سرباز افسانه ای | تحلیل نمایش Metal Gear Solid V : The Phantom Pain در Gamescom 2014

۳۱ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۰:۵۶

نه برای هیچ ملتی، نه برای هیچ ایدئولوژی، نه برای قدرت، نه برای عدالت، نه برای آینده، نه برای عشق، نه برای صلح، تنها برای انتقام. این جملات چه چیزی را در ذهن شما به وجود می آورد؟ آیا فکر می کنید این کلمات یک سری شعار هستند که در یکی از فیلم های هالیوودی به نمایش در آمده اند یا اینکه فکر می کنید باز هم پای یک داستان جنایی در میان است؟ شاید اگر ندانید این کلمات به چیزی ربط دارند، تا مدت ها نیز نتوانید حدس بزنید این جملات به چه عنوان مهمی مربوط هستند اما مسلما می دانید که چه اتفاقی سبب می شود که یک انسان، پا روی تمامی اعتقادات و حتی انسانیت خود بگذارد تا به انتقام برسد. می دانید که حتما یک اتفاق هولناک باعث شده تا یک فرد بخواهد انتقامی سخت بگیرد. حال اگر فرد مذکور خود یک سرباز افسانه ای باشد که بار ها جان انسان های بیگناه را نجات داده و به یکباره مورد خیانت نزدیک ترین دوستانش قرار بگیرد، چه حالی خواهد داشت؟ Metal Gear Solid V : The Phantom Pain قرار است دقیقا به این سوال پاسخ دهد.

هیدو کوجیما یکی از شناخته شده ترین افراد در صنعت بازی های رایانه ای می باشد. جالب است که او تنها به واسطه ی تنها عنوان ساخته شده اش، اینقدر به شهرت رسیده است اما حقیقتا فرانچایزی که او به وجود آورده است، یکی از بهترین و پر طرفردار ترین بازی ها در تاریخ این صنعت به شمار می رود. این سری Metal Gear نام دارد که حدود ۲۵ سال پیش اولین نسخه ی آن راهی بازار شد. هر چند در آن زمان گرافیک و گیم پلی به صورت امروزی وجود نداشت ولی کوجیما با دست گذاشتن روی بخش داستانی بازی توانست از همان ابتدا همگان را مجذوب این بازی کند. داستانی بسیار پیچیده و مملو از رنج  و درد که به خوبی نقاط تاریک جنگ و پیامد های جبران نا پذیر آن را به تصویر می کشید. وی برای اینکه بتواند این پیامد را بهتر نشان دهد، یک پسر و پدر را شخصیت های اصلی داستان بازی خود قرار داد که به نحو بسیار پیچیده ای تبدیل به دشمنان یکدیگر می شوند. به مرور زمان و با پیشرفت تکنولوژی و فناوری، گیم پلی پیشرفته تر و همچنین گرافیک چشم نواز تر نیز به این داستان زیبا اضافه شد و این فرانچایز را تبدیل به یک شاهکار کرد. آخرین نسخه ی این سری در سال ۲۰۰۸ با نام Patriots Metal Gear Solid 4 : Gun of The منتشر شد و به سبب پایان تاثیر گذارش، انتظار می رفت که دیگر نسخه ای از این سری منتشر نشود. در کنار این احتمال، کسب متای درخشان ۹۴ و اینکه این بازی موفق شد از هر دو سایت بزرگ این صنعت یعنی Gamespot و IGN به طور همزمان نمره ی ۱۰ را دریافت کند، باعث شد تا این گونه تصور شود که شاید نسخه های بعدی نتوانند موفقیت این نسخه را تکرار کنند و این فرانچایز ضربه بخورد. سرانجام خود کوجیما نیز اعلام کرد که علاقه ای به ساخت نسخه ی جدید از سری Metal Gear ندارد.

این تصویر، جنجالی در دنیای بازی های رایانه ای به پا کرد.

این خبر طرفداران را در بهت و حیرت فرو برد تا اینکه مدتی بعد کوجیما از پروژه ی جدید خود با نام پروژه ی Ogre و موتور قدرتمندش یعنی Fox Engine رونمایی کرد. یکی از چندین تصویری که برای نشان دادن قدرت این موتور منتشر شده بود، شباهت زیادی به سری Metal Gear داشت ولی کوجیما همه ی این شایعات را تکذیب کرد. تقریبا طرفداران دیگر امیدی نداشتند تا اینکه در PAX 2012، کوجیما به طور غیر منتظره ای Metal Gear Solid : Ground Zeroes را معرفی کرد اما تایید کرد که این عنوان نسخه ی پنجم این سری نمی باشد. با این حال برای طرفداران همین که باری دیگر در نقش اسنیک قرار بگیرند کافی بود، غافل از اینکه کوجیما برنامه های حیرت انگیزی در سر دارد. در خلال VGX 2012 که در آن بهترین عناوین سال معرفی می شدند، تریلری از عنوان The Phantom Pain منتشر شد. تریلری که به سرعت به خبر اول تمامی خبرگذاری های گیمی تبدیل شد و علت آن نیز شباهت بیش از حد این تریلر به سری Metal Gear بود. رمزگشایی از لوگوی بازی که به Metal Gear Solid V ختم می شد، شباهت عجیب نام کارگردان بازی یعنی Joakim Mogren به نام خود کوجیما و پروژه اش یعنی Ogre و شباهت کاراکتر اصلی به اسنیک، همگی باعث شده بودند تا اکثر طرفداران و تحلیلگران این عنوان را همان نسخه ی پنجم بدانند اما کوجیما با اظهار بی اطلاعی از این عنوان، همه را نا امید کرد اما کوجیما با تفکر روانشناسانه ی خود و تشنه کردن همه برای معرفی بازی، به طور ناگهانی Metal Gear Solid V : The Phantom Pain را در GDC 2013 معرفی کرد و همچنین اعلام نمود این نسخه ی پنجم این سری از دو بازی مستقل و جدا از هم با نام های Ground Zeroes و The Phantom Pain تشکیل شده است. به این ترتیب حماسه ای جدید توسط سرباز افسانه ای یعنی اسنیک آغاز شد.

کاور احتمالی بازی

عنوان : Metal Gear Solid V: The Phantom Pain
سازنده : Kojima Productions
ناشر : Konami
ژانر : اکشن‌ماجرایی / مخفی‌کاری / جهان‌باز
پلتفرم ها: Xbox 360، PS3، Xbox One، PS4 و PC
تاریخ انتشار : نا معلوم

نگاهی به داستان Ground Zeroes ( اگر این نسخه را تجربه نکرده اید، شدیدا توصیه می کنم که از خواندن این بخش پرهیز کنید زیرا دارای اسپویل شدید داستانی است.)

داستان Ground Zeroes  چندین ماه پس از Peace Walker در همان سال ۱۹۷۴ روایت می شود. اسنیک و میلر در حال تجهیز Mother Base و گروه Fox هستند که ناگهان یک خبر همه ی آن ها را آزرده می کند. بازرسان آژانس انرژی اتمی سازمان ملل قصد دارند تا از پایگاه آن ها بازدید کنند تا از عدم وجود سلاح اتمی اطمینان حاصل کنند. ابتدا اسنیک و میلر اعتقاد دارند که این توطئه ای از طرف میهن پرستان و فرمانده ی آن ها یعنی Zero است تا تشکیلات آنان را نابود کنند و در نتیجه این درخواست را رد می کنند اما Huey Emmerich به طور خود سرانه با ارسال یک نامه این دعوت را می پذیرد و عملا اسنیک را در یک عمل انجام شده قرار می دهد. از سوی دیگر به اسنیک و میلر خبر می رسد که پاز در زندانی در کوبا به نام کمپ امگا اسیر شده است و چیکو نیز برای نجات وی به آنجا رفته است. اسنیک که از اهمیت پاز آگاه است ( پاز یک جاسوس دو جانبه است، یعنی هم برای گروه Fox و هم گروه میهن پرستان کار کرده است. به همین علت اطلاعات مهمی از گروه میهن پرستان دارد که اسنیک به شدت علاقه دارد از آن ها آگاه شود چون این گروه دشمن اصلی او است.)، تصمیم می گیرد او را نجات دهد. کمپ امگا تحت نظارت افرادی از گروه Xof است که فرمانده ی آن ها شخص بسیار مرموزی به نام Skull Face می باشد. فردی با چهره ی کاملا سوخته که هم با اسنیک و گروهش دشمنی دارد و هم با میهن پرستان و Zero. در واقع او در مجارستان به دنیا آمده است و در کودکی خانواده و تمام افراد دهکده اش در اثر یک حمله ی هوایی از بین رفته اند. احتمالا او اسنیک و Zero را عامل مرگ خانواده و مردمش می داند و به همین دلیل در پی انتقام است. در واقع Skull Face سعی دارد هم از Fox و هم میهن پرستان انتقام بگیرد. اسنیک به کمپ امگا نفوذ می کند و چیکو و پاز را نجات می دهد ولی در همین حال به او خبر می رسد که به Mother Base حمله شده است. اینجا است که ماجرا برای اسنیک آشکار می شود. بازرسی از Mother Base حقه ای بیش نبوده است و در واقع هیچ بازرسی از طرف آژانس انرژی اتمی فرستاده نشده است و این ها همه نقشه های Skull Face بوده است تا بتواند با خارج کردن اسنیک به بهانه ی نجات چیکو و پاز، Mother Base را نابود کند. در همین حال در بالگرد، چیکو متوجه ی بخیه بر روی بدن پاز می شود و اسنیک در می یابد که یک بمب در بدن پاز کار گذاشته شده است تا آن ها را نابود کند. پزشک بدون بیهوشی بمب را خارج می کند و خیال اسنیک از این بابت راحت می شود. اسنیک به سرعت خود را به Mother Base می رساند ولی تنها موفق به نجات میلر می شود و کل Mother Base در انفجار نابود می شود. اما کار هنوز به پایان نرسیده است. پاز که اکنون به هوش آمده است از یک بمب سخن می گوید اما اسنیک به او پاسخ می دهد که آن ها بمب را از بدنش خارج کرده اند اما پاز بیان می کند که یک بمب دیگر نیز در بدن او کار گذاشته شده است. در واقع Skull Face یک بمب را برای ظاهر سازی به گونه ای در بدن پاز قرار داد تا اسنیک آن را بیابد و دیگر فکرش به سمت بمب دیگری نرود در حالی که یک بمب دیگر نیز در بدن پاز قرار داده بود تا کار اسنیک را تمام کند. پاز خود را از بالگرد به پایین پرتاب می کند و در همین حین بمب منفجر می شود. در اثر انفجار یکی از بالگرد های Xof به بالگرد اسنیک و میلر برخورد می کند و آن ها به شدت زخمی می شوند. باقی داستان در The Phantom Pain روایت می شود.

برگرفته از مقاله اینجانب در شماره ی چهارم مجله گیمفا

روایتگر مسیر انتقام

پس از اتفاقات غیر منتظره ای که در پایان Ground Zeroes رخ می دهد، اسنیک سریعا به بیمارستانی در انگلستان منتقل می شود تا مداوای لازم روی او صورت گیرد اما پزشکان تنها موفق می شوند که مانع مرگ وی شوند و اسنیک وارد یک کمای ۹ ساله می شود. در آغاز The Phantom Pain اسنیک از کما بیدار می شود و متوجه می شود که در اثر حاثه ای که براش رخ داده است، دست چپ او از آرنج به پایین قطع شده است. بلافاصله پس از به هوش آمدن اسنیک، بیمارستان مورد حمله ی نیروهای نا شناخته ای که احتمالا Xof هستند، قرار می گیرد که در پی یافتن اسنیک هستند. اسنیک به کمک فردی به نام Ishmael که همچنان بحث درباره ی هویت او ادامه دارد، فرار می کند. سرانجام اسنیک و Ishmael موفق می شوند با یک خودرو که احتمالا آمبولانس است از مهلکه فرار کنند اما دچار تصادف می شوند و دیگری امیدی وجود ندارد تا اینکه یکی از مرموز ترین شخصیت های این سری یعنی Revolver Ocelot به کمک اسنیک می آید. اسنیک سپس توسط Ocelot متوجه اتفاقاتی که سبب به کما رفتنش شده است، می شود و به گروه جدیدی به نام Diamond Dogs می پیوندد.

اولین ماموریت اسنیک بعد از ۹ سال، نجات صمیمی ترین دوستش یعنی Kazuhira Mllier می باشد. وی به دلایل نا معلومی در افغانستان به دست نیرو های شوروی اسیر شده است.

اولین ماموریت اسنیک بعد از ۹ سال، نجات صمیمی ترین دوستش یعنی Kazuhira Mllier می باشد. وی به دلایل نا معلومی در افغانستان به دست نیرو های شوروی اسیر شده است. اولین نکته ای که پس از دیدن اسنیک در لباس رزم مشاهده می کنیم، وجود دست مصنوعی و همچنین یک جسم شاخ مانند روی سر اوست که به نظر می رسد از بقایای ضایعات بالگرد است که وارد سر وی شده است. اسنیک همراه Ocelot راهی افغانستان می شود تا Kaz را نجات دهد. Ocelot اطلاعاتی درباره ی افغانستان به اسنیک می دهد و بر این نکته تاکید می کند که تنها ۳ روز برای نجات دادن کاز وقت دارند در غیر این صورت شانس خود برای انتقام گرفتن را از دست می دهند. تا کنون در تریلر های منتشر شده از بازی، اسنیک تنها چندین بار با Kaz به صورت بسیار کوتاه سخن گفته است و نسبت به قبل بسیار کم حرف تر شده است که نشان از تغییر شخصیتی وی به دلیل حوادثی که برایش رخ داده است، می دهد. کوجیما خود گفته است که اسنیک یک قهرمان سقوط کرده است که هدفش انتقام است و برای این کار در هر راهی قدم خواهد گذاشت. اسنیک رفتاری بر خلاف رویه ی عادی خود دارد ولی باز هم مخاطبان با او احساس همدردی می کنند زیرا رنج های او را درک کرده اند. Metal Gear Solid V : The Phantom Pain بدون شک دارای تاریک ترین داستان در این سری خواهد بود. داستانی که قرار است چگونگی سقوط اسنیک که روزی خود یک افسانه بوده است را نشان دهد. فردی که اکنون دیگر هیچ چیز جز انتقام برایش اهمیت ندارد و به همین دلیل می تواند دست به هر کاری بزند. او اینک تبدیل به یک شیطان شده است.

۱۷ دقیقه ی هیجان انگیز

تا کنون ۳ تریلر از گیم پلی این عنوان منتشر شده است که همگی آن ها مربوط به مرحله ی افغانستان می باشد. تریلری که در E3 2013 به نمایش در آمد، بیشتر جنبه ی سینمایی داشت و کوجیما قصد داشت با قرار دادن یک موسیقی زیبا بر روی تریلر، طرفداران را به وجد آورد اما تریلری که در E3 2014 به نمایش در آمد،کاملا متفاوت بود. یک نمایش ۳۰ دقیقه ای در پشت در های بشته که تحسین اکثر منتقدان را به دنبال داشت و همین اخبار سبب شد تا طرفداران از کوجیما تقاضا کنند تا این تریلر را برای عموم منتشر کند. کوجیما نیز که بار ها ثابت کرده است به خواسته های طرفداران اهمیت می دهد، این نمایش را منتشر کرد که در میان طرفداران نیز با استقبال خیره کننده ای رو به رو شد. تریلر به طور مفصل این مرحله را البته در روز نمایش میداد. برای Gamescom 2014 نیز کوجیما مجددا این مرحله را انتخاب نمود. وی دو دلیل برای این کار خود ارایه داده است : اولا اینکه هر مرحله را می توان به طرق مختلفی انجام داد که سبب می شود هر تجربه با تجربه ی دیگر متفاوت باشد. دوما اینکه کوجیما نمی خواهد داستان بازی پیش از این فاش شود و به همین دلیل به نمایش این مرحله که به عبارتی اولین ماموریت رسمی اسنیک بعد از خارج شدن از کما است، بسنده کرده است. نمایش بازی در Gamescom 2014 نیز دقیقا با همان کات سینی که در نمایش E3 2014 مشاهده کردیم، آغاز می شود. باز هم Ocelot و اسنیک سوار بر اسب در حال حرکت در طوفان شن هستند. Ocelot شرایط را برای اسنیک توضیح می دهد و قمقمه ی آبی را به او می دهد اما اسنیک که هنوز به دست مصنوعی خود عادت نکرده است، نمی تواند به خوبی آن را بگیرد. باز هم گرافیک چشم نواز بازی و محیط بزرگ آن خودنمایی می کند.

گرگ ها نیز در بازی وجود دارند.

به نظر می رسد این تریلر در بازه زمان زود تری نسبت به تریلر E3 2014 دنبال می شود زیرا هوا روشن تر است. اسنیک به وسیله ی iDroid نقشه را بررسی کرده و سپس محلی را علامت گذاری می کند تا با رسیدن به آنجا منطقه ی عملیات را بررسی کند. باز هم حرکات طبیعی اسب و انیمیشن های روان اسب سواری بیننده را مجذوب خود می کند. اسنیک مدتی به اسب سواری ادامه م یدهد تا اینکه یک نکته ی دیگر از هوش مصنوعی حساب شده بازی مشاهده می شود. در نمایش E3 2014 ما یکبار وارد این منطقه شدیم و اسنیک منطقه را پاکسازی کرد. حال در این تریلر زمانی که به همان خانه ای می رسیم که در تریلر پیشین دو سرباز در آن بیهوش شده بودند، آن ها را مشاهده نمی کنید و علت این امر آن است که آن دو سرباز به Mother Base فرستاده شده اند و کسی جای آن ها را پر نکرده است. سپس اسنیک دو سرباز دیگر را در منطقه ای دورتر مشاهده می کند که در حال آماده شدن برای حرکت با یک جیپ هستند. در اینجا یکی دیگر از قابلیت های بازی که البته کمی خنده دار است، نمایان می شود. اسنیک به اسب خود دستور می دهد تا در میان جاده مدفوع کند. سپس اسنیک کمی از منطقه دور می شود و در جایی کمین می کند تا نظاره گر ادامه ماجرا باشد. خودرو در حال حرکت بر روی مدفوع اسب سُر می خورد و تعادل خود را از دست می دهد و به همین راحتی دو سرباز از سر راه اسنیک کنار می روند. سپس اسنیک با استفاده از قابلیت Fulton Recovery، جیپ و سربازان موجود در آن را که بیهوش شده اند، به Mother Base می فرستد. کسانی که منتقد کوجیما هستند او را متهم کرده اند که یک چیز غیر واقعی را در بازی قرار داده و چنین قابلیتی عملا در جهان واقعی وجود ندارد که بتوان یک انسان یا کانتینریا خودرو  را با یک بالون به هوا فرستاد ولی آن ها مهم ترین نکته ی این سری را فراموش کرده اند و آن این است که کوجیما همواره تلفیقی از واقعیت و تخیل را ارایه می دهد. از طرف دیگر این قابلیت یکی از شناسه های این سری است و طرفدران قدیمی این سری از بازگشت آن بسیار شادمان هستند.  اسنیک سپس با سوت زدن اسب خود را فرا می خواند و به سمت محلی که علامت گذاری کرده است، حرکت می کند. باز هم شاهد شوخی های جالب کوجیما هستیم. اسنیک با مشاهده یک بز، می ایستد و پس از بیهوش کردن بز، آن را با Fulton به Mother Base ارسال می کند. در اینجا صدای غرش جانوری به گوش می رسد. دوربین کمی به سمت چپ می چرخد و ناگهان چند گرگ مشاهده می شود. به این ترتیب مشخص می شود که بز تنها جانوری نیست که در بازی وجود دارد و متناسب با محیط هر مرحله، جانوران مختلفی در آن وجود دارند. اسنیک به سراغ گرگ ها نمی رود و بار دیگر سوار اسب خود می شود اما اگر اسنیک با گرگ ها درگیر می شد، مسلما صحنه های هیجان انگیزی را به دنبال داشت. اسنیک به محل مورد نظر می رسد ودر اینجا به وسیله دوربین، محلی که در نمایش E3 2014 از آنجا منطقه  بررسی شده بود، نشان داده می شود. البته در این صحنه یکی از محدود اشکالات بخش گرافیکی بازی مشاهده می شود. زمانی که اسنیک کمی می چرخد، بافت های صخره هایی که در مقابل وی قرار دارند، دیر بارگذاری می شوند و حتی درختانی که در آن محل وجود دارند نیز دیر نمایان می شوند. البته می توان امیدوار بود که این اشکالات بر طرف شوند.

اسنیک همانند نمایش قبلی منطقه را بررسی و سربازان را علامت گذاری می کند.

اسنیک همانند نمایش قبلی منطقه را بررسی و سربازان را علامت گذاری می کند. اسنیک سپس با استفاده از Phantom Cigar زمان را به سرعت به جلو می برد و آن را در ساعت ۴ شب متوقف می کند تا به این ترتیب اولین بار شاهد نمایشی از گیم پلی بازی در شب باشیم. اسنیک وارد منطقه مورد نظر می شود و به آرامی پیش می رود تا اینکه به یک سرباز می رسد. وی سعی می کند به وسیله اسلحه ی Tranquiliser وی را بیهوش کند اما شلیک او به سر سرباز برخورد نمی کند زیرا وی از یک کلاه جنگی استفاده می کند. در اینجا فردی که روی تریلر توصیح می دهد، علت این امر را بیان می کند. وی بیان می کند که به علت اینکه در نمایش قبلی اسنیک اکثر سربازان را به وسیله ی تیرهای خواب آور، بیهوش کرد، اینبار آن ها تصمیمی گرفته اند تا از یک سری تجهیزات قوی تر نظیر کلاه بهره ببرند تا به سادگی در برابر این تیر ها از پای در نیایند. سرباز که متوجه این امر می شود سعی میکند به وسیله ی چراغ قوه، محیط را روشن کند تا ضارب را بیابد. نورپردازی بازی در شب خارق العاده است به نحوی که نورپردازی همین چراغ قوه نیز عالی کار شده است. اسنیک از جعبه ی مشهور این سری استفاده می کند و شروع به حرکت می نماید اما یک سرباز متوجه حرکت او می شود و سمت وی می آید اما اسنیک با بلند شدن و نمایان کردن تصویر جالب روی جعبه، سرباز را گمراه می کند و و سپس با حرکات CQC وی را از پا در می آورد. شاید به نظر کسانی که تازه با این سری به واسطه ی این عنوان آشنا شده باشند، این امر بسیار مسخره و غیر طبیعی باشد اما همان طور که پیش تر ذکر شد، کوجیما همواره شوخی های احمقانه ای در بازی های خود جا می دهد و از سوی دیگر این جعبه ها مهم ترین مشخصه این سری هستند. اسنیک به سمت سرباز دیگری می رود اما این بار او را به نوعی دستگیر می کند و حال او قادر است از وی اطلاعات به دست آورد. وی نیز همین کار را انجام می دهد و با اطلاعات به دست آمده از این سرباز، نقشه ی بازی خود به خود آپدیت می شود و اسنیک نیز این سرباز را بیهوش می کند. با اطلاعات به دست آمده از سرباز، محل منبع برق منطقه مشخص می شود و اسنیک با شلیک به آن، علاوه بر قطع کردن برق منطقه، سربازان را نیز متوجه این محل می کند تا بتواند به راحتی وارد محل مورد نظر خود شود. اسنیک در یک سطل بزرگ که در کنار منبع برق قرار دارد، پنهان می شود و در آن را به صورت نیمه باز قرار می دهد تا بتواند نزدیک شدن سربازان را مشاهده کند. باز هم هوش مصنوعی بالای بازی خود را نشان می دهد به نحوی که سرباز به باز بودن اندک در سطل شک می کند اما اسنیک به سرعت در را به طور کامل می بندد تا سرباز متوجه حضور او نشود. سرباز به سطل نزدیک می شود تا آن را بررسی کند ولی اسنیک ناگهان در آن را باز می کند و صحنه به صورت آهسته در می آید تا اسنیک بتواند سرباز را از پای در آورد.

اسنیک در مناطق دور از دید بالگرد و در تاریکی ها پنهان می شود تا به محل مورد نظر خود برسد.

یک بالگرد در منطقه شروع به گشت زنی می کند. گویا در اثر اتفاقاتی که در نمایش پیشین در این مرحله رخ داده است، نظارت بیشتری روی این منطقه صورت گرفته است. اسنیک در مناطق دور از دید بالگرد و در تاریکی ها پنهان می شود تا به محل مورد نظر خود برسد. او شروع به حرکت می کند اما متوجه می شود که بالگرد در حال نزدیک شدن به او است و وی با یک شیرجه ی زیبا زیر یک پل کوچک پنهان می شود. اسنیک به اتاق مورد نظر می رسد و پس از عکس برداری از اطلاعات موجود، شروع به خارج شدن از منطقه می کند اما در این راه یک مانع سخت در سر راه او وجود دارد و آن بالگرد دشمن است. یک جیپ به محل نزدیک می شود و پس از خارج شدن دو سرباز از آن، اسنیک یک بالگرد برای خارج کردن خود از منطقه درخواست می کند. سپس اسنیک خود را به جیپ می رساند و پس از اتصال یک C4 به آن، جیپ را به وسیله ی Fulton به هوا می فرستد. پس از نزدیک شدن جیپ به بالگرد که دقیقا در بالای محل جیپ قرار داشت، با زدن دکمه ی انفجار بمب، بالگرد را نابود می شود که در اینجا افکت انفجار نیز مشاهده می شود که بسیار زیبا است. مسلما افرادی که با قابلیت Fulton Recovery مخالف هستند، با دیدن این صحنه، متوجه کاربرد بالای این مکانیزم می شوند. اسنیک خود را به وسیله ی اسب به محل بالگرد می رساند و در اینجا با پخش یک موسیقی حماسی که نشانه ی پیروزی است، نمایش به طرز زیبایی به پایان می رسد. اینجاست که صدای تشویق طرفداران سالن را فرا می گیرد و همه کوجیما را تحسین می کنند. حقیقتا با اینکه نمایش بازی از یک مرحله ی تکراری بود، ولی باز هم همانند یک تجربه ی جدید بود زیرا هر مرحله را می توان از بی شمار راه مختلف به پایان رساند.

سرباز افسانه ای

Metal Gear Solid V : The Phantom Pain علاوه بر نمایش ۱۷ دقیقه ای و جذاب خود در Gamescom 2014، از یک جنبه ی دیگر نیز مورد توجه طرفداران قرار گرفت و آن نیز تایید شدن نسخه ی PC بازی بود که طرفداران کثیری آن را از کوجیما درخواست کرده  بودند. حال با تایید این نسخه، علاوه بر اینکه کوجیما می تواند از سخت افزار قدرتمند PC برای این عنوان بهره ببرد، وی توانسته حمایت جمع کثیری از PC بازان را نیز به دست آورد. هنوز تاریخ انتشار مشخصی برای بازی ذکر نشده است ولی با توجه به اینکه کوجیما بر روی Silent Hill جدید کار می کند، می توان انتظار داشت بازی در اواخر سال ۲۰۱۴ و یا اوایل سال ۲۰۱۵ منتشر شود. عرضه ی بازی در سال ۲۰۱۵ می تواند رقابت نفس گیر عناوین بزرگی که در این سال منتشر می شوند را برای کسب جایزه بهترین بازی سال، سخت تر نیز کند. باید دید که کوجیما چنین ریسکی می کند یا خیر؟

آیا اسنیک در سال ۲۰۱۵ به مصاف گرلت، بتمن و نیتن دریک می رود ؟

 

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید