معرفی 10 بازی با ایده های خلاق داستانی سال 2013

۳۰ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۲:۳۸

اگر از جمله گیمرهایی باشید که در سابقه ی خود عناوین زیاد و جذابی را تجربه کرده و با آن ها خاطراتی شیرین را گذرانده باشید، مطمئنا تا به حال با خود در این رابطه کلنجار رفته اید که چه عاملی باعث می شود یک بازی در میان جمعیت بسیای از بازی های مختلف و متعدد برتر شناخته شود؟ یک گیمر با خاطرات دوران گیمری خود زندگی می کند و مداوم خود را یاد زمان هایی که روز و شب را با عنوانی سپری کرده است می اندازد. گیمر ها خیلی زود چیزی را می پسندند و آن چیز همیشه فراموش نشدنی است.


داستان بازی ها یکی از مهم ترین عوامل و تنها جزئی از بازی است که بیشترین سهم را در تبدیل کردن عناوین به یک بازی خاطره انگیز دارند. این داستان است که در ذهن شما باقی می ماند. اما زیبایی داستان به ایده های به کار رفته در آن بستگی دارد که دارای چه خصوصیت هایی باشد. یک ایده خود به خود به ذهن هر فرد رجوع می کند و باید دید که آن فرد چقدر در پروراندن و به کار گیری این ایده ماهر است! البته از بین این همه ایده تنها ایده هایی برتر شناخته می شوند که لایق باشند.

سال 2013 گذشت و یک سال دیگر را به سابقه ی گیمری شما اضافه کرد و خاطراتی جدید نیز به دوران شما پیوست. پس با ما همراه باشید تا به این سال رجوع کنیم و عناوینی که ایده های طلائی در خود دارند را انتخاب کنیم.

The last of us

The last of us

The last of us.1

عنوان آخرین ما منبع ایده ها و خلاقیت های سازندگان در دنیای بازی های رایانه ای است. اگر از جمله کسانی هستید که فقط برای چند لحظه هم که شده این عنوان را تجربه کرده باشید مطمئنا خلاقیت های درون آن را به خوبی می بینید. این بازی در ژوئن سال 2013 عرضه شد و تا مدت طولانی( تا به الان) از این عنوان یاد شده است و مطمئنا نیز پس از مدت های بسیار نامش در میان عناوین شاهکار باقی خواهد ماند.

 در اواخر سال 2013، زمانی که منابع و سایت ها و مراسم های مختلف شروع به اهدای جوایز بودند، این آخرین ما بود که توانست بیشترین جوایز را از آن خود کند و همگان را مبهوت خود سازد. این بازی تحت انحصار کنسول پلی استیش 3 قرار دارد که وجودش باعث افتخار این کنسول نسل هفتیمی است. اما چه چیزی باعث شد که آخرین ما در صدر عناوین خلاق با ایده های بی نظیر قرار گیرد؟ بدون شک باید گفت که ایده های این بازی بسیار و جذابیت هرکدام زیاد است این عنوان نمونه ای از یک بازی کامل با تمام جزئیات و کلیات است.

نمایی از چهره ی CLICKER ها!

از جمله ویژگی هایی که آن ها دارند این است که نمی توانند چیزی را ببینند!

اما برترین ایده که باعث شد این عنوان از این لحاظ تک بماند خلق موجودی جدید با ویژگی های بسیار زیاد نسبت به زامبی هاست! مطمئنا کل داستان آخرین ما بر اساس این موجود شکل گرفته است. CLICKER ها نام موجوداتی است که در این بازی حضور دارند. این را باید گفت که دیگر زامبی ها بازنشته شده اند و وجود آن ها در بازی های مختلف دیگر یک نوآوری و ایده ی خلاق حساب نمی شود. اما استدیو ناتی داگ(سازنده ی آخرین ما) با ایده پردازی های بسیار توانست این موجود را به جمع آدم خور های (!) صنعت بازی های رایانه ای بیاورد. از جمله ویژگی هایی که آن ها دارند این است که نمی توانند چیزی را ببینند! آن ها فقط از طریق صدا های اطراف وجود یک دشمن را حس می کنند. پس در مقابله با آن ها بدانید که این فقط شما هستید که از نعمت بینایی برخوردارید!

 اما این موجودات چگونه به وجود آمده اند؟ آن ها از شیوع نوعی قارچ سمی به نام CORDYCEPS دنیا را تسخیر می کنند و زندگی انسان ها را تلخ. اگر CLICKER ها نزدیک یک انسان شوند و به وی صدمه بزنند آن انسان نیز پس از مدتی به یک CLICKER تبدیل می شود! آن ها چهره ی بسیار زشتی دارند ( حداقل زشت تر از یک زامبی!) و صداهای گوش خراشی از خود بروز می دهند که همیشه در گوشتان باقی می ماند. آخرین ما یک خالق ایده های خلاقانه است که یک ابر شاهکار نامیده می شود پس یکبار دیگر از استدیو بزرگ ناتی داگ  برای خلق چنین اثری تشکر کنید.

شهر فرشتگان

Bioshock Infinite

Bioshock Infinite .2

این عنوان یکی از زیباترین و به یاد ماندنی ترین عناوینی می باشد که در این سال مهمان پلتفرم های گیمر ها شد. کمتر کسی پیدا می شود که مهو داستان بازی نشده باشد. داستان آن به حدی درگیر کننده بود که شاید قسمتی از آن را متوجه نشده باشید اما این بازی بهترین داستان را در زمان انتشارش به گیمر ها هدیه کرد. لازم به ذکر است گیم پلی و گرافیک بازی هر چند کم اما نقش مهمی در ایده ی جذاب بازی که در ادامه شاهد آن هستید دارند. ایده ی ناب بازی خلق شهر آسمانی کلمبیا است. بله نویسنده ی داستان بازی با این ایده ی طلائی توانست بازیکن ها را عاشق این اثر و مشتاق تجربه ی دوباره ی همچین عنوانی کند. این ایده از شروع تا پایان بازی همراه آن بود و بهره گیری تمام از آن موجب شد تا Bioshock Infinite یکی از برترین عناوین سال 2013 شمرده شود.

نویسنده ی داستان بازی با این ایده ی طلائی توانست بازیکن ها را عاشق این اثر و مشتاق تجربه ی دوباره ی همچین عنوانی کند.

 اما در شهر کلمبیا چه می گذرد؟ لحظه ی ورود به شهر را به خاطر دارید؟ زمانی که با یک ماشین پرنده به بالاترین آسمان ها رفتید و به شهر آسمانی کلمبیا رسیدید. این قسمت از بازی یکی از زیبا ترین سکانس ها بود که یادآوری آن خالی از لطف نیست!

در شهر کلمبیا مردم زندگی عادی مثل مردمان زمین دارند آن ها کار می کنند و مخارج زندگی خود را تامین می سازند. آن ها برای جابه جایی در شهر از وسایل نقلیه ای چون کشتی های فضایی و ریل های هوایی (!) استفاده می کنند و با جابه جا شدن به وسیله ی آن ها تا حد امکان در وقت صرفه جویی می کنند! آسمان شهر همیشه آبی روشن است هیچگاه شهر چهره ی زشت به خود نمی گیرد تا زمانی که یک خرابکار وارد شهر شود و آن کس بوکر شخصیت اصلی داستان است که برای نجات دختری به نام الیزابت شهر را به هم می ریزد! شهر آسمانی کلمبیا ایده ی زیبا و جدید بود که نمی توان به همین راحتی از خلاقیت این شهر گذشت! راستی حاضرید برای دیدن این شهر از نزدیک چه کار هایی را انجام دهید؟!

Assassin’s Creed IV black flag

3. Assassin’s Creed IV black flag

سری بازی های کیش آدمکش همیشه فراز و نشیب های زیادی داشتند. اوایل ساخت، این فرانچایز یکی از محبوب ترین ها در جمع بازی ها بود. در نسخه ی سوم طبق شواهد این بازی افت های زیادی کرد و بسیار از بازیکن ها را نا امید ساخت. اما در نسخه ی چهارم که آخرین و جدید ترین شماره از این سری است به کار گیری ایده های داستانی مناسب سبب شد که این بازی به ریل اصلی خود برگردد!

 تلاش سازندگان این بازی در کل عالی بود اما خلق داستانی جدید با ایده های جدید یکی از مهمترین عوامل در بازسازی جذابیت این عنوان شد. ایده ی دزدان دریایی خود به تنهایی توانست داستان بازی را تحقق بخشد البته باید گفت که این تنها ایده ای نبود که باعث زیبایی داستان شد. ادوارد شخصیت اصلی داستان یکی از دزدان دریایی کارائیب است که ویژگی های به خصوصی دارد ویژگی های او بیشتر به سمت شخصیت معروف این بازی یعنی اتزیو آدیتوره گرایش یافته است که این خود نتیجه ی بهره گیری از ایده پردازی های گذشته ی این فرانچایز می باشد. باید بدون شک اعتراف کرد که داستان بازی بدون ایده ی دزدان دریایی به تنهایی نمی توانست جذاب ظاهر شود.

ایده ی دزدان دریایی خود به تنهایی توانست داستان بازی را تحقق بخشد

همچنین در این نسخه شاهد ایده ی جدیدی بودیم که از نظر بسیاری از منتقدین عالی شمرده می شود. ایده ی دوربین اول شخص در زمان حال نیز یکی از خلاقیت های بازی بود که علاوه بر ساختار ساده ای که داشت توانست خوب ظاهر شود شما در محیط آبسترگو قادر به انجام کار های زیادی بودید که همین عوامل توانست این ایده را خوب جلوه دهد.

بنابراین Assassin’s Creed IV black flag را می توان از جمله عناوینی معرفی کرد که ایده های درونش باعث خلق یک عنوان جذاب از لحاظ داستان و خلاقیت هایش گردید.

 

آخرین روشنایی

Metro Last Light

4. Metro Last Light 

مترو آخرین روشنایی بازی دیگر است که از لحاظ ایده های زرین برتر شناخته می شود. این عنوان زیاد در میان عناوین برتر سال دیده نشد اما ایده های درونش یکی از بهترین عملکرد را داشتند. بازی در رباطه با شخصی به نام آرتیوم است که کمک بزرگی به بقای سرزمینش می کند. ایده ی بسیار خوب بازی مترو ها بودند که این بسیار جالب بود که این مکان ها به تنها قسمت امن شهر تبدیل شوند! وجود این مکان ها به جذابیت بازی کمک بسیار می کرد.

 بازیکن در بیرون از این مکان ها باید با ماسک اکسیزن به کار خود ادامه می داد و در مترو ها نیاز به ماسک نبود. مراحلی که در طول بازی در مترو ها قرار داشت یکی از بهترین قسمت ها در بازی بودند. نور کم و فضای محدود از جمله ویژگی هایی بودند که بسیار جذاب عمل کردند. سرتاسر بازی از ایده ی مترو ها بهره می گرفت و این باعث موفقیت بازی می شد.

در قسمتی از داستان آرتیوم از طریق موجودی هیولا مانند (!) به نام Dark one (موجودی با جسه ی کوچک و چشمان درشت!)  با هیولاهایی مانند او دوست می شود و با کمک آن ها برای برقراری بقا تلاش می کند. این کاراکتر یکی از مهم ترین نقش ها را در بازی داشت و این نیز یکی از ایده های جالب بازی بود. وجود او باعث دوستی انسان ها با هیولاها شد که با کمک هیولاها بتوانند با انسان های شروری که قصد سوء استفاده از این موقعیت را دارند مقابله کنند. این ایده های جذاب سبب خلق داستانی به یادماندنی شد.

Beyond Two Souls

5. Beyond Two Souls

عنوان ماورا، دو روح از جمله بازی هایی است که در آن ایده های نو و جدیدی به کار گرقته شده که تعداد آن ها بسیار زیاد است. این عنوان در حد انتظار نتوانست موفق عمل کند اما بالاخره همیشه زمان می برد تا ایده های جدید و تازه نفس در میان جمعیت گیمر ها محبوب شوند. داستان بازی یکی از کامل ترین و درگیر کننده ترین رویداد ها را رقم خواهد زد که در آن هیچ ضعفی وجود ندارد. اما گیم پلی به معنای امروزی در این بازی وجود ندارد! این عنوان بیشتر شبیه یک فیلم است اما عواملی که بازی را از یک فیلم مستثنا می کنند بسیار زیاد هستند.

 روند بازی بر پایه ی ایده ی سینماتیک بودن است. بر خلاف بازی های این دوران آدم کشتن و هدشات کردن زامبی ها و یا هر موجود لعنتی دیگر در آن نقشی ندارد! بازی فقط ارائه ی داستان است و اتفااقات داستان به حدی زیبا هستند که مطمئنا آن را به عنوان یک اثر با ایده های خلاق و ناب قبول می کنید. استاد دیوید کیج سازنده ی این بازی قبلا هم با ساخت بازی heavy rain این ایده را معرفی کرده بود اما در ماورا امکانات و خصوصیت های بیشتری قرار داده شده که برتر از بازی قبلی کیج می باشد.

پرواز بر خیال!

Saints RowIV

6. Saints RowIV

این بازی در سال 2013 توانست تجربه های جالب و جدیدی را در میان عناوین دیگر ارائه دهد. بهره گیری از قوت تخیل بیش از حد جذابیت خاصی به بازی می داد. باید گفت که گیم پلی و گرافیک بازی کمک بسزایی در جذاب نشان دادن ایده ی بازی کردند. اما ایده پردازی آن چگونه بود؟ مطمئنا شما نیز مانند خیلی از گیمر های دیگر، به سراغ بازی های رایانه ای می آیید تا حصار محدودیت ها در دنیای واقعی را بشکنید. اگر عقیده ی شما چنین است پس حتما عنوان Saints RowIV را تجربه کنید. بازی با خلق دنیایی تخیلی توانست شما را غرق تر تفکرات کودکیتان کند.

دشمن شما فردی به نام Zinyak است که دنیایی تخیلی را در اختیار دارد. شما نیز با زندانی شدن و زندگی کردن در این دنیا سعی در نابودی و مبارزه با او را دارید. در این سرزمین همه چیز آزاد است! می توانید با سراعت زیاد از این ساختمان به آن ساختمان بپرید و یا در مسیر خیابان ها با سرعت بدوید و ماشین های اطرافتان را نابود کنید.

شما قادر خواهید بود که بر آسمان رنگین شهر پرواز کنید و تجربه ی لذت بخشی داشته باشید. در بازی قدرت های زیادی وجود دارد که هر کدام تخیلی تر و دیوانه کننده تر از دیگری است. به نظر این ایده، ایده ی موفقیت آمیزی بود. سازنده ها با خلق یک محیط تخیلی همه چیز را در اختیارتان قرار دادند و همچنین دست خود را برای ایجاد ایده های دیگر باز گذاشتند. پس اگر وقت آزادی دارید به تجربه ی این عنوان بپردازید و در عمق آن بنگرید!

پرونده ی دشمنان بتمن

Batman Arkham origins

7. Batman Arkham origins

بتمن امسال به اندازه ی کافی موفق نبود اما باید اعتراف کرد که داستان این شماره از سری بتمن یکی از زیباترین داستان ها بود. به کار گیری از ایده های زیاد و تعداد کاراکتر های بازی باعث رقم زدن یک داستان جذاب و به یاد ماندنی شد. ایده های به کار گرفته شده در همه ی نسخه های سری بتمن بسیار زیاد است و از این لحاظ بتمن همیشه موفق ظاهر شده است. در این نسخه داستان بتمن به دوران جوانی اش بر می گردد. زمانی که بتمن جوان تر از هر بتمن دیگر است!

 اما ایده ای که باعث شد داستان بازی هم مانند قسمت های دیگر بازی افت نکند وجود دشمنان و کاراکتر های زیاد سری کمیک های DC بود! وجود آن ها به داستان بازی بسیار کمک کرد و باید گفت که هر قسمت از هیجان داستان را یکی از شخصیت های بازی بر دوش می کشید. تعداد دشمنان جدیدی که در بازی حضور داشتند 8 نفر بود.

همچنین دشمنان قدیمی بتمن در نسخه های گذشته نیز در داستان قرار داشتند. بتمن همیشه و همه جا دشمن های زیادی داشت اما باید اعتراف کرد که در این نسخه هم تعداد آن ها هم جذابیتشان و هم داستانی که رقم می زدند یکی از برترین ویژگی ها بود.

Brothers: A Tale of Two Sons

8. Brothers: A Tale of Two Sons

این بازی در سپتامبر سال 2013 برای پلتفرم های X360وPS3 عرضه شد. در نگاه اول تم ساده ای دارد اما داستان بازی با تمام ساده گی اش ایده ی زیبایی را به همراه داشت. داستان در رابطه با دو برادر بود که هیچ نام و نشانی نداشتند! فقط هدف آن ها تنها، گشتن به دنبال دارو و پیدا کردن آن برای بهبودی مریضی پدرشان بود. مطمئنا تعامل بین شخصیت ها در بازی های رایانه ای اهمیت زیادی دارد به طوری که این تعامل به حدی در بعضی از بازی ها زیاد می شوند که از هم پاشیدن آن غیر ممکن است!

 سازنده ای این عنوان با به کار گیری از ایده ی دو برادر در بازی این تعامل را به بیشترین حد خود رساند و سبب شد تا داستان بازی هر چند ساده اما جذاب شناخته شود. این ماجرا بیشتر شبیه یک کتاب داستان است! اما جذابیت های زیاد آن به کنار! آن ها در طول بازی با شخصیت های زیادی رو به رو می شوند و  با ارتباط با آن ها نمونه ی دیگری  از دوستی و محبت در بازی های را به نمایش می کشند. دشمنان در بازی اغلب یک هیولا هستند اما همه ی هیولا ها در بازی بد شمرده نمی شوند!

 

Gone Home.9

Gone Home یکی از داستان های جذاب و درگیر کننده در میان عناوین سال 2013 ارائه کرد. این بازی مستقل است که توسط The Fullbright Company ساخته شده و توانست با تمامی امکانات کم یک بازی مستقل از این امتحان موفق بیرون آید. داستان بازی بسیار درگیر کننده است!

شخصیت اصلی داستان زمانی که از یک مسافرت طول و دراز باز می گردد کسی از اعضای خانواده اش را در خانه پیدا نمی کند. او هنگام جست و جو در خانه با اتفاقات زیادی رو به رو می شود که هر یک جذاب تر از دیگری است. شواهدی از خواهرش پیدا می کند و وجود شخصیت خواهرش داستان را درگیر کننده تر به پیش می برد.

 اما ایده ی جذابی که در بازی قرار داده شده است گنگ بودن داستان است! جذابیت داستان بازی از گنگ بودنش سر چشمه می گیرد اما این وضعیت همچنان باقی نمی ماند. با پیدا کردن شواهد و مشخصات زیاد در بازی چالش ها کم و زیاد می شود و می تواند حداقل ساعت ها ذهن شما را از داستان زیبای بازی درگیر کند. با وجود امکانات کم سازنده ها، آن ها خیلی خوب توانستند از پس یک بازی جالب هر چند ساده بر آیند و این  نتیجه ی بهره برداری از ایده های زیادی است که قبل از ساخت بازی ارائه می شود.

Tomb raider.10

لارا کرافت اینبار باز هم به سراغ گیمران مشتاق آمد و با عنوانی جدید و موفق توانست دل آن ها را به دست بیارود. بازی Tomb raider در مارس سال 2013 خیلی ها را مشتاق به تجربه ی خود کرد. لاراکرافت اینبار تغییرات زیادی کرده بود و داستانی که پیش رو او قرار داده شده بود نیز متفاوت تر از نسخه های گذشته به نظر می رسید. بازی داستان زیبایی را ارائه کرد و ایده های درون آن مملو از جذابیت ها بود.

 چالش های داستان به بیشترین حد خود رسید و  ذهن بازیکن ها را درگیر کرد. اما ایده ای که باعث زیبایی سرتاسر داستان شد چالش های زیاد مرگ و زندگی و تلاش زیاد انسان ها برای بقا و زندگی روزمره بود. لارا در طول بازی چندین بار به پیشواز مرگ رفت و توانست جان سالم به در ببرد. اون جتی بعضی مواقع به حد مرگ زخمی شد اما باز هم توانست زنده بماند و زندگی کند!

غیر از داستان بازی در طول گیم پلی مرگ های وحشیانه ای به سراغ بازیکن می آید و گریز از این مرگ ها نیاز مهارت بالایی از سوی گیمر است. همچنین سابقه ای در بین بازی های رایانه ای متعدد کم پیدا می شود و این عنوان توانست با استفاده از این ایده ها داستانی جالب و زیبا را تشکیل دهد.

بیشتر این بازی ها از عناوین معروف اخیر هستند. مطمئنا بازی های معروف ایده های زیاد تر و جذاب تری را برای اعمال در خود دارند آن ها طی نسخه های مختلف شکست ها و پیروزی های زیادی داشتند. یک ایده ی تک می تواند کمک بسیار زیادی به داستان و حتی موفقیت بازی کند. هرچند عناونی هستند که هر ساله با یک تم ساده فروش خوبی خواهند داشت اما هیچگاه از نظر عقیده ی گیمر ها سربلند شناخته نمی شوند.

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید