طبق گزارش خبرگزاری هالیوود ریپورتر، در فیلم Predator: Badlands، شکارچی جوان نه تنها از دست پدر سلطهگرش فرار میکند، بلکه در مسیر داستان، اهمیت حساسیت، محبت و ارتباطات انسانی را میآموزد. این تحول او را از یک شکارچی خشن به موجودی حساس با گرایشی خاص تبدیل میکند.
در جدیدترین فیلم مجموعه Predator با عنوان Predator: Badlands که توسط دن تراختنبرگ کارگردانی شده، شخصیت اصلی، یک شکارچی جوان به نام دک با بازی دیمیتریوس شوستر کولواماتانگی، تحولی جالب و غیرمنتظرهای را تجربه میکند. برخلاف آنچه که در آثار پیشین مجموعه Predator دیدیم، این شکارچی که توسط پدر سلطهگرش مورد آزار قرار گرفته، درسهای مهمی در زمینه حساسیت و محبت میآموزد و با دو زن جسور و متفاوت (یکی ربات و دیگری بیگانه) ملاقات میکند که یکی از آنها دوست صمیمیش میشود. این فیلم، که به نظر میرسد در راستای یک تغییر عمده در روند داستانهای این مجموعه ساخته شده، به بررسی ویژگیهای انسانیتر این موجودات بیگانه پرداخته است.
طبق گزارشهای منتشر شده در خبرگزاری هالیوود ریپورتر، این فیلم نه تنها به تماشاگران یک شکارچی با ویژگیهای جدید و نرمتر را ارائه میدهد، بلکه دک در این فیلم به یک شخصیت حساس و حتی مهربان تبدیل میشود. او که در ابتدا توسط پدرش به دلیل اندازه کوچک و ضعیف بودنش مورد اذیت و آزار قرار میگیرد، در روند داستان نه تنها اعتماد به نفس پیدا میکند، بلکه در عین حال درسهایی در زمینه اهمیت حساسیتهای انسانی میآموزد.
اگرچه شاید تماشاگران از کنار گذاشتن تصویر خشن و مردانه Predators در فیلمهای قبلی ناامید شوند، اما این Predator جدید به شکلی خاص و غیرمنتظره با دنیای اطرافش ارتباط برقرار میکند. یکی از نکات قابل توجه، آشکار شدن گرایشهای خاص دک در فیلم است. این تغییرات در داستان و شخصیتها به نظر میرسد نشان دهنده یک رویکرد جدید در ارائه داستانهای مجموعههای بزرگ هالیوودی باشد، به ویژه در زمینههایی که به شخصیتپردازی و دنیای درونی شخصیتها پرداخته میشود. آن طور که منتقدان اشاره میکنند، این فیلم با تغییر زاویه دید و تبدیل موجودی بیرحم به شخصیتی حساس و مهربان، فاصله زیادی با فیلمهای قبلی این مجموعه گرفته که همواره داستانهایی تاریک و خونین را روایت میکردند.
این همچنین اولین بار است که داستانی از دیدگاه شکارچی روایت میشود، به همین دلیل، تغییرات شخصیتی و احساسی که در این نسخه از Predator مشاهده میکنیم، شاید برای برخی از طرفداران این مجموعه شگفتانگیز و جالب باشد.

















































فقط منم که اینطوری فکر میکنم یا اینا واقعاً دارن با مهربون کردن شخصیت های خشن و خشن کردن شخصیت های مهربون میخوان یه پیامی برسونن؟
ایول
اسپویل فیلم بعدی predator که قراره با سری alien کراس اور کنه :
داستان اینجوری که یه predator و alien میخوان با هم ازدواج کنن ولی خانواده هاشون مخالف این قضیه هستن و در آخر داستان به هم میرسن .
آخی چقدر کیوت ❤️😍
😂😂😅
بعد میگفتم ووکه میگفتن نه
از قیافه پردتورش معلومه یک زن سیاهپوست نست
از غارتگر ۱ به اون شاهکاری با بازی آرنولد رسیدیم به غول مهربان هالیوود مذخرف
فیلم Prey با اینکه تلاش کرد ریشهها را بازسازی کند، در عمل بیشتر شبیه به یک بازنویسی سطحی و بیجان از اسطورهی شکارچی بود — یک موجود فرازمینی که زمانی نماد شرافت در نبرد و ترس خام انسانی بود، حالا تبدیل به شخصیتی خنثی و قابل ترحم شده است.
و حالا با Predator: Badlands، به نظر میرسد حتی آخرین نشانههای هویت فرنچایز هم از بین رفته؛ موجودی که روزی نماد قدرت، وحشت و بقا بود، حالا به یک «غول مهربان هالیوودی» تبدیل شده که فقط برای جلب رضایت بازار و جریانهای روز ساخته میشود.
در واقع، از فیلمی که زمانی آدرنالین ناب بود، به یک محصول بیروح و تجاری رسیدهایم که هیچ احترامی برای میراث اصلی خود قائل نیست.
اگر قرار بود «Predator» به چنین سرنوشتی دچار شود، شاید بهتر بود در همان جنگلهای مرطوب آمریکای جنوبی و در کنار آرنولد، در اوج خود باقی میماند
البته به این خاطر مهربون و بامحبت و عاشقپیشه میشه چون طرف مقابل بانوی زیبا ال فَنینگه، اگه یکی دیگه مثلا بِلا رمزی بود که با دل و رودهش یه سیرابی میزد 🙃
از معجزات بانو ال فانینگ
فیلم Prey با اینکه تلاش کرد ریشهها را بازسازی کند، در عمل بیشتر شبیه به یک بازنویسی سطحی و بیجان از اسطورهی شکارچی بود — یک موجود فرازمینی که زمانی نماد شرافت در نبرد و ترس خام انسانی بود، حالا تبدیل به شخصیتی خنثی و قابل ترحم شده است.
و حالا با Predator: Badlands، به نظر میرسد حتی آخرین نشانههای هویت فرنچایز هم از بین رفته؛ موجودی که روزی نماد قدرت، وحشت و بقا بود، حالا به یک «غول مهربان هالیوودی» تبدیل شده که فقط برای جلب رضایت بازار و جریانهای روز ساخته میشود.
در واقع، از فیلمی که زمانی آدرنالین ناب بود، به یک محصول بیروح و تجاری رسیدهایم که هیچ احترامی برای میراث اصلی خود قائل نیست.
اگر قرار بود «Predator» به چنین سرنوشتی دچار شود، شاید بهتر بود در همان جنگلهای مرطوب آمریکای جنوبی و در کنار آرنولد، در اوج خود باقی میماند
این مجموعه یکی از نمونههای واضح سقوط در هالیوود مدرن است.
ما از فیلمی شروع کردیم که Predator (1987) فقط یک اکشن ساده نبود؛ ترکیبی بود از تعلیق، فضا، مردانگی خام، بقا، و ترس فلسفی از ناشناختهها. فیلمی که در آن هر ثانیه حس میکردی «شکارچی» در سایههاست، و مهمتر از همه: احترام داشت به شعور تماشاگرش.
اما حالا با هر قسمت جدید، مخصوصاً Prey و Predator: Badlands، با اثری روبهرو میشویم که فقط نام Predator را یدک میکشد، نه روحش را.
فیلم Prey را طوری ساختند که گویی بیشتر دغدغهشان این بوده که «مطابق ترندهای روز» باشد تا یک دنبالهی درست. شخصیتها بدون عمق، منطق داستان سطحی، و دشمنی که قرار بود مظهر وحشت باشد، حالا مثل یک تمرین کامپیوتری از کار درآمده. حتی لحظات اکشن هم، به جای اینکه از درون موقعیت و اضطراب بجوشد، به شکلی ساختگی و بیاحساس کنار هم چیده شده.
در Badlands اما اوضاع از این هم بدتر است — در تلاش برای “انسانیسازی” موجود شکارچی، تمام جذابیت رمزآلود و تهدیدآمیزش را نابود کردهاند. همان هیولایی که در قسمت اول در یک دقیقه میتوانست ترس را در مغزت فرو کند، حالا تبدیل شده به موجودی نرم و احساساتی، گویی قرار است برایش دلسوزی کنیم!
هالیوود امروز متأسفانه به جای خلق فیلم، در حال بازسازی خاطرات ماست — اما نه برای ادای احترام، بلکه برای فروش. و همین باعث شده بسیاری از فرنچایزهای بزرگ، از جمله Predator، از درون تهی شوند.
در واقع، اگر آرنولد در قسمت اول نماد انسانِ مقاوم در برابر ناشناخته بود، نسخههای جدید نماد فیلمسازی هستند که دیگر نه جسارت دارد، نه اصالت، نه احترام به بیننده.
گویی از شکارگر به شکار شده تبدیل شدهایم — شکارِ سیاستهای بازاری و فیلمنامههای بیرمق.
🔥 «Predator» زمانی نماد بقا بود، حالا خودش قربانی شده است.
خدایا خودت عاقبت بخیرمون کن 🤣😂