گیفت کارت
گیفت کارت

روزی روزگاری : سرنوشت یک عقاب | نقد و بررسی Assassin’s Creed : Revelations

۱۵ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۲:۰۰

هنگامی که جید ریموند برای اولین بار در E3 2006 از عنوان جدیدی با نام Assassin’s Creed رونمایی کرد شاید به ذهن هیچ کس خطور هم نمی کرد که روزی این عنوان به یکی از بزرگ ترین فرانچایز های دنیای بازی های رایانه ای تبدیل ‘گردد ولی یوبی سافت با Assassin’s Creed به این مهم دست یافت.

در سال ۲۰۰۹ بود که دومین نسخه از این سری روانه ی بازار شد و تحسین همه ی منتقدان و طرفداران را در برداشت. اینبار داستان بازی پیرامون یک شخصیت ایتالیایی به نام Ezio Auditore da Firenze بود که به دلیل انتقام از عاملان مرگ خانواده اش به یک Assassin تبدیل گشت. گیم پلی بازی تغییرات بسیار شگرفی کرده بود و همچنین سلاح های جدیدی نظیر بمب های دود زا به بازی اضافه شده بود که روند آن را بسیار هیجان انگیز تر می کرد. همچنین گرافیکی بازی در زمان خود یکی از بهترین گرافیک های ممکن بود و جزئیات محیط و همچنین طراحی شهر های دوران رنسانس بسیار زیبا صورت گرفته بود. موفقیت چشم گیر نسخه ی دوم یوبی سافت را وسوسه کرد تا پیش از عرضه ی نسخه ی سوم، دو عنوان فرعی از این سری منتشر کند تا در آن ها به کار قهرمانان خود در این دو نسخه پایان دهد. به این ترتیب بود که در سال ۲۰۱۰ عنوان جدیدی از این سری با نام Assassin’s Creed: Brotherhood عرضه شد، عنوانی که بار دیگر روایتگر داستان مبارزات Ezio بود که البته اینبار در شهر رم جریان داشت. گیم پلی بازی پیشرفت های خوبی نظیر سیستم انجمن برادریAssassins   ها و بهره گیری از آن ها در مبارزات را دارا بود و گرافیک آن نیز بهبود یافته بود اما نکته ی منفی این بازی روند تکراری گیم پلی آن بود. پس از عرضه ی این عنوان همگی انتظار داشتند تا یوبی سافت اندکی به این سری مجال استراحت بدهد اما در سال ۲۰۱۱ نسخه ی دیگری از این عنوان با نام Assassin’s Creed: Revelations عرضه شد که قرار بود به داستان دو قهرمان این سری یعنی Ezio و Altaïr پایان دهد.

Assassin’s Creed: Revelations

نام: Assassin’s Creed: Revelations

سازنده: Ubisoft Montreal

ناشر: Ubisoft

سبک: Action-adventure،  Stealth

پلتفرم ها: PS3 ، Xbox 360 ، PC

تاریخ انتشار: ۱۵ نوامبر ۲۰۱۱

محیطی یخ زده و پوشیده از برف، ایده خوبی بود

به این ترتیبEzio  راهی قسطنطنیه می شود تا ۴ کلید باقی مانده را بیابد. قسطنطنیه در قرن ۱۶ مرکز امپراتوری قدرتمند عثمانی بود و به نوعی گذرگاه میان قاره ی اروپا و آسیا محسوب می شد.Ezio  پس از ورود به شهر متوجه می شود که دو شاهزاده ی عثمانی یعنی شاهزاده احمد و سلیم در راه جدال و نزاع برای جانشینی هستند و از این روز شاهزاده احمد تصمیم گرفته از Templar ها کمک بگیرد. وی با شاهزاده سلیمان که فرزند شاهزاده سلیم است رو به رو می شود و سلیمان تصمیم می گیرد از تجربه ی Ezio  برای پایان دادن به نزاع های حکومتی استفاده کند. البته Ezio در قسطنطنیه تنها نیست و Assassin های این شهر به رهبری Yusuf Tazimنیز وی را در این راه یاری می کنند. Ezio در می یابد که برای یافتن مکان کلید ها باید به مکان تجاری برادران پولو در قسطنطنیه برود و با مراجعه به این مکان با یک زن ایتالیایی به نام Sofia Sartor آشنا می شود و به تدریج به وی علاقه مند می گردد. از طرف دیگر شاهزاده سلیمان به Ezio خبر می دهد که فردی به نام Manuel Palaiologos در حال آماده شدن برای کودتا علیه حکومت عثمانی و برقراری حکومت دوباره ی روم شرقی یا بیزانس در این شهر است و در این راه از Templar ها کمک می گیرد. همگی این مسائل Ezio را وادار می کند به جدال سختی پای گذارد که در آن برادر نیز با برادر دشمن است. داستان بازی در بخش Ezio  به حدی زیبا کار شده است و گسترده می باشد که بنده را مجبور کرد برای آشنایی کامل با شخصیت های این عنوان بیوگرافی مختصری از آن ها را در زیر بیان کنم :

 

url1

Manuel Palaiologos

Manuel Palaiologos

یکی دیگر از تمپلارهای حاضر در این بازی است. در تاریخ ، درصورتی که سقوط قسطنطنیه رخ نمی‌داد، مانوئل می‌توانست بر اورنگ امپراتوری بیزانس تکیه زند. اما فتح قسطنطنیه پیش از تولد وی بود. او که در این بازی، بسیار متمول و خوش‌گذران است، یکی از دشمنان اصلی اتزیو و اساسین‌ها محسوب می‌شود.

 

 

 

 

 

url2

Sofia Sartor

 

Sofia Sartor

بسیاری از شخصیت‌های سری Assassin’s Creed، دارای ماهیتی حقیقی در بازه‌های زمانی گوناگون بوده‌اند، اما طراحی شخصیت Sofia Sartor از روی یکی از نقاشی‌های Albrecht Durer بوده است. Sofia یک زن ونیزی بوده است که در جریان جنگ میان دو دولت عثمانی و ونیز، به استانبول رفت و در آن‌جا کتاب‌فروشی را در مجموعه ی تجاری پولو ایجاد می‌کند. او یکی از مهم‌ترین یاری‌رسانان Ezio در این بازی و معشوقهٔ او خواهد بود.

 

 

 

Prince Suleiman

 

Prince Suleiman

سلیمان اول، شناخته‌شده‌ترین و مشهورترین سلطان امپراتوری عثمانی بود که در مدت بیش از چهل سال امپراتوری عثمانی را در اوج قدرت نگاه می‌دارد. در این بازی، شاهزاده سلیمان در سن ۱۷ سالگی، یعنی هفت سال پیش از به تخت نشستن او نمایش داده می‌شود. او در یک وضع بد سیاسی قرار گرفته است و اعضای خاندان سلطنتی، برای دراختیار گرفتن تاج و تخت سلطان سلیممشغول جنگ با یکدیگر هستند. شهزاده احمد، عموی سلیمان و برادر سلطان سلیم، خواهان تاج و تخت است اما سلطان، تاج و تخت را برای پسر خود می‌خواهد. شاهزاده سلیمان، در این بازی با Ezio آشنا می‌شود و از او به دلیل نبوغ بالای فرماندهی‌اش در نبردهای تن‌به‌تن، از او در پیشبرد مقاصد سیاسی‌اش استفاده می‌کند.

 

 

Yusuf Tazim

Yusuf Tazim

زمانی که Ezio به درجه فرماندهی کل اساسین‌های ایتالیا دست یافت، او در میان اساسین‌های سایر شهرها نیز مشهور شد. یکی از این افراد، Yusuf Tazim، فرمانده اساسین‌های ترک بود. گرچه Ezio از درجهی بالاتری نسبت به اساسین‌ها برخوردار بود، اما او سازوکارهای جدیدی را از یوسف تعظیم آموخت. یوسف تعظیم شخصیتی بود که اتزیو را در راه رسیدن به اهدافش یاری داد.

 

 

 

 

 

sehzade Ahme

 

Sehzade Ahme

بزرگ‌ترین فرزند سلطان بایزید دوم بود که در فاصله سال‌های ۱۵۱۲ تا ۱۵۱۳ برای تصاحب تخت حکومت عثمانی با برادرش سلیمبه مبارزه پرداخت و در نهایت از وی شکست خورد. او و برادرش همچون دیگر شاهزادگان پیشین امپراتوری عثمانی، برای فراگیری آموزه‌های کشورداری، به فرمانداری برخی از مهم‌ترین شهرهای این کشور منصوب گشتند. او به فرمادنداری آمازیا در آناتولی و برادرش سلیم به فرمانداری ترابوزان منصوب شدند. این دو پس از مرگ پدر برای تصاحب حکومت با یکدیگر جنگیدند که سرانجام با پیروزی سلیم، احمد شکست خورد و سپس کشته شد.

 

 

از طرف دیگر با یافتن هر یک از کلید های کتابخانه ی Altaïr به یکی از خاطرات او سفر خواهید کرد. بدون هیچ تردیدی بخش های مربوط به شخصیت Altaïr بسیار جذاب و دیدنی کار شده اند، بخش های مملو از مبارزه، توطئه و حماسه، در واقع همان چیز هایی که این سری به آن نیاز دارد.  در پایان می توان گفت داستان Revelations با اینکه در بخش مدرن خود و روایت داستان دزموند بسیار ضعیف و سطحی عمل کرده است ولی در بخش تاریخی و روایت داستان Ezio و Altaïr بسیار عالی و زیبا کار کرده و به زیبایی هر چه تمام تر و طی یک حماسه ی واقعی به داستان این دو اسطوره ی بزرگ پایان داده است.

 


بخش های مربوط به شخصیت Altaïr بسیار جذاب و دیدنی کار شده اند، بخش های مملو از مبارزه، توطئه و حماسه، در واقع همان چیز هایی که این سری به آن نیاز دارد.

بر فراز قسطنطنیه

Revelations در واقع تکمیل کننده ی ویژگی های جدید Brotherhood در کنار چندین المان جدید است.  نخستین المان جدید بازی سلاح جدیدی به نام Hook Blade می باشد، یک خنجر مخفی قلاب دار که Ezio به وسیله ی آن می تواند بسیار سریع تر از دیوار ها و ساختمان ها بالا برود یا از دشمنان موجود در مسیر راه خود با یک حرکت سریع و با استفاده از این سلاح عبور کند. اما کارآیی این سلاح مواقعی نمایان می شود که شما به وسلیه ی آن از Zipline هایی که در روی پشت بام ها وجود دارد استفاده می کنید و به سرعت جا به جا می شوید.  دومین قابلیت جدید بازی توانایی انتخاب سلاح دوم است که تا کنون در این سری وجود نداشت و از این نسخه به بعد بود که جای خود را در بازی یافت. با این قابلیت دیگر شما نیاز ندارید برای شلیک یک تیر تفنگ مخفی خود را به عنوان سلاح اصلی انتخاب کنید بلکه می توانید آن را به عنوان سلاح دوم انتخاب کنید و با یک دکمه با آن شلیک کنید. این قابلیت تاثیر بسزایی در سرعت مبارزات بازی و همچنین جلوگیری از کند شدن روند آن داشته است.

سیستم جدیدی به نام Bomb Craftingوجود دارد که به وسیله ی آن شما قادرید بمب های مختلفی را تولید کنید. در بازی حدود ۳۰۰ بمب وجود دارد که هر کدام دارای کارآیی مخصوص به خود هستند. بمب ها به سه دسته ی تاکتیکی، گمراه کننده و مرگبار تقسیم می شوند. همچنین می توان به مین هایی که بر روی زمین قرار می گیرند نیز اشاره کرد. Ezio توانایی حمل ۹ عدد بمب از هر نوع ۳ عدد را دارد که این شما خواهید بود که می توانید انتخاب کنید چه نوع بمبی در دستان Ezio قرار گیرد. سیستم ساختن بمب ها باعث شده تا مخاطبان در برخی از موارد استفاده از تاکتیک را به مبارزه ترجیح دهند به طوری که با پرتاب یک نوع بمب گمراه کننده حواس دشمنان را به سوی دیگر معطوف کنند و به راحتی از کنار آن ها عبور کنند اما می توان گفت اصلا نیازی به استفاده از بمب ها ندارید زیرا اگر هم  توسط تعداد زیادی دشمن محاصره شوید باز هم به راحتی می توانید آن ها را از میان بردارید اما این ویژگی می تواند برای بازیبازان خلاق که علاقه دارند بازی را به شیوه های مختلفی انجام دهند بسیار جذاب باشد اما تیم سازنده با پیش از حد آسان کردن روند بازی به نوعی مخاطبان معمولی را از استفاده از این سیستم بی نیاز کرده است، زیرا آن ها نیازی به بمب برای پیشبرد مراحل ندارند.

در Revelations شما در قالب ماموریت هایی باید همانند بازی های استراتژیک از محدوده ی خود در برابر حمله ی Templar ها دفاع کنید.

از دیگر ویژگی های جدید Revelations تبدیل قابلیت Eagle Vision به سیستم جدیدی به نام Eagle Sense می باشد. Ezio می تواند با استفاده از این قابلیت با زوم کردن بر روی مردم عادی دریابد که آن ها دشمن هستند یا خیر و یا اینکه راه حرکت سوژه های مورد نظر یا دشمنان را مشاهده کند. در قسطنطنیه بخش های متعددی وجود دارد که هر کدام توسط گروهی از Templar ها اداره می شوند و شما برای آزادی آن منطقه باید فرمانده آن را به قتل برسانید و آتش را بر فراز برج آن منطقه روشن کنید. این سیستم در Brotherhood نیز وجود داشت اما اینبار یک تفاوت عمده دارد و آن این است که با افزایش میزان جلب توجه Templar ها ممکن است این منطق مورد حمله ی آن ها قرار بگیرد و شما باید از آن دفاع کنید، ماموریت هایی که بیشتر شبیه به بازی های استراتژیک است و واقعا دلیل وجود آن ها در چنین بازی اکشنی برای من هم واضح نیست. در بخش مبارزات همچنان شما باید بر روی دشمنان قفل کنید و سپس با آن ها وارد مبارزه شوید که این نیز از نکات منفی بازی به شمار می آید که بعد ها در نسخه های سوم و چهارم به طور کامل بر طرف شد. از طرف دیگر چینش مراحل بازی بسیار عالی می باشد و واقعا نشان دهنده ی خلاقیت تیم سازنده است.

url3


با اینکه به مرور زمان ماموریت های فرعی و برخی از ماموریت های داستانی روندی تکراری به خود می گیرند اما تنوع بالای مراحل بخش داستانی و همچنین چینش عالی آن ها شما را تا آخر پای کنسول یا رایانه نگه خواهد داشت.

با اینکه به مرور زمان ماموریت های فرعی و برخی از ماموریت های داستانی روندی تکراری به خود می گیرند اما تنوع بالای مراحل بخش داستانی و همچنین چینش عالی آن ها شما را تا آخر پای کنسول یا رایانه نگه خواهد داشت. مراحل ابتدایی بازی به شدت هیجان انگیز است، شما در همان ابتدای بازی باید یک طناب متصل به یک گاری را بگیرید و سعی کنید خود را از آن بالا بکشید در حالی که نباید به موانع و سنگ های مسیر نیز برخورد کنید، سپس باید با گاری های خود به مبارزه بپردازید که بسیار زیبا و جذاب می باشد. اما شاید بهترین مراحل بازی، مراحل مربوط به یافتن کلید های کتابخانه Altaïr می باشد که دارای روند بسیار سریع و همچنین جذاب است به ویژه مرحله ای که Ezio به دنبال یک قایق است و برای رسیدن به آن باید به سرعت موانع را طی کند یا مرحله ی که در آن Ezio باید با یک Fire Gun کشتی های دشمن را به آتش بکشد و سپس خود را از میان دود و آتش نجات دهد. همچنین سیستم انجمن برادری نیز در این بازی پیشرفت های فراوانی داشته است و شما برای اضافه کردن Assassin های خود باید برای هر کدام از آن ها یک ماموریت انجام دهید همچنین اگر بخواهید افراد شما به درجه ی Master Assassins برسند باید یک ماموریت ویژه را همراه با آنان به انجام برسانید. در کل می توان گفت گیم پلی بازی با اینکه دارای نوآوری های جذاب و خوبی است ولی همچنان نتوانسته از تکراری شدن روند خود جلوگیری کند و همین امر است که شما را پس از پایان بخش داستانی، از ادامه ی جست و جو در جهان بازی منع می کند.

رقابت در قسطنطنیه

Revelations نیز همانندBrotherhood  دارای بخش چند نفره است و تنها تیم سازنده سعی کرده تا ویژگی های منفی بخش چند نفره ی Brotherhood را از بین ببرد و تلاش چندانی برای نوآوری در این بخش ننموده است وبه اضافه کردن چندین مد جدید بسنده کرده است. بخش چندنفره در این بازی نیز همانند بازی Brotherhood، از تمپلارها به عنوان شخصیت‌های قابل انتخاب استفاده می‌کند؛ بدین صورت که بازیباز با انتخاب یکی از تمپلارهای موجود، به کمک دستگاه آنیموستلاش می‌کنند تا به مهارت‌های اساسین‌ها دست یافته و در جهت پیشبرد مأموریت‌های خود استفاده کنند.از ویژگی‌های جدید افزوده شده به بخش چندنفره، قابلیت ارتقاء شخصیتانتخاب شده است. سیستم رقابت‌سازیو زوم کردن برروی اهداف دورتر که از نقاط ضعف بخش چندنفره نسخه پیشین بود، در این بازی رفع شده است.

Revelations نیز همانندBrotherhood دارای بخش چند نفره است و تنها تیم سازنده سعی کرده تا ویژگی های منفی بخش چند نفره ی Brotherhood را از بین ببرد و تلاش چندانی برای نوآوری در این بخش ننموده است.

این بخش دارای دو حالت جدید به نام‌هاDeatmatch و  Artifact Assaultاست. حالت Deatmatch در بازی گذشته با نام و شمایل دیگر وجود داشت. این بخش از مراحل تعقیب و گریز تشکیل می‌شود که نسبت به بازی گذشته از نقشه‌های کوچک‌تری برخوردار است. بخش Artifact Assault نیز دارای حالتی گروهی است که در آن افراد هر گروه باید شیٔ مورد نظر را از یکدیگر ربوده و از آن تا پایان در برابر ربوده شدن از جانب حریف مراقبت نمایند.

یک شهر زیبا

Revelations نیز همانند دو نسخه ی قبلی از موتور Anvil بهره می گیرد اما پیشرفت های گرافیکی قابل ملاحضه ای در آن وجود دارد، تنها کافی است به مراحل ابتدایی و برفی بازی به دقت نگاه کنید تا قابلیت Motion Blur را به خوبی درک کنید. از طرف دیگر با ورود به قسطنطنیه باز هم شاهد نبوغ تیم سازنده در طراحی محیط هستیم، قسطنطنیه ی بازی دارای یک معماری اروپایی است که با روی کار آمدن حکومت مسلمان عثمانی رگه های معماری اسلامی نیز در آن به وضوح دیده می شود. طراحیNPC  ها نیز خوب می باشد و با اینکه چیز خارق العاده از آن ها نمی بینم ولی با این حال رفتار آن ها در حد خوبی است و واکنش های مناسبی نشان می دهند. اما باگ های متعددی در بازی وجود دارد که گاهی واقعا مضحک است و همین بخش است که از ارزش های گرافیکی این عنوان می کاهد.

قسطنطنیه ی بازی دارای یک معماری اروپایی است که با روی کار آمدن حکومت مسلمان عثمانی رگه های معماری اسلامی نیز در آن به وضوح دیده می شود.

قسطنطنیه ی بازی دارای یک معماری اروپایی است که با روی کار آمدن حکومت مسلمان عثمانی رگه های معماری اسلامی نیز در آن به وضوح دیده می شود.

 

افکت های آب و به ویژه آتش در این نسخه دارای کیفیت بسیار بهتری هستند کافی است به مرحله ی که در آن قایق ها آتش گرفته اند، دقت کنید تا کیفیت بالای افکت های آتش و دود را مشاهده کنید. انیمیشن های موجود برای مبارزات نیز از تنوع خوبی برخوردار هستند اما به مرور شاهد انیمیشن های تکراری هستیم به ویژه اینکه اگر در طول بازی تنها از یک سلاح خاص مانند خنجر های مخفی استفاده کنید پس از چند ساعت بازی، دیگر چیز جدیدی در این بخش نخواهید دید. همچنین این بازی از فن‌آوری با نام Mocam  در ساخت خود بهره می‌برد. این فن‌آوری به طراحان اجازه می‌دهد تا حرکات صورت و چهره بازیگرها را در زمان ضبط تصاویر با کمک نصب یک لنز مخصوص در جلوی کلاهی که بر سر دارند، ضبط نمایند. این لنز به صورت خودکار خودش را با حرکات بازیگر تطبیق داده و آن را به رایانه منتقل می‌کند. رایانه نیز این حرکات را تشخیص داده و آن را به انیمیشن شخصیت داخل بازی می‌افزاید. به کمک این فن‌آوری، طراحان قادر خواهند بود با در اختیارداشتن تصاویری حقیقی از افراد و ترکیب آن‌ها، چهره‌هایی متفاوت و یکتا را در درون بازی پدید آورند و چهره و حرکات شهروندان شهر را متمایز از یکدیگر نشان دهند که باعث هرچه پویاتر شدن شهر می‌گردد.

هارمونی حماسه و احساسات

بدون شک بهترین بخش Revelations موسیقی و صداگذاری آن است. باز هم آهنگساز مشهور دنیای بازی های رایانه ای یعنی Jesper Kyd در ساخت موسیقی این عنوان نقش دارد اما قطعه های او تنها در بخش مراحل داستانی پخش می شود. از سوی دیگر آهنگساز توانای دیگری به نام Lorne Balfe ساخت اکثر قطعه های بازی را بر عهده دارد که شاخص ترین آن ها تم اصلی این بازی می باشد که از اینجا قابل دریافت است. قطعه های بازی سرشار از احساس هستند و به خوبی شما را با خود همراه می سازند

url

سال ها پیش، وقتی جوان بودم، آزادی داشتم، اما ندیدمش. به من زمان دادند اما نفهمیدم. من کسی برای دوست داشتن داشتم، ولی احساسش نمی کردم. سال ها گذشت تا این سه را درک کنم؛ عشق، آزادی و زمان. ” Ezio در Assassin’s Creed : Embers “

از سوی دیگر در بخش صداگذاری نیز شاهد یک کار بسیار عالی می باشیم،باز هم Roger Smith وظیفه ی صداگذاری شخصیت Ezio را بر عهده دارد و اینبار نیز به خوبی توانسته از عهده ی صداگذاری Ezio پیر بر بیاید. همچنین شاهد صداگذاری عالی شخصیت های فرعی و حتی NPC ها می باشیم. هنگام صحبت با شخصیت های ترک به خوبی می توانید لهجه آن ها را تشخیص دهید و در صحبت های آنان اصطلاحات ترکی نیز به خوبی به کار رفته است.

 

 

 

سرنوشت یک عقاب

بدون شک Assassin’s Creed: Revelations یک عنوان عالی برای این سری است ولی در حدی نیست که به آن لقب شاهکار را بدهیم و همین است که طرفداران را ناراحت کرده است زیرا آنان تنها از این سری انتظار شاهکار را دارند. با اینکه بازی در بخش داستانی خود و روایت سرنوشت دو کاراکتر محبوب این سری بسیار خوب عمل کرده است اما روایت ضعیف داستان بخش مدرن و همچنین بخش های بیهوده نظیر دفاع از قلعه در گیم پلی از ارزش این عنوان کاسته است اما موسیقی و صداگذاری این عنوان بسیار عالی می باشد. در کل می توان گفت Revelations حسن ختام خوبی برای دو شخصیت محبوب Ezio و Altaïr می باشد و به خوبی توانست آخرین حضور آن ها در این سری را به نمایش بگذارد.

نقد و بررسی این عنوان با توجه به نسخه یPC صورت گرفته است

 

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • سلام خسته نباشید من هنوز این قسمتشو بازی نکردم اما به ندرت میتونم بگم بهترین قسمتش همون AC2.هم داستانش جالبه هم زیباس.کاش میشد توی بقبه ای نسخه هاش یه داستان بسازن که برگردی و قعله ماریو رو بسازی و اساسین اموزش بدی بقیه سیب های روی زمینو پیدا کنی.اما در بقیه ای نسخه ها داستانو به کامل عوض میکنن.

    0
    0