می‌خواهم زنده بمانم | نقد و بررسی Don’t Starve

۵ بهمن ۱۳۹۲ - ۰۹:۰۰

وقتی که اسم بازی Survival به گوش می‌رسد اولین تصویری که از جلوی چشمان تان می گذرد این است که کاراکتر اصلی بازی در حال نبردی با سختی هرچه تمام تر در برابر هیولاهای کشنده است و دشمنان شیطان صفت او و چیزهای وحشتناک قصد نابود کردن او را دارند. حالا در عنوان جدیدی از  Kiel Entertainment یعنی بازی Don’t Starve شما می‎بینید که نجات یافتن در نوشیدن، دست شویی رفتن، خوردن حیوانات وحشی و ساختن سرپناه است آن هم در جایی که چیزی در آن وجود ندارد.

Don’t Starve ثابت می کند که اگر چیزهای اصلی واساسی زندگی را در قالب یک بازی در بیاورید یک عنوان Survival خوب به وجود می آید. حالا ما با هم به بررسی نکات مثبت و منفی این بازی می‌پردازیم.

می‌خواهم همینجا بمانم

در این قسمت نگاهی کلی خواهیم انداخت به گیم پلی بازی Don’t Starve. پس باید محیط زیبا و شگفت انگیز بازی را بشناسیم. محیطی خشن، سرد و بی روح که در انتظار شما خواهد بود تا شما را محک بزند، بهترین شرایطی که شما را ترغیب به زنده ماندن و نجات یافتن می‌کند  ساختاری سرد و بی روح ولی زیبا و کارتونی است که شما را دعوت می کند تا کرمچاله ها، دریاها و کوه ها را جست و جو کنید. اما این چیزها خیلی مهم نیست شروع شدن داستان جالب است، شما برروی زمین هستید و مردی جلوی شما ظاهر می‌شود و می‌گوید سلام رفیق وقت آن است که زنده بمانی و در کسری از ثانیه غیب می‌شود.حالا شما مانده اید و یک دنیا که هیچ نمی‌دانید باید به کجا بروید و چه کار کنید، همین محیط بازی را دوست داشتنی می‌کند و بازیکن را مهیا می‌سازد تا به دیدار دنیای Don’t Starve برود. با دیدن یک بوته می توانید آن را از جا بکنید و آن قدر به این کار ادامه دهید تا به منابع جدیدی دست یابید. بعد با یک دنیا روبرو می شود که در حال تاریک شدن است، بله در این بازی با یک چرخه‌ی آب و هوایی و گذشت زمان  جالبی طرف هستیم، وقتی شب می شود واقعا حس شب را به شما می دهد وشما قادر به دیدن چیزی نخواهید بود. پس چگونه از خود مراقبت کنید؟ به وسیله‌ی یکی از ابتدایی ترین کشف های بشر به نام آتش.

البته آتش های متفاوتی دربازی برای شما وجود دارد و این آتشی که در عکس می بینید یکی از پیشرفته ترین عنوان آن در این بازی است، بله در ابتدا با یک مشعل دستی محیط را نورانی خواهید کرد و سپس آتش هایی با اندازه و نور بیشتر. هر کدام از این آتش ها یا وسایل و مواد دیگر در بازی نیازمند منابع اولیه هستند و هر چقدر محصول شما بیشتر یارای شما در بقا باشد منابع بیشتری باید خرج آن بکنید.وقتی وارد دنیای بازی می شوید زیبایی ساده ی بازی شما متحیر می کند و شما دوست خواهید داشت تا تمامی بازی را ببینید و آن لحظه است که چشمتان به نوار زیرین و کناری صفحه می‌افتد که به شما توانایی مدیریت منابع و البته ساخت آن ها را می‌دهد. در قسمت زیرین اجسام جمع آوری شده توسط شما دیده می شوند و در قسمت کناری ضفحه هم هرچیزی مربوط به ساخت و ساز و Crafting در بازی وجود دارد که شما را بیشتر تحریک می کند تا در دنیای بازی به جمع آوری منابع بپردازید. همچنین شما می‌توانید از کاراکترهای جدید، لباس های جدید، شیوه‌ی رزم جدید و تکنولوژی های جدید استفاده که البته اصلا کار آسانی نخواهد بود. به هرحال بازی در این قسمت خیلی ساده کار شده است چون هر کسی با نگاه اول می داند که برای قطع کردن درختان به چیزی نیاز دارد یا برای سوزاندنشان به آتش نیاز دارد. اما قسمت دیگر از بازی که کمک یارتان در پیداکردن منابع است، نقشه ی بازی است. این نقشه به خوبی کارشده است و بسیار زیبا است و نمایی از تمامی قسمت های بازی که شما از آن ها بازدید کرده اید را دارد به همراه منابع هر قسمت پس لازم نیست شما گیج و سردرگم به دنبال منابع مختلف باشید چون می‌توانید به نقشه ی خود مراجعه کنید و از یک گشت و گذار با هدف در بازی لذت ببرید.

این بازی عبرتی است برای بازیکنان تا به هر چیزی می‌رسند آن را مصرف نکنند بله درست است این بازی از آن بازی های Survival نیست که می‌توانید سنگ و درخت بخورید تا زنده بمانید مثلا شما برای اولین بار به چند تار عنکبوت برخورده اید، به آن نزدیک می‌شوید و بعد عنکبوت های خشمگین شما را می کشند، به همین راحتی و شما باید دوباره و از اول تمامی تلاش خود را بکنید ولی بازی غیر از این قابلیت ها کمیت های دیگری هم برای زنده ماندن دارد یعنی سه شاخصه‌ ی گرسنگی، سلامت جسمانی و سلامت عقلانی، بله شما به جزعنکبوت ها باید نگران چیزهای دیگری هم باشید که بازی را جذاب می‌کند و یک حس واقعی Survival به بازی می‌‍دهد، مثلا شما یک خرگوش را در تله گیر انداخته اید و آن را خام خام می‌خورید و از سلامتی عقلانی و جسمانی شما کم می‌شود، بازی پر است از منابع مختلف ولی بعد از چند روز در بازی متوجه خواهید شد که به غیر از آتش و سرپناه نیاز به عامل مهمتری دارید تا زنده بمانید، غذا. مواد غذایی در بازی خیلی کم پیدا می‌شود و تأثیر خیلی کمی در بازیابی سلامتی شما دارد و ممکن است حتی فاسد باشد و بیشتر از قبل به شما آسیب برساند. پس این شما را مجبور می کند تا به جز شکار هیولا به دنبال غذا باشید ولی حواستان به این نکته باشد که خیلی از منابع بازی دیر تجدید می شوند و یا اصلا دوباره رشد نمی‌کنند پس تمامی درخت های دنیای خود را قطع نکنید شاید در زمان و روز دیگری به آن نیاز داشته باشد و این آینده نگری در بازی باید وجود داشته باشد تا شما قربانی بی فکری خود نشوید. البته خوشحال نباشید که اگر بازی را باختید دفعه ی بعد اول به اینجا خواهید رفت و این کار را خواهید چون دنیای بازی هر دفعه  تغییر می کند. البته ایرادی که می توان به این بخش گرفت این است که  بازی می توانست درجات سختی داشته باشد مثلا مواد اولیه‌ی هر کالا مثل آتش یا سرپناه مشخص نباشد تا بازیکن چند روز با مواد اولیه ی آن دست و پنجه نرم کند و خودش این راز مخفی را کشف کند چون در حال حاضر شما می‌دانید که برای ساخت  آتش به تنه ی درخت، سنگ و چیزهای دیگری نیاز دارید ولی این از هیاهو برای یافتن این امکانات کم نمی کند. در کل می‌توان گفت این بخش از بازی بسیار عالی کار شده است ولی جای بهتر شدن دارد ولی همیشه چیزهای جدیدی را می توانید در بازی مانند آتش گرفتن کشف کنید و از آن ها لذت ببرید! در بازی فعالیت های دیگری هم برای شما وجود دارد که باید خیلی تلاش کنید تا به آن دست پیدا کنید مانند کاشت میوه و ساخت قفس وخانه و خیلی چیزهای دیگر.

از آتش دوری کنید تا مثل من به این وضع دچار نشوید.

هنوز در ابنجا کار دارم

یکی از قابلیت های خلاقانه ی این بازی این است که شما هر چند بار که بخواهید می‌توانید این بازی را تکرار کنید و آن را از سر بگیرید چون هدف بازی همین است. اگر شما بمیرید می توانید دوباره از اول شروع کنید و این برای شما آزاردهنده نخواهد بود چون دنیای بازی هر دفعه شکل مخصوص به خودش را می گیرد و اگر بازی برایتان تکراری یا سخت شده می‌توانید  تمامی چیزهایی که در بازی وجود دارد را کم و زیاد کنید، مثلا تمام دنیا را از هیولاها پر کنید ولی هیچ مواد غذایی در جهان بازی باقی نگذارید. شما آزاد هستید که هر کاری می‌خواهید انجام دهید و به شیوه‌ای بازی کنید که به آن علاقه دارید و هر دفعه حالت های مختلف بازی را امتحان کنید. در دست قبل یک هیولای پشمالو شما را کشت؟ دنیا را پر کنید از هیولاهای پشمالو تا راه شکست آن ها را پیدا کنید و یا به راحتی آن ها را از نقشه‌ی بازی پاک کنید. البته سازندگان بازی در این قسمت هم خلاقیت خود را نشان داده اند، شما در ابتدای بازی به یک کاراکتر دسترسی دارید، اما با پیشروی درون بازی شما به 8 کاراکتر دیگر هم دسترسی پیدا می‌کنید که هر کدام ضعف ها و قدرت های خاص خودشان را دارند. پس نگران نباشید چون اگر بازی کم دارید می توانید خود را یکسال با این بازی سرگرم کنید. با پیشروی در بازی شما به نقاطی می رسید که شاید در 100 دست قبلی که بازی را انجام داده بودید آن را کشف نکرده بودید همین عامل شما را به سمت گشت و گذار در بازی هل می دهد و از طرفی دیگر شب شدن و تلاش برای بقا هم به شما فشار می‌آورد و این تعادل جالبی بین Survival بودن و Adventure بودن بازی به وجود آورده است. بعد از هر دست بازی کردن نقشه شکل خاصی به خودش می گیرد ولی همیشه در جایی که شما در آن شروع به بازی می‌کنید خبری از هیولاهای بزرگ نیست و آن قسمت برای شروع جایی بسیار مناسب و با امکانات کافی است البته یکی دیگر از عواملی که شما را به سمت گشت و گذار سوق می‌دهد پیداکردن کرم چاله هاست که یا شما را به سمت هیولاهای خشن پرتاب می‌کند و یا به جایی پر از منابع اولیه می برد که مانند بهشت در بازی است، پس اگر منابعتان تمام شده است نگران نباشید چون با کمی گشت و گذار در بازی به یک کرم چاله برخورد خواهید کرد که یکی دیگر از جنبه های مثبت بازی است ولی باید دعا کنید که پست این درهای مخفی هیولایی پنهان نشده باشد.

 

دنیای من زیباست

در این قسمت نگاهی خواهیم داشت به گرافیک بازی. بازی از گرافیک کارتونی منحصر به فردی بهره مند است که ایراد زیادی نمی‌توان به آن گرفت چون مثل کارتون ها وکمیک های دهه 20 و 30 می‌ماند و این سادگی جزوی از آن است ولی کمی ضعف در بعضی از کاراکترهای بازی می‌توان یافت، البته این امر جلوه‌های بصری بازی را جالب می‌کند ولی برای بعضی ها ظاهر زیبایی نخواهد داشت؛ بعضی از کاراکتر ها سرهای بزرگ و جثه های کوچک دارند که از جزئیات آن ها را کم می کند و توجهی به آن ها نمی شود که البته خیلی جای ایراد گرفتن ندارد ولی می‌توانست بهتر باشد چون کاراکترهایی که در بازی هستند و جثه‎ی بزرگ و سر کوچک دارند  بعضی اوقات  حرکات جالبی از خود در می آورند که شما را به خوبی سرگرم می کند ولی می‌توانست تعادل بیشتری در بازی برقرار باشد و به همراه انیمیشن های بیشتر که البته برای مواقعی که بیکار ایستاده‌اید انیمیشن هایی طراحی شده است مثل شوت کردن سنگ یا تکان دادن سر و انیمیشن های دیگر. مکان هایی مانند دریاها در بازی جالب کار شده اند و آتش در بازی، درختان، هیولاها و تقریبا همه چیز به بهترین نحوه‌ی ممکن انجام شده است به همراه این که ما تعداد زیادی کاراکتر و برای هر کدام لباس هایی خاص در اختیار داریم که این میل بازیکن را برای ادامه دادن در دنیای بازی زیاد می کند پس Kiel Entertainment به خوبی گرافیک بازی را پیاده کرده است و تقریبا تمامی نقاط بازی عالی کار شده است. همچنین چیزهایی جزئی مانند سبز شدن منابعی که به آن نیاز دارید و چیزهایی که می‌توانید بسازید هم به شما حس نجات یافت و زنده شدن را القا می‌کند. در اینجا شاهکار دیگری را از سازندگان بازی می بینیم، بازی با رنگ ها. در میان دنیای خاکستری و تیره درخت های سبز حس امیدواری را به شما القا می‌کند و امکان ندارد که در بازی نسبت به آن ها بی توجه باشید، همچنین رنگ نارنجی آتش در میان فضای خاکستری به شما حس گرما و نور را القا می‌کند البته بازی دیگری که Kiel Entertainment با رنگ ها کرده است همانطور که در عکس اول می بینید این است: در طبیعت شب که همه جا تاریک و سیاه است، تصویر شما مات و کدر می‌شود و نقش آتش در بازی را به خوبی نشان می‌دهد مانند شعله‌ی شمعی که در تاریکی مطلق تمامی توجه شما را به خود جمع می‌کند همچنین مانند دوربین های دید در شب عمل می‌کند و به شما القا می‌کند که واقعا در یک طبیعت وحشی گیر کرده‌اید. حیوانات کوچکی مانند پرندگان و پروانه ها هم در بازی وجود دارند که کاملا بی آزارند و بسیار زیبا خلق شده اند ولی شما در دنیای بازی آزادید، می‌توانید یک پروانه را شکار کنید و بخورید! در این قسمت از بازی همه چیز به بهترین شکل ممکن انجام شده بود.

ساخت عالی دنیای بازی

آب و باد و آتش و خاک مرا صدا می‌زنند

در این قسمت می خواهیم به یک جنبه‌‍ی دیگر از بازی بپردازیم که بسیار خوب کار شده است بله صداگذاری بازی. بهتر است این گونه شروع کنم، هر چیزی در بازی صدایی متفاوت ولی کارتونی و ساده دارد، وقتی روی چمن یا خاک راه می‌روید، آتش، پرندگان، دریا، هیولاها و خلاصه همه چیز در بازی صدای خاص خود را دارد حتی صدای آتش در مشعل شما با آتش کمپ شما فرق دارد. از آن بگذریم به یک سوال می‎رسیم، چرا این صداها خوب است؟ خوب خودتان فهمیده‌اید اگر هیولایی به کاراکتر حمله کند او صداهایی مانند زجه ای از درد در نمی آورد بلکه  صدایی دیجیتالی و جالب مختص به خود دارد و اگر هیولای پشمی به شما حمله کند صدای فریاد کاراکتر با موقعی که عنکبوت به او حمله کرده‌است متفاوت است. در بازی دیالوگی وجود ندارد که صداگذار بر روی آن ها کار کند و تنها جای بازی، یعنی اول آن، همانطور که قبل تر گفتم، مرد مرموز می‌گوید باید زنده بمانی که باز هم به صورت صدایی دیجیتالی و جالب پخش می‌شود. در تمامی قسمت های بازی آهنگی در پس زمینه وجود دارد و با قرار گرفتن در شرایط متفاوت  ناگهان ریتمش را عوض می کند و یا از حجم صدا استفاده می‎کند تا با زیاد یا کم کردن آهنگ پس زمینه شما متوجه چیزهایی مهم در بازی شوید، البته این سیستم با سیستم رنگ ها که قبل تر از آن یاد شد به خوبی کار می‌کند و صداهای آتش ها و اجسام متفاوت بسیار عالی کار شده و از دیگر ویژگی های آن می‌توان پویا و زنده بودن آن ها را یاد کرد، مثلا شما یک آتش روشن می‌کنید و در آن لحظه آهنگ و موسیقی بازی حالتی امیدوارانه تر پیدا می‌کند، این امر برای مردن یا کم شدن جان هم کار می‌کند و حس خوبی از بازی به شما می‌دهد.

مکان های فوق العاده و تکی در بازی وجود دارد

می‌خواهم زنده بمانم

سیستم گیم پلی بازی بی نقص است و چرخه‌‎ی آب و هوایی و نقشه و قابلیت های دیگر مانند Crafting خیلی خوب کارشده است و توانایی ساخت و ساز در بازی به کمک شما می شتابد. بازی از حس القا از طریق رنگ و صدا استفاده کرده است و طراحی های جالبی در بازی دیده می‌شود البته بعضی از این قابلیت ها جای بهتر شدن دارد. موسیقی در بازی بسیار ساده، پویا و روان است و به شما کمک می‌کند از بازی لذت ببرید. از هرچیزی در بازی انواع متفاوتی وجود دارد، کاراکتر، هیولا، آتش، درخت و …

نکات مثبت : داستان جذاب – صداگذاری گوش نواز – گیم پلی سرگرم کننده

نکات منفی : ضعف در گرافیک

نمره: 95 از 100

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • black.flag گفت:

    ممنون بابت نقد و خیلی عالی بود Yes Yes Yes

    اصلاً از خوشم نیومد No No No

    0
    0
  • OmidRG گفت:

    این بازی سه تا نقطه قوت داره که باعث میشه یه بازی بی نظیر باشه :
    اولیش شخصیت پردازی عالی برای هر کاراکتره … شما وقتی با یه کاراکتر زیاد بازی کنی و توی موقعیت های مختلف موقع بررسی کردن هرچیزی صحبتاشو بشنوی کم کم با شخصیتش آشنا میشی و وقتی اونا رو با ویژگی هاشون توی بازی تطابق میدی فکر میکنی واقعا یه آدم واقعی توی بازی جلوت ایستاده … البته همشونم آدم نیستن ولی خب واقعا شخصیت پردازیشون عالیه . دومین عامل ، گستردگی وحشتناک بازیه … آیتم ها و موجودات و محیط ها و موقعیت های بازی به قدری گسترده هستن که باید ماه ها بازی کنید تا با همشون آشنا بشید … سوم ، صدا گذاری عالی و موسیقی زیبای بازیه … صدای راه رفتن ، استفاده از آیتم ها ، موجودات زنده ی داخل بازی ، همه به صداهای مادنگاری در ذهنتون تبدیل میشن. همچنین موسیقی بازی موقع انجام فعالیت و موقع جنگ ، متناسب با فصل و موقعیت شماس که حس اون محیط رو واقعا بهتون القا میکنه …
    نهایتا اگه این بازی رو تجربه نکنید نصف عمرتون بر فناس ! تا چهار دفعه مردید سریع ولش نکنید … طول میکشه تا یاد بگیرید ولی وقتی یاد گرفتید از لحظه لحظه ش لذت میبرید …

    0
    0
  • M.M.A گفت:

    سلام چطوری میشه سوار گاو ها شد لطفا جواب بدید

    0
    0