گیفت کارت
گیفت کارت

پایان داستان قاتل و گرگ | نقد و بررسی 2 اپیزود پایانی عنوان The Wolf Among Us

۲۸ تیر ۱۳۹۳ - ۱۲:۱۰

خوبی و خوشی دیگر تمام شده است. دوره این حرف ها گذشته است. قاتلی بزرگ در شهر Fable ها جولان می دهد. قاتلی که هیچ کس توانایی مقابله با وی را ندارد. شاید امید ها همه به کلانتر این شهر یعنی گرگ بزرگ باشد اما شاید او هم از پس Crooked Man برنیاید. از گذشته این مرد هیچ چیزی نمی دانیم یعنی هیچ کس چیزی نمی داند اما در رابطه Mr.Wolf اطلاعات زیادی وجود دارد. روزی شنل قرمزی را گول زد و روزی سعی بر خوردن 3 بره داشت اما هم اکنون موجودی دهشتناک است که در برابر هر کسی می ایستد. شاید زمان آن رسیده تا گرگ قصه ما ثابت کند لیاقت داشتن درجه کلانتری را داشته است…

کاور رسمی The Wolf Among Us

نام: The Wolf Among Us(اپیزود های چهار و پنج)

سازنده و ناشر: Telltale Games

پلتفرم ها: Play Station 4 – Play Station 3 – PS VITA – Xbox ONE – Xbox 360 – PC – MAC – IOS

سبک: کلیک و بازی – ادونچر

تاریخ انتشار آخرین اپیزود: 10 جولای 2014 میلادی

TellTale نام شرکتی است که هم اکنون همگان آن را می شناسند. شرکتی که آغاز موفقیت های جدی و معروف شدنش را زمانی به دست آورد که ساخته اش یعنی The Walking Dead توانست برترین عنوان سال شود. این شرکت با سبک خاص بازی سازی خود کاری کرد که سبکی که به نظر مرده می آمد دوباره نزد همگان محبوب شد. بعد از موفقیت های بسیار زیاد عنوان The Walking Dead ساخت فصل دوم آن در اوج زیبایی آغاز شد. همگان فکر می کردند که این شرکت یک بازی 5 اپیزودی دیگر دارد و فقط به فکر ادامه بازی قبلی اش یعنی مرده متحرک است. این فکر ها دوامی نیاورد چرا که پیش پای عرضه فصل دوم عنوان مرده متحرک عنوانی فوق العاده و زیبا عرضه شد تا باری دیگر به شکلی متفاوت بازیباز را درون خود فرو ببرد. این عنوان The Wolf Among Us بود که داستان دنیای پریان را به شکلی جذاب و ترسناک و دراماتیک از دیدگاه یک گرگ روایت می کرد. گرگی که کلانتر شهری فاسد بود و باید تلاش زیادی می کرد تا این شهر را در امنیت نگاه دارد.

آماده نبرد آخر باشید!

از آن جایی که قسمت چهارم و پنجم این عنوان اوج قسمت داستانی این بازی را روایت می کند و حالتی بسیار به هم پیوسته دارد برای یک نقد و بررسی درست لازم است که این 2 اپیزود در کنار یکدیگر به شکل یک پارچه مورد نقد قرار گیرند. در این نقد بیشتر از هر چیز داستان 2 قسمت آخر این عنوان به صورت مو به مو شرح داده شده است و بعد از آن در رابطه با بخش های دیگر نیز صحبت هایی می شود.

       نکته: این متن حاوی اسپویل های شدید داستانی است!

یک دشمن بزرگ

هیچ کس پایان تلح و دردناک اپیزود سوم را فراموش نمی کند. زمانی که بعد از این همه تلاش دریافتیم که ماجرای این جنایت بسیار بزرگتر از این حرف هاست و شخصی که در پشت آن است یک مرد عادی نیست. او یک قاتل حرفه ای است و اهداف خاصی را دنبال می کند. اما در پایان اپیزود سوم هیچ بازیکنی زمانی برای درک کردن این قضایا نداشت. چرا که گرگ فصه ما توسط گلوله یک اسلحه بسیار خاص زخمی شد. زخمی که شاید او را می کشت. اما از همان لحظه یک چیز در ذهن بازیکنان حک شد. آن هم آن دستی بود که با یک اشاره کوچک به Bloody Mary دستور داد که باید چه کاری انجام بدهد. آن ها Crane را با هدفی نا مشخص بردند و گرگ بی هوش بر زمین افتاد…

یک بار برای همیشه می بایست کار را تمام کرد!

اما آغاز قسمت چهارم بسیار آرام و دردناک بود. دکتر تک تک گلوله ها را از بدن گرگ بیرون کشید و وی را درمان کرد. حالا گرگ با زخم های زیادی که داشت مبارزه سخت تری در پی داشت اما او گرگ بود و کلانتر این شهر پس کم نمی آورد. قسمت چهارم محیطی خاص نسبت به قسمت های قبلی داشت. بدون هیچ نمایش خاصی از گیم پلی گرگ ما همواره در پی دستگیری و گیر انداختن Crooked Man بود. به همین دلیل بخش اصلی داستان و همه چیز قسمت چهارم را جست و جو در محیط های مختلف و بررسی هر چیز کوچکی به عنوان مدرک تشکیل می داد. کلانتر به مکان های زیادی مانند مغازه جک و قصابی شهر سر زد و جست و جو کرد تا در نهایت سرنخ هایی را از Crooked Man و Bloody Mary یافت.

وی در مغازه جک با شخصی به نام جرزی آشنا شد و بعد از مبارزه با او توانست وی را شکست دهد. این شخص یکی از افراد Crooked Man بود و به طور مستقیم با وی ارتباط داشت اما در آن لحظه برای گرگ مهم ترین چیز یافتن تکه آخر آینه بود تا با استفاده از آن بتواند دشمن اصلی را پیدا کند. به همین دلیل بود که  به قصابی شهر رفت و بعد از گشت و گذار بسیار در آن جا متوجه شد که Crooked Man در آزمایشگاهی که آن جا دارد مواد لازم برای جادوی گلیمور را فراهم می کند. سپس در همین محیط در کت جا مانده این مرد تکه گم شده ی  آینه را یافت و با آن به اداره کلانتری شهر رفت و با کمک اسنو توانست مکان Crooked Man را پیدا کند و فهمید با رد شدن از دیوار هایی که بعضی از علامت های خاص را دارند می توان به آن جا رسید.

گذشتن از میان این گوشت ها در سرد خانه حس عجیبی داشت…

نکته دیگری که در اپیزود چهارم مشخص شد این بود که شهر FableTown بسیار بیشتر از چیزی که گرگ می دانست به زیر سلطه Crooked Man فرو رفته بود. انگار وی با هر کسی در این شهر کار هایی داشته و همه چیز هایی از او می دانستند. مثل جوانک پاشکسته ای که نزد او کار می کرد و وی را انسانی خوب می دانست! نمونه ی دیگر این موضوع دیو و دلبر بودند که از گرگ خواستند او را بکشد چرا که چیز های زیادی از او کشیده اند و … و…

یکی از بخش های فرعی اما اهمیت دار این اپیزود در رابطه با موجوداتی بود که به شکل حیوان باقی مانده اند. مانند آقای Toad و Colin. به گفته اسنو زین پس آن ها باید از شهر می رفتند و به مکانی که “مزرعه” نام داشت نقل مکان می کردند. این موضوع یکی از داستان های فرعی این اپیزود به شمار می رفت.

اما پایان اپیزود چهارم بسیار زیبا بود. حالتی خاص و ترسناک داشت. گرگ به اتاق وارد شد و بالاخره چهره کریه Crooked Man را دید. اما انسان های زیادی دور او را گرفته بودند: جرزی همان شخصیتی که در آن مغازه با او آشنا شدیم. ویویان همان دختری که به شکل نریسا ربانی خاص دور گردنش بود. جورجی همان کسی که صاحب مهمانخانه Pudding And Pie بود و شخصیت دیگر دو قلو ها بودند. ( حال این که شما در پایان قسمت سوم یکی از آن ها را کشتید یا نه بسته به شماست.) در این جا گرگ قصه ما سیگارش را روشن کرد و قسمت چهارم تمام شد…

پست و منفور…

قسمت پنجم اما دنیای دیگری داشت. دیگر خبری از آن آرامش نبود و تمامش دنبال کردن و درگیری و اضطراب و استرس بود. در ابتدای اپیزود پنجم کلانتر شروع به صحبت با تمام افراد اتاق کرد. هیچ کس به او نگاه خوبی نداشت و فقط Crooked Man با سخنانی طعنه آمیز او را به تسمخر گرفته بود. Mr.Wolf با دقت و آرامش به سخنان همگان گوش می داد و سعی می کرد درست را از غلط تشخیص دهد. در پایان Crooked Man خود را بی گناه خواند و گفت که تمام قتل ها توسط جورجی انجام شده است. کلانتر چه به سمت جورجی می رفت و چه به سمت او هیچ اتفاق خوبی نمی افتاد. ناگهان با ورود Bloody Mary درگیری آغاز شد و گرگ قصه ما عده ای را زخمی کرد. اما هرگونه که بود از این قافله در رفت و در همین زمان دید که تمام شخصیت ها از یک دروازه باز شده در حال فرار هستند و او نیز به سمت آن دروازه یورش برد. حال او دیگر شبیه انسان نبود و شکل گرگ مانند خود را گرفته بود. Crooked Man و Bloody Mary در یک ماشین و “ویویان” و “جورجی” در ماشین دیگر بودند. گرگ در حال دنبال کردن هر دوی این ها بود.

CryWolf

این جا گرگ دو انتخاب داشت. یا باید به سمت ماشین Crooked Man و یا به سمت اتومبیل جورجی می رفت. در صورت رفتن به دنبال جورجی تعقیب و گریز هیجان انگیزی به وجود می آمد و در پایان Mr.Wolf به دنبال آن ها وارد مهمانخانه می شد و صحبت های آن ها را می شنید. اما در صورتی که به سراغ اتومبیل Crooked Man می رفت به روی زمین پرت می شد و بی هوش می شد و بعد از به هوش آمدن به مهمانخانه می رفت. اما در این میان یک چیز متفاوت می شد و آن دیدن یا ندیدن خودکشی ویویان بود. در مهمانخانه مشخص شد که جادوی اصلی و حقیقی به واسطه وی به وجود آمده است و او برای جلوگیری از ادامه کار های Crooked Man ربان دورگردنش را باز کرد و کشته شد. اگر از همان ابتدا به دنبال او می رفتید تمام این صحبت ها را از دهان خود او می شنیدید و در غیر این صورت با جنازه او مواجه می شدید و همه چیز را از دهان جورجی می شنیدید. در پایان این بخش شما 2 انتخاب داشتید. جورجی به خاطر ضربه چاقوی شما زخمی شده بود و حالا یا می توانستید وی را رها کنید تا به حال خود بمیرد یا او را همانگونه که خودش می خواست راحت کنید. همه چیز به شما بستگی داشت …

و هم اکنون زمان نبرد نهایی فرا رسیده بود. شما وارد مکان اصلی Crooked Man شدید و فقط با یک دشمن مواجه بودید: Bloody Mary. دشمنی که با توانایی های بالای خود شما را چندین بار به زمین زد و نزدیک بود شما را بکشد. او با سرعت بالایی در محیط حرکت می کرد و هر لحظه ممکن بود در هر نقطه ای ظاهر شود. زمانی که گرگ توانست ضربه مهلکی به او بزند وی شکل حقیقی خود را پیدا کرد. او شکلی چندش آور و دهشتناک داشت که شبیه به جادوگر های مرده بود. و او با استفاده از جادوی خود تبدیل به 20 تا از خودش شد. او یا به عبارت بهتر آن ها در حال کشتن Mr.Wolf به شکلی وحشیانه بودند که ناگهان گرگ شکل حقیقی خود را پیدا کرد. دیگر آن گرگ نما نبود. دیگر رنگ چشم هایش عوض نشد. دیگر به مانند گذشته نبود. تبدیل به یک گرگ شد. گرگی بزرگ که دیدنش نیز انسان و هر موجود دیگری را به وحشت می انداخت. گرگ قصه ما Bloody Mary را به صورت کامل نابود کرد و این موجود کثیف را از بین برد. حالا دیگر همه چیز تمام شده بود. اسلحه را از دست Crooked Man بیرون کشید و او را گرفت. حالا دو انتخاب داشت: 1- او را بکشد… 2-  او را به دادگاه نزد اسنو و تمام مردم شهر ببرد…

هر گزینه ای را که در این بخش انتخاب کنید بازهم باید به دادگاه بروید. در حقیقت شما یا با Crooked Man یا بدون او به دادگاه می روید و در هر دو صورت باید سعی کنید در این دادگاه پیروز شوید. در صورتی که وی را کشته باشید نریسا در پایان دادگاه با سخن هایش همه چیز را به نفع شما می کند و دادگاه به نفع شما به پایان می رسد. در حالتی که Crooked Man را به دادگاه ببرید نبرد سختی با وی برای پیروزی دادگاه خواهید داشت البته هر چیز که شود بازهم در پایان به خاطر سخن هایی که نریسا می گوید همه چیز به نفع شما تمام می شود. در این حالت شما سه انتخاب خواهید داشت:

1- Crooked Man را زندانی کنید! 2- وی را به درون چاه پرتاب کنید تا بمیرد! 3- وحشیانه سرش را جدا کنید و بعد به درون چاه پرتاب کنید!

در حقیقت مجموعه تصیمات این بخش باعث می شود که در پایان مردم FableTown دیدی تازه به شما داشته باشند: 1- از شما وحشت داشته باشند. 2- شما را عادل بدانند و یا … و …

اما این پایان The Wolf Among Us نبود. بعد از یک روز شما خسته و کوفته به شهر می روید و ابتدا به دفتر خود مراجعه می کنید. بر اساس رفتار دیروزتان با شما برخورد می شود هر گونه که باشد به خیابان می روید. در آن جا Toad را ناراحت عصبانی می بینید چرا که وی را به رفتن به مزرعه اجبار کرده اند. بعد از پایان صحبت های شما با وی ناگهان نریسا را می بینید که در آن سمت خیابان برای شما دست تکان می دهد. این جا همان جایی است که سکانس پایانی بازی رقم می خورد. او از خودش و تمام اتفاقات افتاده می گوید. اعتراف می کند که تمام حرف هایش در دادگاه که در پایان به نفع Mr.Wolf و به نابودی Crooked Man ختم شد دروغ بوده است. بخشی از سخن های او شنیدنی است:

اون گناهکاره بیگبی. قطعا گناهکاره. انسانی بود که باید کشته می شد و این اتفاق افتاد. جلوی همچین آدمایی نمیشه با مدرک و حرف کاری کرد. پس این دروغایی که من گفتم اشکالی نداشت.

در حقیقت مضمون سخنان نریسا از این قرار بود که او نیز همراه همه این گروه بوده است. درحالی که به همه آن ها خیانت می کند و در پایان با دروغ هایش Crooked Man را می کشد چرا که وی حقیقتا لایق مرگ بوده اما با مدرک پیروزی بر او ممکن نبود. حال بدی و خوبی و قضاوت شما در رابطه با وی با شماست. حال به تمام سخنان خاص و عجیب او فکر کنید. در پایان شما 2 انتخاب دارید. 2 انتخاب که به هیچ عنوان از نتیجه آن اطلاعی ندارید. بای صبر کنید تا…: 1- وی را که می خواهد شهر را ترک کند دنبال کنید  2- بگذارید برود…

 

از ابتدا تا پایان داستان The Wolf Among Us آن قدر فوق العاده بود که به جرئت می توان آن را یکی از بی نقص ترین داستان های دنیای بازی های ویدیویی دانست.

از ابتدا تا پایان داستان The Wolf Among Us آن قدر فوق العاده بود که به جرئت می توان آن را یکی از بی نقص ترین داستان های دنیای بازی های ویدیویی دانست. داستانی که در ابتدا بسیار ساده و آرام آغاز شد و سپس شروع به غافلگیری کرد. از همان لحظه که سر بریده شده اسنو بر روی زمین دیده شد تا آن زمان که ناگهان وارد اتاق شد و تا … و… همه و همه یکی از جذابترین داستان های ممکن را رقم زد. داستانی که در راس آن گرگی بود که با تمام کارهای خوبش هیچ کس وی را دوست نداشت. گرگی که زندگی اش دقیقا به مانند حقیقت بود: در گله گوسفندان همیشه یک سگ محافظ است. گرگ برای سیر کردن شکم بچه هایش به گله حمله می کند و یک گوسفند می دزدد و سگ زخمی می شود. همه سگ را دوست دارند اما هیچ کس به فکر زجر های گرگ بیچاره نیست…

در پایان این بخش هدیه ای به شما تقدیم می کنم و آن یک ویدیو 12 دقیقه ای است. ویدیویی 12 دقیقه ای که تمام پایان های ممکن برای عنوان The Wolf Among Us را به شما نشان می دهد.

دانلود The Wolf Among Us All Ends با کیفیت HD

هیجان/تپش/ اضطراب

بزرگترین دلیل نقد کردن 2 اپیزود آخر عنوان The Wolf Among Us به صورت یکجا ضعف گیم پلی در قسمت چهارم بود. قسمتی که  همانند قسمت پنجم داستان را به خوبی یدک می کشید اما به دلیل فضایش جایی برای یک گیم پلی خوب نداشت. اما TellTale کارش را نیمه کاره نگذاشت و در قسمت پنجم نمایشی خیره کننده از گیم پلی این عنوان را به نمایش گذاشت. البته باید گفت که در اپیزود پنجم به مانند تمام اپیزود های دیگر گرافیک و موسیقی نیز موفق یا نسبتا موفق عمل کرده بودند اما گیم پلی این قسمت چنان بزرگ و زیبا بود که باعث شد در بخش نقد و بررسی نیاز به بررسی کامل آن باشد.

چرا که صداگذاری در این عنوان هنوز هم به مانند گذشته کامل نبود و گرافیک نیز به نسبت اپیزود های گذشته پیشرفت خاصی نداشت اما گیم پلی در این قسمت حرف های زیاد و تازه ای برای گفتن داشت.

گیم پلی در قسمت پنجم این عنوان به 2 بخش تقسیم می شد: 1- هیجانی 2- جست وجو

نمایش زیبای گیم پلی در همان بخش اول یعنی هیجانی بود. نمایشی که در بخش های تعقیب و گریز و مبارزات بسیار زیبا خود را به همگان ثابت کرد و نشان داد عنوانی در سبک کلیک و بازی هم می تواند یک گیم پلی تا این حد پر هیجان و جذاب داشته باشد. بخش جست و جو در محیط هم بسیار پر استرس و جذاب بود. اوج این موضوع را می توان در زمانی که Mr.Wolf به دنبال Bloody Mary بود دانست. زمانی که وی آهسته آهسته بر روی لوله های چسبیده به سقف حرکت می کرد و هر لحظه موجودی با سرعت هر چه تمام تر از برابر وی می گذشت. مبارزه با این موجود که شکل حقیقی Bloody Mary بود را می توان از برترین نمایش های گیم پلی دانست و اوج آن را می توان لحظه ای که گرگ قصه ما  واقعا گرگ شد پنداشت…

چهره حقیقی Bloody Mary دهشتناک بود!

اما نمایش گیم پلی این عنوان به همین یک قسمت محدود نبود. بخش های زیاد دیگری نیز داشت اما گل سرسبد آن ها لحظات تعقیب و گریز ماشین ها بود. البته برای تجربه بخش جذاب این گیم پلی باید هنگام دنبال کردن ماشین ها به سمت ماشین جورجی و ویویان می رفتید. در آن صورت شما از بالای خانه ها با پرش و بالا پایین رفتن آن ها را دنبال می کردید و بر روی این ماشین فرود می آمدید و شیشیه را می شکاندید و …

به صورت کلی این بخش با موسیقی دلچسبی که داشت یک تعقیب و گریز حرفه ای و جذاب را رقم می زد که از دست دادنش جایز نبود…

چه زیبا بود این تعقیب و گریز

به طور کلی می توان گفت که در اپیزود پنجم عنوان The Wolf Among Us همه چیز به اوج خود رسید و گیم پلی نمایشی خیره کننده را رقم زد. نمایشی که به هیچ عنوان از یک عنوان کلیک و بازی انتظار نمی رفت اما جادوی TellTale کاری کرد که این گیم پلی تا این حد فوق العاده باشد.

کلام آخر

The Wolf Among Us نام عنوانی بسیار بزرگ است که یک استودیو بسیار فوق العاده آن را ساخته است. عنوانی که به مانند فصل اول  The Walking Dead و بازی های دیگر این سبک کسی انتظار کار خاص و ویژه از آن نداشت و بسیاری آن را یک عنوان ساده آرکید می دانستند. این عنوان نمایشی خیره کننده از داستان و گیم پلی و گرافیک و صداگذاری را به تمام بازیبازان و منتقدان هدیه کرد و توانست ما را راضی کند از همراهی با گرگ داستان. بدون شک با پایان باز و جذاب این عنوان باید انتظار فصل دوم این بازی زیبا را داشته باشیم و صبر کنیم تا بتوانیم باری دیگر داستان های شهر پریان را با ناخن های تیز Mr. Wolf ورق بزنیم…

1
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید