قیمه گیم 12 | اندر حکایات صنعت بازیسازی در ایران

قیمه گیم ، مقالات ۵ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۷:۳۸

عرض شود که قیمه گیم هم شده مثل آهنگ های “یاس”. هر دفعه یه سلسله حرف هایی زده میشه و چهار تا نصیحت می کنیم و میریم رد کارمون ولی قضیه فرق کرده تو این قسمت و سعی شده که نصیحت رو بذاریم کنار. این قسمت قرار هست یه نیم نگاهی به صنعت بازی سازی در ایران داشته باشیم و پستی و بلندی های این صنعت نو پا رو بررسی کنیم که ببینیم دقیقا چند چند هستیم.

اصلا چی شد که به فکر نویسنده قیمه گیم رسید که درباره بازیسازی طنز بنویسه؟ اصولا کلمه “بازیسازی” تو دوستان ایرانی گریه آور هست. دخترها با فیلم تایتانیک گریه می کنند، پسرهای ایرونی علاقه مند به بازیسازی با بازیسازی! حالا چی شد که اصلا این شد سوژه طنز این قسمت رو حال نداریم توضیح بدهیم و بحثش بسیار مفصل هست! اصلا دلمان خواست.

سن گیمر که از 18 سال رد می شود، از چپ و راست ناله و فغان سر میدهند که ای بابا، خرس گنده نشستی بازی می کنی؟! دقت شود که به جای واژه “خرس گنده” می تونید از هر لغت حیوان چاق و چله استفاده کنید. خود کلمه ” گیم” تو جماعت غیرگیمر ایرانی یه جور بیماری محسوب میشه، حالا دیگه به عمق فاجعه و کلمه “بازیسازی” فکر کنید. بابای خانواده خسته و کوفته از سر کار بر می گردد به خانه و می بیند خرس گنده نشسته پشت سیستم و جناب خرس گنده محترم نیز در جواب بابای خانواده که چه غلطی داری می کنی از صبح تا حالا پشت سیستم، جواب می دهد ” دارم کار می کنم”. بعد سیلی از تمسخرهای ریز و درشت نثار روح پاک بازیساز مفلوک روانه می شود. نخندید! شاید برای شما هم اتفاق بیفتد. اصولا کار و شغل، بیشتر تو ذهن غیر گیمرها باید جوری باشد که جون طرف بالا بیاد! داغون شه، له شه زیر بار کار و بازیسازی رو یه جور سوسول بازی می دونند. میگید نه؟ همین الان قیمه گیم رو ول کنید، برید پیش خانواده خود و بگویید میخواهم بازیساز شوم. اگر فحش نخوردید! اگر مسخرتون نکردند! اصولا هر چقدر هم که روشن فکر باشند باز هم عکس العمل بدی نشون خواهند داد. اصولا شغل بین مادرها به سه دسته تقسیم می شود. دسته اول، پزشکی. دسته دوم مهندسی، دسته سوم وکالت و افرادی که تو دادگستری کار می کنند. بقیه شاغلان هم بروند کشک خود را بسازند و به درد لای جرز دیوار می خورند!

yourfile

حالا فرض می کنیم که والدین و اطرافیان روی خوش به بازیسازی نشان بدهند. طرف میخواد بازیساز بشه و از بازیسازی فقط شوقش رو داره. اولین چیزی هم که بنده خدا گیر میاره چیزی نیست جز برنامه Game maker. بعد هم می رود سراغ اینترنت و با یک جست و جو در گوگل میخواهد که این برنامه را یاد بگیرد. بعد چند روز هم که خسته می شود و زمین و زمان رو به فحش می کشد، از بازیسازی خسته می شود و همین الان که تو اوج هست خداحافظی میکند. حالا کسی هم نیست، فقط خودمانیم ولی گوش شیطون کر، دانشکده ای هست تو ایران برای بازیسازی تو تهران. حالا بازم بین خودمون بمونه ولی یاد می دهند به صورت اصولی که بازی را چگونه باید بسازیم! از اونجایی که ما ایرونی ها انسان هایی راحت طلب و رایگان خور هستیم دوست داریم خیلی زود بشویم یکی مثل هیدئو کوجیما! ما طفل که بودیم تا حالا، این صنعت بازیسازی می خواست پیشرفت کند ولی دوستان عزیز گوش کنید، صنعت بازیسازی ما خیلی هم قوی هست، فقط خستست، میفهمی؟ خسته!

game-design-101

جدیدا بازیسازهای مستقل تو کشور عزیزمون بیشتر شدند و بازی های جالبی با ایده های جالب تر می سازند. البته بگذریم بعضی اوقات از طرح های خارجکی اسکی می روند. مهم نیست بازی چقدر می خواهد مشهور و تو چشم باشد یا خیلی ساده و بی زرق و برق، هر جا سخن از اسکی رفتن از طرح ها هست، نام زیبای یک ایرونی می درخشد. بالاخره یه جا باید درخشان ظاهر باشیم. البته مسئولین محترم خورده نگیرند به نویسنده قیمه گیم، برای دلداری باید عرض شود که فقط شما اسکی نمی روید، بقیه بخش های فرهنگی آخر هفته، حوصلشون که سر می رود به صورت کاملا خود جوش می روند اسکی پیست دیزین دور همی. حالا صنعت گیم که یک قیمه هست فعلا ولی صنعت فیلم سازی ما برای خودش آش شله قلمکار بدمزه ایی هست که همون آش ترش خودمون هست، به اسم شله قلمکار قالب می کنند. نمونه ایی از این آش ترش هم در یکی از سریال های ماه رمضان امسال مشاهده کردیم. دست مسئولین مربوطه درد نکند که سوژه خنده امسال روزه دارها را نیز فراهم کردند. ان شا الله خدا عوض بدهد، در سال بعدی بیشترش کند! قربون قیمه خودمون بروم که هنوز جای کار زیاد دارد. منتهی اون آشپزهایی که مشهور نیستند و با کسی ” اون بالا” رفیق صمیمی نیستند رو خیلی راحت پرت می کنند پایین. چه شکلی پرتشون می کنند پایین؟ – به راحتی! قیمه تلخه، قیمه شوره، قیمه شیرین شده، قیمه گوشتش کو؟ قیمه چرا رنگش قهوه ای شده؟ قیمه چرا انقدر داغه و … انقدر سوال می پرسند که آشپز بدبخت اصلا قیمه بی صاحاب رو ول می کند و می رود پی کارش! اصلا امان نمی دهند؛ حالا میخواهد آشپز مربوطه قیمه خودش را در عرض 2 ساعت درست کند یا در عرض 20 ساعت. مسئولین محترم  خواهش مندیم بگذارید حداقل یک نفر بچشد، شاید خوش مزه بود! اصلا گور بابای اون یک نفر، خود شما فقط بچشید. دهن رو وا کن، من خودم بهت قیمه رو میدم. هواپیما داره میاد عمویی، بگو آآآآآآآآآ.

happyyumday

راستی “اون بالا” کجاست؟ جای خاصی نیست. یک سری دوستان عزیز می روند اون بالا، منتهی نرده بونی در کار نیست، پله ای هم در کار نیست، چه شکلی می روند اون بالا، الله اعلم! بقیه هم محسوب می شوند در حد یک شلغم! اینجاست که با کسایی که اون بالا هستند، باید دوست شد، رفاقت چیز بسیار خوبیست ولی رفاقت با بچه های “اون بالا” صفایی دیگر دارد و بس!

یعنی خوراک فعالین بازیسازی کشور این هست که مقاله چپ و راست بنویسند برای پیشرفت و ارتقای صنعت بازیسازی. باز دم ژورنالیست های خودمون گرم که هر از گاهی یه خبری می گیرند از بازی های ایرانی. البته نه هر بازی ایرونی! بازی هایی که از “اون بالا” معرفی می شود تا بازی رو به اصطلاح شاخ کنند بین گیمرهای ایرونی به واسطه مجلات و مقالات خودشون. حالا می خواهد بازی در حد شلغم باشد ولی ژورنالیست های دلسوز عزیز، آنچنان روی شلغم مورد نظر کار می کنند که در حد یک لازانیا به نظر برسد. حالا هر چقدر بقیه بگویند بابا جان، این همون شلغم هست، گوش ندید ولی کو گوش شنوا؟! دوباره به روایت نویسنده قیمه گیم می رسید که میگه: بقیه هم محسوب می شوند در حد یک شلغم!

shalgham

روایت داریم هر موقع حوصله دوستان “اون بالا” سر می رود همایش میگذارند و به همدیگر جایزه می دهند. حرف زیاد می زنند، حضار محترم هم می توانند یه دل سیر استراحت کنند و یک دل سیر بخوابند. البته از حق نگذریم، این شیرینی هایی که می دهند خیلی خوش مزه هست. (مدیونید فکر کنید نویسنده قیمه گیم فقط به خاطر شیرینی زبون و ساندیس پرتقالی به همایش های گیم می رود) خاصیت مهم تر این همایش ها به اینست که می تونیم عکس بگیریم از همدیگه، بعد بریم تو فیس بوق، عکس رو بذاریم و بالاش هم توضیح بنویسیم که ” یه روز خیلی خوب تو همایش فلان جا با بازیساز فلان پور”.

20125905349314103005956

مشکل یکی، دو تا نیست. بعضی ها هم کافی هست یه تیری به تخته بخوره و یکی از اون بالایی ها از بازی طرف خوشش بیاد! آنچنان احساس خفن بودن به طرف دست می دهد که این احساس خفن بودن باعث میشه طرز دیدش کاملا عوض شه و خودش را در حد یکی مثل کلیف بلزینیسکی بداند. حالا کسی نیست بگوید به این بنده خدا که آقای خفن، شما یک بازی رو شاید خوب ساخته باشی، دلیلی نیست که بازی های آیندت هم خوب باشه! البته یه راه حل هست. اون تیری که به تخته خورد رو یادته دوست گرامی؟ اون تخته رو بلند کن، بزن تو ملاج اون بالایی ها، بلکه سرشون تاب بخوره و از همه بازی هات خوششون بیاد. بعد حالا حمایت که ازشون نمیشه، ناله های گرانقدرشون رو میخونیم و می بینیم تو تلویزیون که آی گیمرها، از ما اصلا حمایت نمیشه. انقدر دیگر نازک نارنجی ندیده بودیم. البته مورد داشتیم بازی خوبی قرار هست منتشر شود در نوع ایرانی که واقعا جذاب و در سطح عناوین خارجی هست ولی وقتی بازیسازها گرامی مشاهده نمودند که گیمرها خیلی از این بازی ذوق کردند، قیمت بازی رو بردند بالا! حالا یکی نیست بگوید به این بازیسازهای عزیز که قیمتی که شما گذاشتید برابر هست با چند تا بازی شاخ دنیا به صورت کپی خور شده. مگر مغر اسب دریایی خوردیم که پول بریزیم به پای این بازی؟!

482000_157241281095695_1129905858_n

تمام این حواشی و بحث ها به کنار و یک طرف قضیه دیگر، گیمرها هستند. گیمرهایی که تو این مرز و بوم زندگی می کنند و می گویند حمایت می کنیم. بازی ایرانی یعنی حمایت! اصلا حمایت تو خون ماست. این موارد دیالوگ هایی هست که تو گزارش هایی که شبکه های تلویزیونی از جشنواره های بازی های ایرانی پخش می کند از زبون گیمرها، چه کم سن و سال، چه سنشون بالا باشه، می می شنویم. حالا این ها فقط ظاهر قضیست. کافی هست یک بازی منتشر بشه، اولین کسایی که قر می زنند همین گیمرها هستند که حاضر نیستند یک قِرون پول برای خرید بازی بدهند. اصلا رایگان خوری تو خون ماست. همه چی رو می خواهیم مفت به دست بیاریم. دم از حمایت هم می زنیم! طرف حاضره روزی چهار تا ساندویچ سوسیس بندری بخوره ولی پول یک بازی ایرانی رو نده و با کمال پر رویی می گوید پول ندارم و خیلی قیمت بازی های ایرانی زیاد هست وگرنه ما حمایت می کنیم! اصلا مگه میشه حمایت نکرد؟ نه جون من، به قیافه من نگاه کن من از اون آدم هایی هستم که به صنعت داخلی نگاه نکنم؟!

Untitled

عکس واسه حمایت از بازی های ویدئویی ساخت ایران موجود نیست. لطفا مجدد تلاش کنید. اگه نمی تونید لا اقل تصور کنید که این عکس واسه حمایت هست. با تشکر!

باز دم بازیسازهای بخش موبایل و گوشی های هوشمند گرم که بعضی از بازی های خودشون رو رایگان به اشتراک میگذارند و تنها خواهشی که از گیمرها دارند این هست که فقط به بازی امتیاز بدهند. همین! به خدا کار زیادی نیست به خاطر این همه زحمتشون برای سرگرم کردن هم وطن خودشون. به والله نیست! ( یکی بهم دستمال کاغذی بده، گریم گرفته) چقدر خوب هست که یاد بگیریم حمایت کنیم از دوستان و هم وطن های خودمون. نویسنده قیمه گیم رو ول کنید که عاشق فرانچایزهای خارجی هست و حال نداره گیم های ایرونی رو حداقل امتحان کنه که چطوریاست اصن! بیخود هم پیش خودتون نگید که بازی ایرانی کیلو چنده بابا، خودتون رو گول نزنید، همینقدر که مشتاق می شویم بازی کنیم ببینیم بازی های ایرانی در چه حدی هستند، نشون میده که به اهمیت بازیسازی و پیشرفتش در کشور علاقه مند هستیم. به خودتون بیایید و انقدر نگید که بازیساز ایرانی به درد نمیخوره، مگر هیدئو کوجیما از اول همین بود؟ هوم؟ از همون سن طفولیت که انگشتش رو می خورد بازیسازی بلد بود؟ یا DNA بازیسازهای قدرتمند غرب رو گرفتن دولتشون دستکاری کردند؟ یا شاید هم آدم فضایی ها یه شب اومدند کل بازیسازهای خارجی رو ورداشتند و بردند به کره خودشون و مغزشون رو دستکاری کردند که بتونن بازی های شاخ بسازند! (این ایده آخری البته محتمل تر هست. اصلا کی میتونه تضمین بده؟) البته این قضیه “اون بالا” تو کشورهای دیگه مشخص نیست وجود داره یا خیر ولی این صنعت نیاز به حمایت من و شما داره. یکی از آیتم هایی که تو قیمه گیم هفته قبل یادم رفت بنویسم برای بیکاری در تابستان درباره امتحان کردن بازی های ایرونی بود؛ ترجیحا بازی های پلتفرم PC. حتما برید سراغش. این میتونه اولین گام برای حمایت باشه. این خزعبلات که بازیسازهای ما هیچوقت نمی تونند به سطح بازیسازهای خارجی برسند رو بریزید دور. من و شما انسان هستیم، مثل هم، شبیه هم.

برای قسمت های آینده پیشنهادهای خودتان را با ما در میان بگذارید. قیمه گیم هر یکشنبه منتشر خواهد شد.

دوستان عزیز می توانند اشعار طنز در حیطه گیم را نیز برای بنده پیغام خصوصی کنند. در پایان هر قسمت از قیمه گیم ازهفته آینده، شعر طنز گیمی منتخب در انتهای قیمه گیم به همراه اسم شاعر درج خواهد شد. دوستانی که در انجمن گیمفا حضور دارند می توانند به این لینک ارسال کنند اشعار خودشون رو با موضوع “شعر طنز”.

12345678910(6 رای, میانگین آرا 8٫50 از 10 )
Loading...

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید