در قسمت دوم این سری مقاله به موارد بیشتری از سری رفتارهایی خواهیم پرداخت که در بین گیمرها همچون گناه کبیره تلقی میشوند.
جامعه گیمینگ هر روز در حال گسترش است و با اضافه شدن افراد و ابعاد جدید به این صنعت، بعضا رفتارهای جدیدی پدید میآیند که به سرعت در بین جوامع گیمینگ منفور یا منفی تلقی میشوند. به عنوان مثال، موردی همچون Smurf کردن که در قسمت قبلی به آن پرداختیم، از آن دست مواردی است که تا همین ده سال پیش معنای چندانی نداشت، اما امروزه یکی از منفورترین کارها بین جوامع بازیهای آنلاین رقابتی است. در ادامه به چندین مورد تازه از رفتارهایی میپردازیم که گیمرها آنها را گناه کبیره میدانند.
عدم تجربه بازیها و انتقاد از آنها

این مورد با گسترش اینترنت، رسانههای گیمینگ آنلاین و تعاملات حاصل از آنها به شدت برجسته شده است. بعضا حتی در همین گیمفا خودمان هم افرادی دیده میشوند که بدون اینکه بازی را لمس کرده باشند شروع به انتقاد و ایراد گرفتن یا حتی «بد» یا «متوسط» تلقی کردن آن میکنند. بعضا حتی این مورد را در قبال بازیهای عرضه نشده نیز میبینیم و شخصا به شدت از این رفتار متنفر هستم؛ یکی از مثالهای اخیر این موضوع، Silent Hill 2 Remake بود.
این بازی قبل از اینکه شانس ارائهی خود و تواناییهایش را داشته باشد، پیش از عرضه توسط برخی افراد یک بازی بد یا حتی شکست خورده تلقی میشد و مرکز اجتماع تمام این صحبتها تیم سازنده آن یعنی Bloober Team بود. حتی مدتی پیش، این تیم از تجربه تلخ و فشار عظیمی که در هنگام توسعه این بازی به دلیل قضاوت زودهنگام آن داشتند صحبت کرده بود. خوشبختانه عرضهی این بازی مصادف شد با تودهنی سهمگینی به این دست از افرادی که حتی قبل از اینکه شانسی به یک بازی بدهند، نسخهی آن را میپیچند و دفترش را میبندند.
مثالهای این چنینی زیاد هستند و حتی برای بازیهایی که مدتها از عرضهشان گذشته و اعتبار مشخصی نیز دارند، صدق میکند. برخی افراد بدون اینکه حتی علاقهای به یک بازی داشته باشند، بدون داشتن هیچ تجربهای، در بحثهای حول محور آن شرکت کرده و بر اساس شنیدهها نظر میدهند و بازی را قضاوت میکنند. این رفتار قبل از هر چیزی بیاحترامی شخص به خودش است، چرا که آنقدر خودش را ناچیز میبیند که حتی حاضر نیست با تجربهی یک بازی، نظر مستقل خودش را شکل بدهد و به جای آن صرفا به نظرات افراد دیگر تکیه میکند.
تعیین قوانین برای تبدیل شدن به یک «گیمر واقعی»

گیمینگ، صنعتی متنوع، عظیم و چند لایه است که برای همه افراد چیزی برای ارائه دارد. به عنوان مثال، برخی صرفاً دوست دارند بازیهای آرامشبخش همچون Stardew Valley یا Animal Crossing تجربه کنند، در حالی که عدهای دیگر علاقه به بازیهای آنلاین رقابتی همچون Call of Duty دارند و یا بعضیها هم بازیهای سینماتیک دوست دارند. با این وجود، هستند افرادی که اعتقاد داشته باشند دیگران «گیمرهای واقعی» نیستند! به عنوان مثال، احتمالا در طول این سالها با جمله «اگر TLOU پلی ندادی گیمر نیستی» روبهرو شدهاید.
این دست از افراد عموما علاقه زیادی به قدیسسازی دارند و در همین راستا، تجربههایی را که مقدس میپندارند به طور مستقیم به «گیمر» بودن خودشان تعمیم میدهند. این مورد، از آن دست رفتارهای بچهگانهای است که شخصا فکر نمیکنم افراد از یک سن خاص به بعد انجامش دهند اما همچنان مسئلهای نفرتبرانگیز است. البته این موضوع نباید با بحث تجربه اشتباه گرفته شود. مسلما گیمینگ یک صنعت و سرگرمی تعاملی به شمار میآید که حاصل تخصیص زمان، جسم و ذهن است و قدمت زیادی دارد، بنابراین قطعا افرادی هستند که سالها وقت خود را به یک ژانر، فرنچایز یا به طور کلی گیمینگ تخصیص دادند و تجربهی بیشتری از دیگران دارند.
این دست افراد بعضا سعی میکنند گستره تجربهی گیمرهای تازه واردتر را گسترش دهند و حتی به آنها در راستای یافتن تجربههای جدید کمک کنند. همچنین این قشر لزوما از این خط فکری که «گیمرهای تازه وارد گیمر نیستند» پیروی نمیکنند بلکه شاید بیشتر بر کمبود تجربه آنها و نیازمندی به کسب تجربه بیشتر تکیه کنند که در همین راستا بحثها و محافل گیمینگ مختلفی شکل میگیرد. اما افرادی که مورد بحث ما هستند، خودشان را فراتر و برتر از دیگران تلقی کرده و مدال «گیمر واقعی» را با آب و تاب فراوان به سینه خود میزنند.
حل پازلها به کمک راهنما و بدون هیچ تلاشی

این مورد کمی از حالت کلی خارج شده و بیشتر در بین جوامع متعلق به ژانرهای خاص جا افتاده است. به عنوان مثال آثار اصولی ژانر ترس بقا به شکل گستردهای به پازل و حل آنها تکیه میکنند و روند حل آنها خود به طور مستقیم به ابعاد دیگر تجربه متصل است. بسیاری از طرفداران هاردکور ژانر از جمله خود من اعتقاد داریم حل این پازلها با راهنما و حتی بدون ذرهای تلاش و فکر مستقل در راستای رسیدن به پاسخ، به شدت از لذت تجربه میکاهد. روند حل پازلها میتواند پلیر را وادار به خارج شدن از مکان امن خود و گشت و گذار در محیط کند که در همین راستا محرکهای ترس بازی میتوانند بیشتر خودی نشان دهند. همچنین Backtracking و جستوجوی محیط گاهی کمک به یافتن آیتمهایی میکند که ممکن است از قلم انداخته باشید.
آزمون و خطا، تفکر و یافتن ارتباط بین آیتمها، مکانها و مکانیزمها بخش عمدهای از این تجربهها محسوب میشود که تعامل با آنها یک روند چند لایه و غیرخطی را بوجود میآورد و مهمتر از همه، موجب همگرایی شما با محیط و اتمسفر میشود. حال اگر کسی در لحظه برخورد با اولین پازل به سرعت گوگل یا یوتوب خود را باز کرده و با کمک یک راهنما آن را حل کند، تقریبا تمامی این ابعاد را از دست میدهد و صرفا یک تجربه تک بُعدی خطی را دنبال میکند. راهنماها عموما به طور دقیق راه رسیدن به هدف، آیتمهایی که در این مسیر وجود دارند و حتی دشمنانی که با آنها روبهرو خواهید شد را تشریح میکنند و در نهایت لقمه را کامل جویده و در دهان پلیر میگذارند.
البته شخصا فکر میکنم گاهی استفاده از راهنماها بد نیست. بالاخره زمان شاید مهمترین دارایی ما باشد و از همین رو اگر شخصی احساس میکند دقایق طولانی و یا حتی ساعتها روی یک پازل خاص متوقف شده، استفاده از یک راهنما میتواند این سد را از سر راه او برداشته و اجازه دهد به روند عادی تجربهاش بازگردد. با این حال، افرادی که به کلی در آثاری که پازلها بخش مهمی از تجربهشان هستند، به کلی از آنها چشمپوشی کرده و به سراغ راهنما میروند، برای بسیاری از جمله من قابل درک نیستند. چرا اصلا زمان خود را صرف تجربهی اثری بکنید که اصلا قصد تعامل کامل و معنادار با آن را ندارید؟!
انتخاب کلاس پشتیبان در بازیهای آنلاین و عدم انجام وظیفه

اگر اهل تجربه آثاری همچون Dota ،Overwatch ،Rainbow Six Siege و یا هر بازی آنلاین تاکتیکمحور دیگری باشید قطعا این مورد را با پوست و استخوان درک خواهید کرد. در چنین تجربههای تاکتیکالی که هر شخص در تیم نقش و هدف مشخصی دارد، عملکرد بهینه تکتک اعضای تیم بسیار حیاتی است. به عنوان مثال، اگر در حین تجربه Dota 2 یکی از خطوط و پلیرهای حاضر در آن هماهنگی لازم را نداشته باشند و یا طبق نقش خود عمل نکنند، ممکن است کلیت سرنوشت آن مسابقه در همان جا مشخص شود.
اگر شخصی که در هر یک از این بازیها، نقش Healer یا پشتیبان را ایفا میکند اما با این وجود به جای ایستادن پشت تیم خود و بازیابی سلامتی آنها، به دنبال گرفتن Kill باشد، آن تیم ممکن است به کلی مسابقه را واگذار کند. مورد عجیب در این مورد آن است که عموما کاراکترهای پشتیبان از جمله Healerها و یا حتی Tankها، مشخصا از توان حملات تهاجمی زیادی برخوردار نیستند. حتی بازی کردن با این کلاسها در قالب تهاجمی جذاب نیست اما با این وجود، همچنان افرادی هستند که اصرار دارند باید با این دست از کاراکترها تهاجمی بازی کنند! Battlefield نیز یکی از بهترین نمونههای این مورد است؛ همانطور که میدانید، تجربههای Battlefield نیز بر پایه همکاری تیمی گسترده و تکیه بسیار به سیستم کلاسبندی بازی است.
با این وجود گاهی، شما پلیرهایی را مشاهده میکنید که کلاس Medic را انتخاب میکنند و در حالی که شما و چندین نفر دیگر روی زمین در حال جان دادن هستید، به جای انجام وظیفه خود، به وضوح از کنارتان عبور کرده و همچون رمبو به میان دشمنان میپرند و طولی نمیکشد که با تیر به نزدیکترین دیوار میخ میشوند. این دسته از افراد به شدت بین جوامع بازیهای آنلاین تاکتیکال منفور هستند و به نظرم این نفرت کاملا توجیه شده است، چرا که عملکرد خودخواهانه و بعضا احمقانه این دست از افراد میتواند روند بازی تیم به شکلی منفی تاثیر بگذارد.
قرض گرفتن بازی از دوستان و بازنگرداندن آنها

شخصا به شدت از این دست افراد زخم خوردم؛ من همیشه وسواس بسیار زیادی روی بازیهایم داشتم و سلامتی آنها به بسیار برایم حائز اهمیت بود. با این وجود، بارها پیش آمده است که بازیهایم که همچون آینه تمیز و شفاف بودند را به یکی از دوستانم میدادم و به دلایل مختلف یا هرگز آن را پس نمیگرفتم و یا جنازه آن به من بازگردانده میشد. همین مسئله باعث شد از نقطهای به بعد، به هیچ عنوان بازیهای خودم را به کسی قرض ندهم، بلکه هر کسی که بازی خاصی از من طلب میکرد آن را برایش روی یک یا چند دیسک کپی میکردم و به او میدادم.
فکر میکنم تمام ما که به نوعی عاشق گیمینگ هستیم، حساسیت بسیار زیادی روی بازیهایمان داریم؛ مخصوص امروزه که یک بازی چندین میلیون تومان قیمت دارد. البته در گذشته هم این بازیها از ارزش معنوی بسیار بالایی برایمان برخوردار بودند و حتی شاید آنها را همچون دوستان خود میدیدیم. بنابراین زمانی که تصمیم میگرفتیم یکی از بازیهایمان را به کسی قرض بدهیم، به راستی همچون کندن تکهای از وجودمان و دادن آن به شخص دیگری بود. بعضا این حرکت نشان از اعتماد بسیار زیاد گیمرها نسبت به آن شخص داشت، هرچند که بسیاری لزوما این مسئله را درک نمیکردند.
حقیقتا خیلی دوست دارم بدانم در خانه این افراد چه میگذشت که هر چیزی وارد آن میشد، به شکل عجیبی ناپدید میشد. یا حتی اگر بازیمان موفق به نجات از آنجا میشد، زمانی که به ما بازمیگشت انگار یک دوری در خیابانهای لندن زده و توسط اراذل مورد ضرب و شتم با چاقو قرار گرفته است! در هر صورت، همانطور که اشاره کردم، در بین گیمرها قرض دادن بازی میتواند نشان از اعتماد بالا به شخص مقابل باشد. اما گاهی این دست از افراد بیمسئولیت وجود داشتند که حتی سعی هم نمیکردند از امانتی که دوستشان به آنها داده نگهداری کنند و از همین رو این رفتار حسابی بین گیمرها منفور و زننده شد.
به پایان یک قسمت دیگر از این سری مقاله رسیدیم؛ همانطور که میبینید رفتارهای بسیاری هستند که بعضا بین جوامع گیمینگ ناخوشآیند و یا «گناه» تلقی میشوند. برخی از افراد شاید این رفتارها را داشته باشند و حتی لزوما متوجه نامطلوب بودن آنها نباشند اما در هر صورت تمامی این موارد به نوعی تاثیر منفی روی تجربههای گیمینگ و حتی تعاملات حاصل از آن دارد. شما بیشتر از کدام مورد بدتان میآید یا حتی تحت شعاع آن قرار گرفتید؟

















































این سری مقاله و سری لذتهای واقعی گیمرها خیلی عالی هستند. لطفاً ادامشون بدید!
دزدیدن لوت یار و خراب کردن بخشی از خونه یارو جوری که نفهمه و وقتی استفاده کنه از اون قسمت گندش در بیاد
در مورد قرض گرفتن بازیا من هم به شدت زخم خوردم واقعا
۱۲ سال پیش سایت هایی برای دانلود گیم های کر*ک شده نبودن اون موقع و من تمامی بازی هارو با سی دی می گرفتم
بعضیاشونم خراب بود همیشه فقط ۳ تا از جی تی ای ای وی سی دی داشتم و همیشه هم بازیای شرکت عصر بازی درست کار می کرد
بالای ۵۰ تا سی دی وای اینارو تو یک محفظه ای می گذاشتم که دست جن هم بهش نرسه و به شدت حساس
هرچند برای داداشم بود ولی خب منم حساس بودم
هر موقع هم پسرعموم میومد دقیقا کیلویی سی دی می گرفت می برد باز خداروشکر سالی یکبار میومد
می گرفت هم دیگه پس نمی داد
عامو برای شما هم بازی ها سانسور شده بود؟
مورد اول واقعا آزاردهنده هستش.
اینم یه مورد که به بازی های ایزومتریک یا دوربین از بقل بگی بازی دو بعدی.
برای مثال بگی دوتا یه بازی دوبعدیه
مورد دوم به شدت رو مخه
چسی رفتن بعضی ها واسه خریدن قانونی بازی ها و تجربه نکردنشون بصورت کرکی، هکی و کپی خور.
اون آنچنان اعصاب خورد کن نیست این که بقیه گیر بدن چرا کرک میزنی اعصاب خورد کنه
یادمه زمانی که بتلفیلد پلی میدادم به قدری هیل میکردم که بدون گرفتن کیل جزو ۵ تای اول میشدم.
یا بارها شده با ساخت استحکامات دفاعی به تنهایی کل گیم رو کری میکردم .تو مپ های خیلی بزرگ با یه دوربین صدها assist میگرفتم فقط با مارک کردن دشمان .
دوستان لطفا اگه ساپورت میشینید کارتونو درست انجام بدید واقعا رو گیم تاثیر داره.
به شما میگن پلیر مفید کاش یار رندوم من شما باشید تا بازی به آدم کیف بده نه فشار خوردن از یار های بیخود ¤
تشکر
ساپورت واقعی شمایی من اکثرا engineer میرم و با کله و c4 و RPG میرم تو تانک و وقتی میمردم حداقل ۳ تا مدیک رو سرم یورتمه میرفتن هر سری و ریوایو نمیکردن واقعا عذاب آور حالا تو مد راش وقتی ساپ میشینم یارو نیوفتاده رو زمین ریواو میکنم. این درست نیست به گفته حرف دوست عزیزمون درست ساپورت کنید.
تشکر دوست عزیز.
-عدم تجربه بازی و انتقاد از آنها-این بدترین چیزیه که نه فقط برای ویدیوگیم بلکه توی بقیه مدیوم ها هم هست، یعنی طرف اینقدر داره بصورت تخصصی و باجزئیات بازی که حتی یک ثانیه ش رو هم تجربه نکرده، نقد میکنه که انگار خودش بازیو ساخته. توی فضای مجازی که این افراد بسیار زیادن، حتی یکبار من بازی metal gear rising revengeance رو به یک نفر پیشنهاد دادم تا اومدم توضیح بدم که چرا بازی خوبیه شروع کرد به نقد کردن که نه این بازیش خوب نیست و چرته کمبتش خوب نیست، خسته کننده س، بیگ باس کجا و این کجا با این نسخه متال گیر رو خراب کردن و……آخرشم فهمیدم اصلا بازیش نکرده. بعضیا کلا اینجورین که وقتی خودشون از چیزی خوششون نمیاد میخوان اونایی که اون چیز رو دوست دارن رو به جونش زهر کنن(عامیانه گفتم)، من خیلی از بازیارو سلیقه ی خودم نمیدونم یا علاقه ای به پلی دادنشون ندارم مثل دیزگان ولی هیچوقت نظر بد و هیت ندادم بهشون
من توی دوتا۲ سالهای سال ساپورت بازی کردم.
یه روز تو یه بازی اینقدر اعصابم به هم ریخت که تصمیم گرفتم دیگه ساپورت بازی نکنم و از اون به بعد کری پلی بدم.
اونجا بود که فهمیدم چقدر ساپورت مهمه…
واقعاااا ساپورت مهمه…
شاید با یه کری یا تانک یا میدر متوسط بشه برد
ولی اگه ساپورت خوب نباشه تیم قطعاااا میبازه.
قدر ساپورتها رو بدونید، ساپورت شاید کیل نگیره ولی کل بار استراتژیک تیم رو حمل میکنه…
خدایی مورد آخر خب طرف باید برگردونه مگه خیریه باز کردیم؟
🟢 کلی از بازیهام رو بردن و معلوم نشد چی شد …
✅ اگرم برمیگردوندن با کلی خش به دیسکش بود 😑
خش دیسک…
گذشت زمانی که استرس برگشتن بازی هامون داشتیم .
الان دیگه شده سایت مورد اعتماد و چندتا کلیک
بازی نصب و تمام.
«حل پازلها به کمک راهنما و بدون هیچ تلاشی» خیلی موضوع مهمیه این اینترنت و فضای مجازی ضربه بزرگی به خیلیا زده به شخصه بارها دیدم بعضیا تا یک چالش میبینن فوری میزنن یوتیوب اصلا به خودشون زحمت نمیدن فکرکنن کافیه یه بار این کارو بکنی دیگه عادت میشه و اون لذتی که بعد از حل یک معما هست از دست میره خب حداقل اگه بعد از تلاش زیاد نتونستید حل کنید راهنمایی بگیرید نه اینکه از همون اول این کارو بکنید انگار که فکرمیکنن مسابقس سریع میخوان حل کنن تا از بقیه عقب نمونن تازه بعضیها حتی برای از بین بردن باس فایتها و یک سری دشمنا هم راهنمایی میگیرن خب اینطوری دیگه عملا ذهنشون تنبل میشه کلا حل چالشها بدون کمک صبر و تمرکز ذهنی رو تقویت میکنه و تجربه بازی رو عمیق تر میکنه اینطوری انقدر حرفه ای میشی که بازیهای دیگه برات مثل آب خوردن میشن، خسته نباشید جناب زرمهر مقاله مفیدی بود
به نظر من اگه یک نفر فکر میکنه که در وضعیتی هست که انرژی و حوصله حل کردن معماها و دشمنان سخت رو نداره بهتره کلاً سمت اون بازی نره.
خودت داری میگی که الان ما توی عصر اینترنت هستیم پس دیگه بهانهای برای اینکه نمیدونستم اون بازی سخته و نمیدونستم معماها زیاد داره نداریم. شما میتونی یک تحقیق مفصل بکنی که مثلاً آیا یک بازی مثل سیک سانگ چه ویژگیهایی داره و آیا مناسب انجام دادن هست یا نه. اگه فکر میکنی این سبک به دردت نمیخوره کلاً میتونی سمتش نری
لزوماً به این معنی نیست که شما آدم بدی هستید یا مهارت پایینی دارید ممکنه توی شغل خودتون آدم موفقی باشید و زندگی خیلی خوبی هم داشته باشید ولی لزوماً تو یک موقعیتی نباشید که انرژی و حوصله حل کردن پازل توی بازیها رو داشته باشید و به نظرم در این موقعیت میتونید برید سمت اون سبک از بازیها که براتون مناسبتره
مگر اینکه حس و حالتون تغییر کنه و دوباره دلتون بخواد برید سمت یک بازی که چالش داره. و وقتی که تصمیم گرفتید سمت یک بازی چالش برانگیز برید دیگه باید اون چالش رو قبول کنید
مگر اینکه دیگه بعد از ساعتها فکر کردن دیگه واقعاً راهی به ذهنتون نرسه به اون وقتم به نظرم راهنماییهای کوچیک به نظرم گزینه بهتریه
این مورد خیلی انتخابی هست و بستگی به سازنده هم داره
من یادمه معما یا پازلهای قدیمی بیشتر رویه ای تست های iq داشتن و اینجوری بود که هر کس با هر فرهنگ و سن و زبانی میتونست جواب رو پیدا کنه با کمی گشتن و آزمون و خطا
جدیدا داینگ لایت ۲ بازی کردم رمز گاو صندوق رو گذاشته تاریخ استقلال آمریکا
انگار وظیفه ملی همه دنیا هست که این روز رو بشناسن خوب معلوم خیلی ها بلد نیستن و مجبورن برن اینترنت سرچ کنن
من خودم به شخصه چون انگلیسیم ضعیفه و دیگه واقعا گاهی متوجه نمیشم بازی ازم چی میخواد با عکس ترنسلیت کمک میگیرم و خودم جلو میبرم و ویدیو آموزشی نمیبینم به نظرم شما هم همین کارو کنید چون واقعا لذت اون کار میره و برای شما دیگه چالشی نداره اون بازی یا هر کار دیگه ای .
درود
برادر مشکل ترنسلیت نیست
مشکل اینه که اطلاعاتی رو کردن معما و پازل که خیلی ها خبر ندارن
مثل همین تاریخ استقلال امریکا یا نمیدونم تاریخ استقلال هر کشوری یا تاریخ شروع و پایان جنگ جهانی یا جنگ ویتنام این تاریخ ها رو نمیشه تو معما به کار برد بله بعضی کشورها بلدن مثلما یه فرد امریکایی بهتر بقیه جهان روز استقلال کشورش رو میدونه یا تاریخ جنگ ویتنام رو یه ویتنامی بهتر از همه بلد هست
دونستن این تاریخ ها قرار نیست به من و یا شما چیزی اضافه کنه اینا اطلاعاتی هم که با گشتن و سوال پرسیدن میشه پیدا کرد
مثلآ تست iq تو کل دنیا ۱ جور هست و مشکلی برای کسی پیش نمیاره
بنظرم این انچنان مهم نیست. یکی حوصله نداره ولی میخواد اون بازی رو تجربه کنه پس راهنما میزنه. آره لذتش بیشتره ولی نمیتونیم به یکی بگیم چجوری بازی کن چجوری بازی نکن
یک موضوعی که بهش اشاره کردید و من هم باهاش موافقم همین موضوع گیمر واقعی یا بازیکن واقعی هست.
خیلی از بازیهای ویدیویی هستند که راهها و بیلدهای خیلی متنوعی برای پیشروی توی بازی در اختیار شما میذارند. شما میتونید جادوگر باشید یا با شمشیر یا نیزه یا تیر و کمان یا هر ابزاری که دلتون میخواد تو بازی پیشروی کنید. یک موضوع خیلی طبیعی توی بازیهای نقش آفرینی هست.
خیلیا ممکنه توی یک بازی نقش آفرینی یک سلاح خوب پیدا کنند یا اصلا از همون اول یک کلاس دوربرد انتخاب کنند. یه چیزی که مخصوصاً توی بازیهای سولز هم طبیعیه.
ولی وقتی که شما این کار را میکنید ، یه سری از افراد هستند که بهتون میگن نه شما داری بازی رو اشتباه انجام میدی حتماً باید اون بیلدی رو انتخاب کنی که من دلم میخواد و دوست دارم. مثلاً معتقد هست که حتماً باید با سلاحهای سنگین بازی را انجام بدی و مثلاً اگه سلاحهای پرسرعت یا جادو استفاده کنی بازی را اشتباه داری انجام میدی.
حال آنکه این بازیها اکثراً نقش آفرینی هستند و ساخته شدند که به شما تنوع بدن در انتخاب و شما با توجه به سلیقه خودتون بازی رو اونجوری که خواستید پیش ببرید. دقیقاً همینجوری که توی صنعت بازیهای ویدیویی کلی انتخاب دارید که اون بازی که دلتون میخواد رو انجام بدید. اگه شما بازیهای سینما تیک دوست ندارید میتونید سمت اونها نرید.
برای همین به نظرم احترام به سلیقه همدیگه یکی از مهمترین کارهایی هست که میتونیم به عنوان یک گیمر انجام بدیم
بازی نکردن یه عنوان و نقد کردنش که خیلی رومخه متأسفانه خیلی شاهدش هستیم طرف نیم ساعت اول یه بازی رو پلی میده نظرشو راجع به کل بازی میده
هیچ اثری رو نمیشه کامل بدون تجربه کردن درک کرد حتی آثار بد شاید خوندن نقدا یا شنیدن نظرات فقط یک دید کلی به شما از اثر بده حالا میگی مازوخیسمم مگه برم چیزی که جزو بدیهیاته همه میدونن بده مثل فوراسپوکن بازی کنم تا درک کنم چقدر بده حرف شما کاملا درسته ولی در مورد بقیه اثار شما فقط زمانی درک میکنی یه اثرو دوست داری یا نه ، چقدر خوبه ، چه ویژگی هایی داره ، چه تصورات غلطی ازش تو سوشال مدیا وجود داره و چرا بهش میگن مثلا شاهکار رو فقط با تجربه کردنش میفهمی و برای همین به شدت توصیه میکنم راجب یک اثر تا زمانی که خودتون تجربش نکردید هرچیزی رو باور نکنید اثری که ممکنه یکی ازش لذت نبره شما عاشقش باشید یا بفهمید چقدر راجبش اشتباه میکردید من خودم شخصا راجب انیمه دیدن بسیار گارد داشتم و وقتی اثار خوب رو تماشا کردم فهمیدم چقدر تمام این سال ها اشتباه میکردم که نسبت به همچین مدیوم فوق العاده ای گارد داشتم
مورد اول جدیدا خیلی ترند شده
«یه بازی حشره ای رندوم دو بعدی که میاد بی دلیل استیم رو میترکونه»
آخه مرد حسابی هالوو نایت رندومه؟ بی دلیل؟ به شدت رو مخ و رو اعصاب شدن یوتوبرا…
برا گرفتن ویو و کامنت هر غلطی میکنن
با توجه به این متن من انقدر گناه کردم که باید اعدام بشم…😂
من باید اعتراف کنم.
وقتی تو پازل های بازی ها گیر میکنم و مغزم نمیکشه میرم تو یوتوب حلش رو نگاه میکنم.
من گناهکارم 😭
طلب آمرزش
منم .البته نه همیشه .گه گاهی
سال ۱۴۰۷: رفتارهایی که گیمرها «گناه کبیره» میدانند (پارت ۵۴۷)
حل کردن معما با راهنما بزرگترین گناه برای من تو بازی کردن هست
یک بار موقع بازی کردن رسیدنت اویل ۷ اینکار رو کردم و فقط اون جمله گوست اف سوشیما میومد تو ذهنم که می گفت هیچ شرافتی نداری😂