کامپیوتری، وجود موسیقی های گوش نواز و خوش طنین است؛ چرا که حال و هوای محیط بازی را منتقل می کند و آدرنالین موجود در خون بازیباز را به نقطه جوشش می رساند.شبگرد نیز این قاعده مستنثی نیست و سازنده با استفاده از مهارت خاص خود، موسیقی های شنیدنی را خلق کرده است.درتم اصلی، بارش باران به همراه غرش آسمان و پخش موسیقی نسبتا ملایم، روایتگر آرامش قبل از طوفان بوده و حاوی خبری نگران کننده است.

برای هر فصل از شبگرد: طلوع تاریکی یک آهنگ ساخته شده که در بین آن ها موسیقی متن فصل اول: درون تاریکی بیشتر توجه بنده را جلب کرد.

 

برای هر فصل از شبگرد: طلوع تاریکی یک آهنگ ساخته شده که در بین آن ها موسیقی متن فصل اول: درون تاریکی بیشتر توجه بنده را جلب کرد.استفاده از ریتمی حماسی در ابتدای بازی، نوید آغاز عنوانی فوق العاده را می دهد و بازیباز را به انجام بازی ترغیب می کند.البته شایان به ذکر است که هر مرحله دارای یک موسیقی متن بوده که مداوم تکرار می شود.اوایل خود خواهان تکرار دوباره موسیقی هستید اما در مراحل بالاتر به خاطر افزایش درجه سختی، به مرور زمان از شنیدن موسیقی خسته خواهید شد که این امر موجب کاهش علاقه به ادامه بازی می شود.اگر سازندگان تعداد موسیقی متن را افزایش می دادند، صد در صد این یکنواختی به وجود نمی آمد.

صداگذاری شخصیت ها به خصوص شخصیت اصلی بازی، شبگرد، به خوبی صورت گرفته و مطابق با خلقیات خودش بوده و پختگی لازم را دارد.بیشتر دیالوگ ها در ابتدا و آخر فصل گفته می شود و شنونده دیالوگ های زیادی در طول جریان بازی نیستیم.البته در جریان بازی، دیالوگ هایی بین شبگرد و دشمنان رد و بدل می شود که تنها بار اول لذت بخش بوده اما به مرور تکراری و کسل کننده هستند.متاسفانه تکرار کلمه ای مثل ” زدمش ” در تمامی مراحل و با یک صدا گفته می شود که جذابیت خاصی ندارد.تنظیم زمان تغییر ریتم موسیقی اصلا باب میل بازیباز نیست و به صورت کاملا ناگهانی و بدون هیچ مقدمه ای موزیک آرام، هیجانی و یا موزیک هیجانی، آرام می شود.این عامل بسیار در ذوق زده و باعث تخریب ناگهانی حس و حال بازیباز می شود.

 

1
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • ARIAN_K3 گفت:

    بازی خوبییه . ممنون برای نقد .
    من بازیشو خریدم ولی یه مشکلی دارم بازی که بالا مییاد به غیر از شخصیت اصلی و زمین و درخت ها همه ی اجسام کم رنگ در حد سفید می شن . Frown به نظرتون مشکل از کجاست. Question

    0
    0
  • yasha2007 گفت:

    امیدوارم سازندگان نقد کوتاه منو بخونن.
    من به شخصه بیشتر به داستان بازی علاقه دارم نه به گیم پلی.
    داستان بازی برای بسیاری از بازیبازان تکراری بوده و نمونه آن را در چند فیلم سینمایی ( فیلم سینمایی مرد تاریکی “سم ریمی” و فیلم شوالیه سیاه “کریستوفر نولان” خصوصا” دیالوگ های کات سنس پایانی ) دیده شده و خوراک جدیدی را به مخاطب عرضه نمی کند.در ابتدا به شخصه گمان می کردم که داستان بازی، با وجود افرادی چون آقای اذهاریان فر و کیمیای طار که جزء دبیران مجله بازی رایانه هستند، خیلی بهتر روایت و از کلیشه دوری میکند. البته در این بین عناوینی بودند که با ساخت و پرداخت فیلمنامۀ یک عنوان سینمایی و حذف و اضافه نمودن یک چالش جدید، کمی عنوان پرمحتوا تری نشان دادند. نمونۀ آن هم بازی اسلیپینگ داگز که بی شک وامدار عنوان تحسین برانگیز “جدامانده” مارتین اسکورسیزی ( با بازی مت دیمون و لئوناردو دیکاپریو ) ست.
    به گیم پلی بازی( همانطور که سازندگان اعلام کردند که برگرفته از بازی اسپیش آپس و مکس پین 3 بوده است ) نمیتوان خرده گرفت.در بخش گیم پلی ، سازندگان عناوین بزرگی چون COD نیز چندین سال است که دچار سندروم تکراری بودن گشته اند. اما متأسفانه برخی باگ های موجود در گیم پلی خیلی مخاطب را آزار می دهد ( جان سخت بودن برخی از دشمنان به خصوص در درجۀ سختی بالا ). شاید نقطۀ عطف گیم پلی، همان بخش مربوط به نشانه گذاری دشمنان است که مشابه آن در بازی هیتمن ابسولوشن دیده شد.
    نکتۀ دیگر آزار دهنده گیم پلی، نبود چک پوینت مناسب در مکان های مناسب است. شخصا” نمیدانم هدف سازندگان از قرار دادن تعداد کم چک پوینت چه بوده است؟
    در زمینه گرافیک شاید بتوان شبگرد را سکان دار گرافیک عناوین ایرانی دانست. عنوانی که در زمینه گرافیک در حال حاضر حرف اول را میزند و آن هم به لطف موتور لایسنس شده آن است. این مسئله خود مبین پتانسیل تیم های بازیسازی در زمینۀ استفاده از موتور گرافیکی بازی سازی است که به شخصه امیدوارم سایر بازیسازان نیز با تجربه کردن بازی شبگرد، تشویق شده و با تهیه لایسنس این موتورها، عناوینی کاربر پسند عرضه کنند. بازی در مراحل اولیه ( قبل از اینکه بازیباز کنترل شبگرد را در دست بگیرد ) افت فریم وحشتناکی دارد ( به شخصه عناوین سنگین تر از این بازی مانند کرایسیس 3 و واچ داگز را بدون مشکلی اجرا کردم ) و ممکن است کاربران سختگیر با مشاهدۀ همین افت فریم قید بازی کردن را بزنند اما اگر کمی صبور باشید گرافیک چشم نواز شبگرد کم کم نمایان می شود.
    در پایان امیدوارم شبگرد نقطۀ عطفی در صنعت بازیسازی در ایران باشد و شاهد حضور عناوین وطنی در نمایشگاه های E3 و گیمزکام باشیم.
    نمره من به این بازی : 5.5 از 10

    0
    0
  • واسه من به یه جا که میرسه میاد بیرون .. افت فریم هم که دیگه اصن حرفشو نزن … من از این بازی انتظار بیشتری داشتم …خ یلی خورد تو پرم …

    0
    0
  • بدرد نمی خوری چیز رندون گیری نی Smug No No No No No No

    0
    0
  • Pouryakht گفت:

    بی انصاف نباشید صنعت گیم ایران هنوز در حال پیشرفت بنده شخصآ این بازی رو پسندیدم و با نظر yasha2007 در رابطه با مشکلات بازی موافقم ولی این چیزی از ارزش این بازی کم نمیکنه.
    امیدوارم بازی های ایرانی به جایگاه های جهانی برسن

    0
    0
  • بدترین و آشغالترین و مضخرف ترین بازی در جهان. در ضمن دموکراسی رو رعایت کنین و نظرها رو پاک نکنید.

    0
    0
  • kia22 گفت:

    سلام بازیش چند اشکال فنی داره …..
    1- تو جنگ های فیزیکی خیلی طبیعی کار نشده یعنی وقتی میخواد مشت بزنه مثال خیلی کند میشه….و طبیعی نیست
    2-خیلی رو گرافیک کار نشده

    ولی با توجه به اینکه مشکلات مالی هست و… بدبختی ها دیگه این بازی بهترینه در مقایسه با بازی ها دیگه ….

    به خاطر همین بهش 7.5 میدم Razz

    0
    0
  • Mr TA گفت:

    آقا یکی بهم جواب بده. Neutral
    به نظرتون این بازی واسه خریدنش می ارزه یا یه چیز دیگه بخرم؟ Thinking Thinking

    0
    0
  • mahdigh21 گفت:

    عالی عالی به نظره من بهتر از این تو ایران بازی گیر نمیاد واقعا زیبا در حد بتمن خیلی شخصیت اصلی شبیه بتمنه و گرافیک خوب موسیقی عالی ارسال ترس عالی من تو جنگ با روح مترو داشتم سکته میزدم ولی عالی بود مخصوصا جمله اولین باری که وارد بازی میشی بعضی مواقع برای رسیدن به رستگاری باید از تاریکی ها گذشت عالی بود جمله اش کاملا عالی بود من ۱۰۰ میدم

    0
    0
  • Parsau گفت:

    نمره شش براش خوبه من این بازی داشتم تنوع سلاح گیمپلی اینهاش افتضاح و حوصله سر بر اما داستانش یکم جذابه

    0
    0