لطفا مارا بترسانید | نقد و بررسی بازی Amnesia : A Machine For Pigs

۲۷ شهریور ۱۳۹۲ - ۱۹:۳۴

در اینکه دنباله‏ی یکی از موفق‏ ترین بازیهای Survival Horror  تاریخ بازیهای رایانه ای، یکی از بی ارزش ترین بازی های امسال است شک نکنید. اصلا فکرش را هم نمیشود کرد که چرا دنباله ی آن بازی، که خودش تقریبا توانست مدل جدیدی از ترس و وحشت را به گیمرهای امروزی نشان دهد، باید بازی ضعیفی چون A Machine For Pigs  باشد. بدون هیچ اغراقی، این بازی، حتی لیاقت گرفتن نام Amnesia  را هم به خود ندارد، چه برسد به آنکه آنرا دنباله ی بازی Dark Decent هم حساب کنیم. اما چرا ؟

File:Amnesiaamachineforpigscoverart.jpg

Amnesia : A Machine For Pigs

 سازنده : Chinese Room

ناشر : Frictional Games

سبک : Survival Horror / Adventure

فقط میخواهم چند دلیل بیاورم که بازی Amnesia: A Machine For Pigs  از هیچ دیدی، بازی خوبی نیست.

اولین دلیل ؛ Amnesia ی قبلی نیازی به دنباله نداشت. طمع سازندگان باعث شد تا یه دنباله ی ضعیف ساخته شود. با اینکه داستان بازی چندین و چندسال قبل از بازی  A : DD  اتفاق می افتد، اصلا دلیلی هم نداشت که نام بازی Amnesia  باشد. اما حالا که شده و به بازار هم آمده، جنسی بنجل دست مارا گرفته است که به نام Amnesia به فروش میرسد و در حقیقت هیچ ارزشی هم ندارد. پس اولین دلیل، کلاهبرداری به نام Amnesia  است.

دلیل دوم؛ این بازی ترسناک نیست. راستش بیشتر به یک ادونچر رازآمیز شبیه است. ترسی که باید در یک Amnesia  داشته باشیم ترسی است که از درون به مخاطب وارد میشود. نیازی به جن و پری و هیولا هم نیست. ترسی که بیشتر از تنهایی می آید و حتی راه رفتن را هم در بازی سخت میکند. اما بازی جدید، این ترس را ندارد. در فضاسازی میماند، برای ترساندن هیچ تلاشی نمیکند و تکلیفش با خودش هم مشخص نیست. یکی از وحشتناک ترین کارهای A:DD  این بود که شما یک در را باز کنید. میبیند که از یک موقعیت بسیار ساده، یک دلهره ی خوشایند در می آمد و حتی مهم هم نبود که پشت این در اتاقی خالی بود یا غولی کریه الچهره. اما در بازی جدید علاوه بر اینکه این درباز کردن ها به امری معمولی و طبیعی تبدیل شده، هیچ تلاشی هم برای ترساندن مخاطب نمیشود. با چندتا افکت صوتی مضحک و موسیقی تکراری دلهره آور که نمیشود اتفاق ترسناک ساخت. اصلا تا سه چهار مرحله که  پیش رفتید، یک اتفاق که بتواند شما را بترساند هم پیدا نخواهید کرد. حالا ترسناک پیش کش؛ نمیشود اتفاقی پیدا کرد که یک مقدار دلهره آور باشد، یا یک کم بتواند به شما گوشزد که که باباجان! این بازی ترسناک است. جاهایی در بازی هست که بر حسب اتفاق ( و نه برنامه ریزی قبلی) محیط کمی ترسناک میشود. یعنی فضا آماده میشود که ترسی به مخاطب القا شود، اما دریغ از حرکتی که این فضا را به ثمر بنشاند. یعنی جاهایی هست که به بازی التماس میکنید ” تو را به جان عزیزت مارا بترسان!” اما…  مثلا در راهرویی تاریک راه میروید، چراغ دستی تان کم نور میشود. خب در این حالت، بقال سرکوچه تان را هم بیاورید، کلی ایده ی محشر میدهد که فضایی ترسناک ایجاد شود اما در کمال ناباوری،‌ کمی که جلوتر بروید نور به حالت اصلی بر میگردد و نه شما ترسیده اید و نه سازندگان به خودشان زحمت داده اند. دلیل دوم هم شد، ترسناک نبودن بازی.

aamfp 2013-09-17 13-51-02-04

اینجا یکی از جاهایی است که به بازی التماس میکنید :” جان مادرت مارا بترسان!”

دلیل سوم؛ کور شدیم! این آقایان ( و خانم ها)ی سازنده که نه قرار است مارا بترسانند و نه قرار است مارا هیجان زده کنند، نور محیطها را آنقدر کم کرده اند که حتی با Brightness  صد هم کور میشویم، اگر بخواهیم محیط را بررسی کنیم. مسلما این کم آوردن تیم سازنده را میرساند. وقتی دیده اند که بازیشان ترسناک نشده باخودشان گفته اند، بیایید نور صفحه را کم کنیم تا اولا اینطوری مثلا مخاطب را بترسانیم و دوما بتوانیم محیط کم جزییات و بی روحمان را پوشش دهیم. اینطوری با یک تیر دو نشان زدیم!

گرافیک در این قسمت اگر نگوییم پسرفت، هیچ پیشرفتی هم نداشته. حتی اینجا دیگر خبری از آن رنگهای الهام بخش که در نسخه ی قبل دیدیم هم نیست. آن گلبرگ ها یا رنگهای صورتی که در تناسب کامل با مراحل بازی DD   بود را که یادتان هست؟ در بازی جدید فقط همان اوایل بازی، سعی در فضاسازی و ایجاد یک محیط رعب آور میشود و پس آن و در مراحل بعد، این بخش عملا از بازی بیرون انداخته میشود. در اوایل بازی که ماندس تازه از خواب بیدار میشود و خود را در این عمارت بزرگ میبیند، طراحی ویکتوریایی داخل عمارت خیلی به چشم می آید و قسمت رعب آورش هم، بیشتر به تابلوهایی است که از دیوارها آویزان است.  این تابلوها، آثار سوررئالی هستند که وقتی در این محیط قرار میگیرند، تناسب خوبی پیدا میکنند و احساس ترسی را به مخاطب منتقل میکنند که البته زیاد در بازیهای ویدئویی تا بحال استفاده نشده است. تصویر مردی با کت و شلوار که سرش سر یک خوک است یا تصویر انسانی که توسط چند نفر به دو طرف کشیده میشود. اینها خیلی خوب است اما بازهم در اوایل بازی متوقف میشود، چرا که در مراحل بعد، محیط بازی به کارخانه تغییر پیدا میکند و آنجاست که فقط افت شدید بازی ست که خودنمایی میکند. در محیطهای کارخانه ای که بیشترشان در تاریکی مطلق هستند، جز دود و رنگهای مرده ی و ترکیبی مشکی و نقره ای چیز دیگری به چشم نمیخورد. در این محیطها هیچ چیز چشم گیری نیست و این رنگها با این شدت، مخاطب را از بازی دلزده میکند. بخصوص اینکه در در همین موقع یک خوک هم دنبالتان بیفتد و کم شدن نور چراغ دستی هم روی اعصابتان باشد! پس دلیل سوم شد بی توجهی به فضاسازی و درجا زدن گرافیک بازی از نسخه ی قبل.

جاهایی هست که به بازی التماس میکنید ” تو را به جان عزیزت مارا بترسان!” اما…

دلیل چهارم؛ نزدیک ترین بازی ترسناک عرضه شده به بازی Amnesia عنوان Outlast  بود. با اینکه آن بازی ایراداتی داشت اما ترسناک بود و خرده داستانی داشت. داستان آن بازی که خیلی بی سر و ته تمام شد اما شروع خوبی داشت و لااقل میتوانست به مخاطب انگیزه ی ادامه ی بازی را بدهد و مخاطب را کنجکاو کند که پشت این تیمارستان مخوف چه تشکیلاتی است.

Amnesia ی جدید که تقریبا در هیچ کدام از بخش های “یک بازی خوب بودن” نتوانسته بود بدرخشد، این امید را در دلها داشت که لااقل شاید داستان جمع و جوری برای تعریف کردن داشته باشد. با توجه به پیشینه ی استدیو Chinese Room و تجربه ی بازی ارزشمند Dear Esther این امید آنچنان هم بیراه نبود اما باز هم پس از مرحله ی اول، این امید ما به ناامیدی تبدیل شد.

فضاهای بیرونی ( که تعدادشان خیلی کم است) با ارفاق، از بخش های خوب بازی اند

مقدمه ی طولانی و منتظر نگه داشتن مخاطب برای شروع داستان، اصلی ترین مشکل داستان Amnesia : AFP است. در این کش دادن مقدمه، با توجه به اینکه هیچ تلاشی هم برای نزدیک کردن مخاطب به شخصیت اصلی صورت نمیگیرد و فقط قصد دارد داستان را شروع کند، بازهم مخاطب را میپراند. بازی برای گفتن داستانی که حداکثر 5 دقیقه طول میکشد، دو مرحله وقت میگذارد و فقط مارا مجبور میکند که شیر فلکه بپیچانیم و دستگیره بکشیم! بدون هیچ تحرک و هدفی. جالب است که خیلی جاها مخاطب را دست کم هم میگیرد و به تکرار مکررات میپردازد. مثلا در بیشتر Journal های بازی میبینیم که حرفهایی گفته میشود که همین چند لحضه قبل دیدیمشان و واقعا نیازی به دوباره تعریف کردن رد شدن یک خوک از جلوی شخصیت اصلی را نداریم. این از یک طرف و اسنادی هم که در بازی پیدا میشود برای گیمر چیز تازه ای به ارمغان نمی آورد و کلمات تخصصی از شیمی و … در آن زیاد استفاده شده است. اما داستان در ادامه سورپرایزهایی برای رو کردن دارد اما آن را هم فقط مخاطبانی میتوانند ببینند که بتوانند چندین مرحله را تحمل کنند!پس داستان بازی هم قدرت جذب همه نوع  مخاطبی را ندارد، این هم از دلیل چهارم.

 Amnesia: A Machine for Pigs کلا بازی عجیبی است. عجیب است چون نمیشود که دنباله ی یک بازی به آن خوبی، عنوانی به این ضعیفی باشد و دوباره عجیب است چون از Chinese Room که  عنوان فوق العاده ای چون Dear Esther را در کارنامه دارد انتظار چنین کاری نمیرفت. اما حالا که شده و این بازی هم ارزش چندانی ندارد. کنسولی ها میتوانید با خیال راحت ماجراهای مایکل و فرانکلین و ترور را دنبال کنید؛ مطمئن باشید چیزی را از دست نخواهید داد …

0
0

مطالب جنجالی

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید